🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام دوستان توروخدا اگه میدونید راهنماییم کنید
من گردنم هعی قارچ میزنه
نمیدونمدیگه چیکار کنم میشه راهنمایی کنید
منمدوس دار شما یگانه🥺
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
ﺍﻭﺍﯾﻞ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ ......
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ....
ﺣﺎﻻ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ....
ﺍﯾﻦ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷﮑﻞ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮﺍﺳﺖ........
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
📖#داستان
وقتی کـه نشستم تا مطالعه کنم، نیمکت پارک خالی بود. در زیر شاخههاي طویل و پیچیدهي درخت بید کهنسال، دلسردی از زندگی دلیل خوبی برای اخم کردنم شده بود، چون دنیا می خواست مرا درهم بکوبد. پسر کوچکی با نفس بریده بـه من نزدیک شد. درست مقابلم ایستاد و با هیجان بسیار گفت: “نگاه کن چه پیدا کردهام!”
در دستش یک شاخه گل بودو چه منظرهي رقتانگیزی! گلی با گلبرگ هاي پژمرده. از او خواستم گل پژمردهاش را بردارد و برود بازی کند. تبسمی کردم، سپس سرم را برگرداندم. اما او بـه جای ان کـه دور شود، کنارم نشست و گل را جلوی بینی اش گرفت و با شگفتی فراوان گفت: “مطمئنا بوی خوبی میدهد و زیبا نیز هست!
بـه همین دلیل ان را چیدم. بفرمایید! این مال شماست. ان علف هرز پژمرده شده بود، و رنگی نداشت، اما میدانستم کـه باید ان را بگیرم و گرنه امکان داشت او هرگز نرود. از اینرو دستم را بـه سوی گل دراز کردم و پاسخ دادم: “ممنونم، درست همان چیزی اسـت کـه لازم داشتم.”
“ولی او بـه جای این کـه گل را در دستم بگذارد، ان را در وسط هوا نگه داشته بود، بدون دلیل یا نقشهاي داشت!”
ان وقت بود کـه برای اولین بار مشاهده کردم پسری کـه علف هرز را در دست داشت، نمیتوانست ببیند، او نابینا بود! ناگهان صدایم لرزید، چشمانم از اشک پر شد. او تبسمی کرد و گفت: “قابلی ندارد.” سپس دوید و رفت تا بازی کند.
توسط چشمان بچهاي نابینا، سرانجام توانستم ببینم، مشکل از دنیا نبود، مشکل از خودم بودو بـه جبران تمام ان زمانی کـه خودم نابینا بودم، با خود عهد کردم زیبایی زندگی را ببینم و قدر هر ثانیهاي کـه مال من اسـت را بدانم و ان وقت ان گل پژمرده را جلوی بینی ام گرفتم و رایحهي گل سرخی زیبا را احساس کردم.
مدتی بعد دیدم ان پسرک، علف هرز دیگری در دست دارد، تبسمی کردم: “او در حال تغییر دادن زندگی مرد سال خورده دیگری بود.”
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام به همه عزیزان امیدوارم حال دلتون خوب باشه.من ۲۵ ساله ازدواج کردم با مادرشوهر توی یه خونه زندگی میکنم که بدبختیای خودشو داره😔ولی من مشکلم شوهرمه خیلی دوستم داره ازنظر محبت وعاطفه هیچ مشکلی ندارم راه به راه بوسم میکنه بغلم میکنه جلو بقیه چنان قشنگ اسممو صدا میزنه واحترام میزاره که زبونزد شده ولی چه فایده مشکل من اینکه هیچوقت بهم پول توجیبی نمیده یا خرجم نمیکنه چند سال خودم کار کردم طلاخربدم لباس ومقداری پس انداز کردم که طلاهارو با پس انداز ازم گرفت ماشینشو عوض کرد منم دیگه کار نکردم فقط بدونه من پول دارم فوری ازم میگیره الانم حسابم خالی شده خیلی عذاب میکشم ۳تا بچه دارم برا خودشو بچه ها خرج میکنه وقتی به من میرسه میگه ندارم همیشه فکر میکنم تواین زندگی فقط یه کلفتم وبرای نیاز جنسیش میخوام دوست ندارم جلوبچه ها دعوا کنم مجبورم کنار بیام دارم دیوانه میشم واقعا زندگی برام سخته خیلی سخته لطفا راهنمایی کنید🙏
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
💧 #شکایت_نکنید !
💎 لقمان در آغاز، برده خواجه ای توانگر و خوش قلب بود. ارباب او در عین جاه و جلال و ثروت و مکنت دچار شخصیتی ضعیف و در برابر ناملایمات زندگی بسیار رنجور بود و با اندک سختی زبان به ناله و گلایه می گشود، این امر لقمان را می آزرد اما راه چاره ای به نظر او نمی رسید، زیرا بیم آن داشت که با اظهار این معنی، غرور خواجه جریحه دار شود و با او راه عناد پیش گیرد. روزگاری دراز وضع بدین منوال گذشت تا روزی یکی از دوستان خواجه خربزه ای به رسم هدیه و نوبر برای او فرستاد. خواجه تحت تأثیر خصائل ویژه لقمان، خربزه را قطعه قطعه نمود به لقمان تعارف کرد و لقمان با روی گشاده و اظهار تشکر آنها را تناول کرد تا به قطعه آخر رسید، در این هنگام ....
خواجه قطعه آخر را خود به دهان برد و متوجه شد که خربزه به شدت تلخ است. سپس با تعجب زیاد رو به لقمان کرد و گفت: چگونه چنین خربزه تلخی را خوردی و لب به اعتراض نگشودی؟ لقمان که دریافت زمان تهذیب و تأدیب خواجه فرا رسیده است، به آرامی و با احتیاط گفت: واضح است که من تلخی و ناگواری این میوه را به خوبی احساس کردم اما سالهای متمادی من از دست پر برکت شما، لقمه های شیرین و گوارا را گرفته ام، سزاوار نبود که با دریافت اولین لقمه ناگوار، شکوه و شکایت آغاز کنم. خواجه از این برخورد، درس عبرت گرفت و به ضعف و زبونی خود در برابر ناملایمات پی برد و در اصلاح نفس و تهذیب و تقویت روح خود همت گماشت و خود را به صبر و شکیبایی بیاراست.
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه من همسرم فوت شده یدونه هم پسر دارم
همسرم بیمه کشاورزی بود ۳سال بودسالی ۳میلیون میرخت حالا علاوه بر غمش که دارم
میسوزم حالم اصلا خوب نیس موندم که چکار کنم نون شبمو از کجا دربیارم بچمو چکار کنم
پدر مادر همسرم زندن توروخدا راهنماییم کنید منم باشم یه داغ دیده یه غمگین
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7