eitaa logo
💘دلتو بسپـار به من💘
39.1هزار دنبال‌کننده
54.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
13 فایل
منتظر دریافت پیامهاتون هستم🥰 @Sayehwahite . . . تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/2078212208C12847e46a5
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 دلم می‌خواد یه تجربه از ایام فاطمیه براتون تعریف کنم که هنوزم بعد از چند سال، یادش می‌افتم اشک توی چشمام جمع می‌شه... اون سال دخترم برای یه موضوع مهم خیلی ناراحت بود و من به‌عنوان مادرش، بیشتر از خودش غصه می‌خوردم. هر کاری از دستم برمی‌اومد انجام داده بودم، ولی نتیجه‌ای نگرفته بودیم. شب‌ها وقتی همه می‌خوابیدن، می‌رفتم توی اتاقم و یواشکی گریه می‌کردم که دخترم متوجه حال من نشه. توی همین روزها، یکی از دوستام دعوتم کرد مجلس روضه حضرت زهرا (س). راستش اولش حال رفتن نداشتم، ولی گفتم شاید نشستن توی مجلس مادر سادات، یه کم آرومم کنه. وقتی رسیدم، مجلس ساده‌ای بود. خانم‌ها با لباس مشکی نشسته بودن و بوی چای تازه‌دم توی فضا پیچیده بود. مداح روضه می‌خوند و من هم سرم رو پایین انداخته بودم و اشک می‌ریختم. آخر مجلس، وقتی همه مشغول دعا شدن، منم از ته دلم گفتم: «یا زهرا جان، من مادرشم، طاقت دیدن ناراحتی بچه‌م رو ندارم. از خدا می‌خوام هرچی خیرشه، همون براش پیش بیاد.» چند روز بعد، یه تماس غیرمنتظره داشتیم. موضوعی که مدت‌ها باعث ناراحتی دخترم شده بود، با صحبت و همراهی چند نفر بالاخره به سمت حل شدن رفت. وقتی دیدم دوباره خنده به صورتش برگشته، انگار دنیا رو بهم داده بودن. همون شب دوباره برای تشکر به خدا پناه بردم و از ته دل شکر کردم. از اون سال به بعد، هر وقت ایام فاطمیه می‌رسه، سعی می‌کنم حتماً توی یه مجلس روضه شرکت کنم؛ نه فقط برای حاجت خواستن، برای اینکه یادم بمونه توی سخت‌ترین روزها هم می‌شه امید رو حفظ کرد و برای بهتر شدن اوضاع قدم برداشت. خدایا، به حرمت حضرت زهرا (س)، هیچ مادری رو شرمنده اشک‌های فرزندش نکن و به دل همه خانواده‌هایی که روزهای سختی رو می‌گذرونن، آرامش و گشایش عطا کن. 🖤🤲🏻 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 امروز از صبح یه عالمه کار ریخته بود سرم. هم کارای خونه بود، هم چندتا کار شخصی داشتم که باید انجام می‌دادم🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 امروز از صبح یه عالمه کار ریخته بود سرم. هم کارای خونه بود، هم چندتا کار شخصی داشتم که باید انجام می‌دادم. انقدر مشغول شدم که اصلاً نفهمیدم ظهر کی شد. ناهار هم هنوز درست نکرده بودم. وقتی شوهرم اومد خونه، دیدم دیگه وقت ندارم یه غذای درست‌وحسابی آماده کنم. بهش گفتم بیا فعلاً یه چیزی با هم بخوریم، بعداً یه غذای خوب درست می‌کنم. هنوز حرفم تموم نشده بود که شروع کرد به دعوا کردن. می‌گفت مگه از صبح چیکار می‌کنی که حتی یه ناهار هم نتونستی درست کنی؟ مگه من ازت چی می‌خوام؟ منم مونده بودم چی بگم. دلم می‌خواست بهش بگم تو که نمی‌دونی از صبح چند بار کارام نصفه مونده، چند بار خواستم بشینم یه استراحت کنم و دوباره یه کاری پیش اومده. منم آدمم، خسته می‌شم، گاهی کارام به هم می‌ریزه و نمی‌رسم همه‌چیز رو سر وقت انجام بدم. مگه قراره هر روز همه‌چیز دقیقاً طبق برنامه پیش بره؟ چیزی که بیشتر از خود دعوا ناراحتم کرد، این بود که حتی یه لحظه هم نپرسید چرا نرسیدی غذا درست کنی. اصلاً براش مهم نبود که شاید حالم خوب نبوده یا کار غیرمنتظره‌ای پیش اومده. فقط ناهار آماده نبود و همین کافی بود که همه زحمت‌های دیگه‌م رو نبینه. من از اون زنایی نیستم که بخوام مسئولیت خونه رو گردن کسی بندازم. تا جایی که بتونم همه کارا رو انجام می‌دم، ولی بعضی روزا واقعاً نمی‌رسم. دلم می‌خواست امروز به جای دعوا، می‌گفت اشکالی نداره، حالا یه چیزی می‌خوریم، بعداً درستش می‌کنی. الانم با اینکه از صبح خسته بودم، از ناراحتی دیگه اصلاً اشتها ندارم. بیشتر از ناهار آماده نبودن، این فکر اذیتم می‌کنه که چرا بعضی وقتا زحمت‌های یه زن دیده نمی‌شه و فقط همون کاری که انجام نداده، به چشم میاد. کاش همسرم می‌فهمید که منم گاهی به جای سرزنش شدن، فقط به یه ذره درک شدن احتیاج دارم. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 این اتفاق مال چند سال پیشه، ولی هنوزم وقتی ایام فاطمیه می‌رسه، یادش می‌افتم و دلم می‌لرزه...🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 این اتفاق مال چند سال پیشه، ولی هنوزم وقتی ایام فاطمیه می‌رسه، یادش می‌افتم و دلم می‌لرزه... اون موقع پدرم یه مشکل مالی پیدا کرده بود و هر روز بیشتر توی فکر فرو می‌رفت. از اون آدم‌هایی بود که هیچ‌وقت جلوی بچه‌هاش از گرفتاری‌هاش حرف نمی‌زد، ولی من از سکوتش می‌فهمیدم چقدر تحت فشاره. چند بار دیدم یواشکی حساب‌وکتاب می‌کنه و بعد دفترش رو می‌بنده و می‌ره یه گوشه می‌شینه. دلم آتیش می‌گرفت، اما کاری از دستم برنمی‌اومد. نزدیک ایام فاطمیه بود که تصمیم گرفتم به نیت حضرت زهرا (س)، یه نذری ساده بدم. پول زیادی نداشتم؛ با همون مقداری که توی توانم بود، چند تا غذای ساده درست کردم و بین همسایه‌ها پخش کردم. موقعی که داشتم ظرف‌ها رو آماده می‌کردم، اشک توی چشمام جمع شده بود و فقط از خدا می‌خواستم یه راهی جلوی پای پدرم بذاره. چند روز گذشت تا اینکه یه روز پدرم با حال متفاوتی اومد خونه. برخلاف روزهای قبل، لبخند کوچیکی روی لبش بود. گفت یکی از طلب‌هایی که مدت‌ها فکر نمی‌کرد بتونه پس بگیره، بالاخره پرداخت شده و حالا می‌تونه بخشی از بدهی‌هاش رو تسویه کنه. باورم نمی‌شد! همون‌جا بغض کردم و رفتم توی اتاقم. سجاده‌ام رو پهن کردم و فقط گفتم: «خدایا شکرت که یه نفس راحت به بابام دادی.» 🥹❤️ نمی‌دونم اسم این اتفاق رو چی باید گذاشت، اما برای من که روزهای نگرانی پدرم رو دیده بودم، اون خبر یه لطف بزرگ بود. از اون روز هر سال توی ایام فاطمیه، هرچقدر هم دستم تنگ باشه، سعی می‌کنم به اندازه توانم کاری برای دیگران انجام بدم؛ حتی اگه شده یه غذای ساده یا کمک کوچیکی به کسی که نیاز داره. بعضی نذرها بیشتر از اینکه به سفره‌های رنگارنگ احتیاج داشته باشن، به یه دل پاک و نیتی خیر نیاز دارن. 🖤 خدایا، به حرمت حضرت زهرا (س)، سایه پدر و مادر رو از سر هیچ‌کس کم نکن و به همه پدرهایی که بی‌صدا بار نگرانی خانواده‌شون رو به دوش می‌کشن، توان و آرامش عطا کن. 🤲🏻🌹 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 همیشه سکوت کردن به معنی بی‌محبتی یا بی‌تفاوتی نیست. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 همیشه سکوت کردن به معنی بی‌محبتی یا بی‌تفاوتی نیست. بعضی وقت‌ها آدم اون‌قدر ذهنش درگیر مشکلات و فکرهای مختلفه که حتی حوصله توضیح دادن حال خودش رو هم نداره. مثلاً همسرت از سر کار برمی‌گرده، سلام می‌کنه، شامش رو می‌خوره و گوشه‌ای می‌شینه. نه مثل همیشه شوخی می‌کنه، نه از اتفاق‌های روزش حرف می‌زنه. تو هم ممکنه با خودت فکر کنی حتماً از من ناراحته، دیگه مثل قبل دوستم نداره یا حوصله بودن کنار من رو نداره. اما شاید تمام روز با یه مشکل کاری درگیر بوده، شاید نگران آینده‌ست یا شاید فقط یه روز سخت رو پشت سر گذاشته. به‌جای اینکه با سؤال‌های پشت سر هم یا دلخوری، مجبورش کنی همون لحظه حرف بزنه، آروم بهش بگو: «حس می‌کنم امروز خسته‌ای. اگه دوست داری حرف بزنی، من هستم؛ اگه هم الان حوصله نداری، اشکالی نداره.» این جمله ساده بهش نشون می‌ده که برای نزدیک بودن به تو لازم نیست همیشه سرحال باشه و برای هر سکوتی توضیح پس بده. البته اگر این سکوت طولانی شد و روی رابطه‌تون تأثیر گذاشت، بهتره در زمان مناسب درباره‌اش صحبت کنید. قرار نیست یکی همیشه در سکوت بمونه و دیگری هم مدام حدس بزنه چه اتفاقی افتاده. گاهی بهترین همراهی اینه که به همسرت فرصت بدی حالش رو پیدا کنه، بدون اینکه احساس کنه بابت حال بدش هم باید از خودش دفاع کنه. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 عزیز دختر من ۲۲ سالش وپسر همسایه ۳۱ سالش ۲ پیش مادرش آمد خاستگاری دخترم قرار شد صحبت کنن🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 باسلام خدمت خانم های گل وآدمین عزیز دختر من ۲۲ سالش وپسر همسایه ۳۱ سالش ۲ پیش مادرش آمد خاستگاری دخترم قرار شد صحبت کنن به تفاهم برسن که همون ماه اول به مشکل برخورد کردن دوبار ی سال دیکه همین خواستن صحبت کنن به مشکل برخورد کردن بعد فهمیدم دخترم داره بهش فکر می کنه سه هفته پیش آمدن دوباره دخترم راضی نبود ولی من گفتم بزار بیان خاستگاری رسمی آمدن حرف زدیم دختر م با پسره حرف زدن اکه شد از فردا ش دو دل شد داشتیم می رفتمم اانگشتر بخریم گفت مامان نریم گفتم بیا بریم پشیمان میشی رفتم با پسره خیلی خوب بود رفتیم خریدیم آمدیم لباس خریدیم مهمان ها را دعوت کردیم دیدم ی روز موندا به مراسم. حال من ودخترم خراب جشن بهم زدیم الان هر دو افسرده شدیم حال مون خوب نیس این وسط دخترم نه میگه آ ره نه میگه بله زیر چشاش کبود شده داغون حالا پسره شغلش آزاد دخترم دانشجو،و معلم زبان چکار کنم تورا خدا کمکم کنید این هم مثل دختر خودتون چکار کنم‌مو؟؟?🌹🌹آدمین عزیز درج کنید خدا خیرتون بده🙏لطفا خواهرانه کمک کنید دختر من هم مثل دختر خودتون الان دیکه کاملا به هم خورده ارتباتوشون ولی دخترم باز داره به اون پسره فکر می کنه چکار کنم 🙏🙏🙏 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 در جواب خانمی که برای لباس خونگی از شوهرش پول خواسته 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 در جواب خانمی که برای لباس خونگی از شوهرش پول خواسته، عزیزم لباس خونه هم لباسه دیگه، آدم که نمی‌تونه هر روز با لباسای کهنه و رنگ‌ورورفته بگرده. تو هم حق داری برای خودت لباس نو بخری، قرار نیست همه نیازهای خونه برطرف بشه و نوبت به تو که می‌رسه بگن لازم نیست. 🍃🌸 در جواب خانمی که برای لباس خونگی از شوهرش پول خواسته، منم یه زمانی همین مشکل رو داشتم. برای خودم چیزی نمی‌خریدم، ولی اگه بچه‌ها چیزی می‌خواستن فوری تهیه می‌کردم. یه روز دیدم لباسای خونه‌م دیگه واقعاً قابل پوشیدن نیستن، بازم وقتی خواستم پول بگیرم شوهرم گفت هنوز که لباس داری! از اون روز فهمیدم بعضی وقتا باید خودمون هم نیازمون رو جدی بگیریم و خجالت نکشیم از اینکه برای خودمون خرج کنیم. 🍃🌸 در جواب خانمی که برای لباس خونگی از شوهرش پول خواسته، البته باید شرایط مالی خونه رو هم در نظر گرفت. اگه واقعاً دخل‌وخرجشون به هم نمی‌خونه، می‌شه با هم توافق کنن که فعلاً یه دست لباس بخره و بعداً بیشتر تهیه کنه؛ ولی اینکه آدم نیاز همسرش رو با تمسخر جواب بده، درست نیست. می‌شه محترمانه گفت الان امکانش نیست، نه اینکه طرف رو از خواسته‌اش پشیمون کرد. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 من متاهل هستم دارای ۶ فرزند ۳تا دختر و۳تا پسر چندسال پیش شوهرم میگفت میخام .. 🍃