eitaa logo
💘دلتو بسپـار به من💘
39.1هزار دنبال‌کننده
54هزار عکس
1.3هزار ویدیو
13 فایل
منتظر دریافت پیامهاتون هستم🥰 @Sayehwahite . . . تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/2078212208C12847e46a5
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام در مورد کتاب خوب برا همسرداری پرسیده بودن من کتاب همسرداری مومنانه نوشته سیدمحمدباقر حسینی رو پیشنهاد میکنم عالیه👌👌 اگه بخوان میتونم ایدی فروش کتاب هم براشون شخصی بفرستم پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 امشب حال دلم خیلی بده از درون دارم میسوزم نمیدونم حکمت خدا چیه قربونش برم.. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام امشب حال دلم خیلی بده از درون دارم میسوزم نمیدونم حکمت خدا چیه قربونش برم.. هفته ششمه بارداری ام طبق سنو گرافی ولی تاریخ اخرین پریودیم با سنوتقریبا تا دو هفته تاخیر داره امروز رفتم‌برای تشکیل قلب گفت قلبش نمیزنه هفته پنج بارداری هم رفتم گفت خیلی کند میزنه این اتفاق دقیقا پارسال همین موقع ها برام‌افتاد هشت هفته بودم که گفت جنین ایست قلبی کرده حالا دوباره میخوام ان شالله فردا سنو رو تکرار کنم حالم خیلی خرابه دلم میخواد تا جون دارم‌فقط بشینم گریه کنم و ضجه بزنم بلکه صدام ب گوش، خدا رسید برام دعا کنید.....😭😭😭😭 بندری ام از دیار جنوووب پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 میخواستم بدونم کسی از فرشینه بانو خرید کرد 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام عزیزم خداقوت بانو جان من ازدوستان سوالی دارم میخواستم بدونم کسی از فرشینه بانو خرید کرده فرشینه ها چجورین میسه ب عنوان فرش ازشون استفاده کرد یانه فرشینه ها جورین ک هر چند متر ک بخوای انداره ی اتاق یا پذیرایی هست ممنون میشم نظراتتون رو بفرمایید❤️🌹 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
💘دلتو بسپـار به من💘
🪭🪞 فقط هفت سالم بود که ناخواسته عاشق شدم تا اومدم عاشقی کنم خونبس شدم برای عمارت خان ...
🪭🪞 فقط هفت سالم بود که ناخواسته عاشق شدم تا اومدم عاشقی کنم خونبس شدم برای عمارت خان ...
💘دلتو بسپـار به من💘
🪭🪞 فقط هفت سالم بود که ناخواسته عاشق شدم تا اومدم عاشقی کنم خونبس شدم برای عمارت خان ...
گرم‌ خواب می‌شد خودش بی صدا اشک می‌ریخت تا دلِ من نلرزه از این بخت سیاه. یک هفته مونده به چهلم کاووس قرار بود با چند تا از ریش سفیدهای طایفه راهی عمارت جهان خان بشیم تا من رو پیشکشی عمارت جهان خان کنن، عمارتی که یه روزی به رسم خواستگاری برای من اومده بودن و حالا به رسم خو.نبس باید می‌رفتم توش. شبِ قبل از رفتن، عمارت شده بود ماتمکده و صدا از هیچ کس در نمی‌اومد، برادرم جاوید کنار من و ننه چمان نشسته بود و چون سن و سالی هم نداشت نه باباخان حرفش رو می‌خوند نه می‌تونست پشت من در بیاد و فقط با غم نگاهم می‌کرد که از صدای کوبیده شدن پر شدت در عمارت که صداش توی اون سکوت دل آدم رو می‌لرزوند همه از اتاق هامون اومدیم بیرون، در عمارت باز شد و یزدان که قدم‌هاش شده بود مثل یه مرد بزرگ اومد توی حیاط و داد کشید: خان عمو به خداوندی خدا نمی‌ذارم عروسم رو خ.ونبس کنی، خودم می‌رم یه عمر نوکری جهان خان رو می‌کنم اما از تُرنگ بگذر خان عمو! صدای یزدان دلم رو می‌لرزوند، بعد این همه وقت صداش رو شنیده بودم و دلم می‌خواست یه بار دیگه صورتش رو ببینم، خواستم جلو برم که ننه چمان دستم رو کشید و باباخان رفت طرف یزدان و با قهقهه گفت: چی میگی پسرِ عزیز؟ من و آقات حرفامون رو زدیم، اگه قرار مداری هم بوده هم قیمتش زمین دادم و دِینی به گردنم نیست، برو از عمارت من بیرون تا حرمت نشکستم و ندادم بیرونت کنن. یزدان که این حرف‌ها سرش نمی‌شد چند قدم اومد جلو و توی نور چراغ دستیِ باباخان تا صورتش رو دیدم قلبم تند تند می‌زد و پاهام‌ سست شد و با زانو خوردم زمین، یزدان که می‌خواست چیزی بگه با زمین خوردن من نگاهش برگشت طرفم، حال یزدان هم بهتر از احوال من نبود و چشم‌هاش خبر از دل بی‌تابش می‌داد‌. دلم می‌خواست همونجا و توی اون نگاه برای همیشه جون بدم و صورت یزدان بشه آخرین تصویر زندگیم، یزدان کلافه صورتش رو چرخوند طرف باباخان و گفت: خان عمو این دختر رو می‌خوای خ.ون بس بفرستی؟ حال و روزش رو ببین؟ چرا دلت سنگ شده خان عمو؟ مگه از اول نگفتی تُرنگ برای منه، حالا به خبط و خطای بختیار نو عروس من رو می‌خوای قربونی کنی؟ باباخان از حرف‌های یزدان اخم‌هاش توی هم گره خورد و گفت: گنده تر از دهانت حرف می‌زنی پسرِ عزیز، تو چند سالته که حرف از خاطرخواهی...
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
رضا که حسابی کلافه به نظر می رسید با عصبانیت نفسش رو بیرون فرستاد و طلبکارانه گفت : انگار تو آدم نیستی مهربانو ! میگم هیچ کس نباید من رو این دور و برها ببینه اون وقت تو دو ساعته یه لنگه پا من رو این جا نگهداشتی و سیم جین می کنی ! یعنی تو این عمارت خراب شده که اندازه ی یه شهره یه گُله جا واسه من پیدا نمی شه یه چند روزی بچپم توش تا آب ها از آسیاب بیافته ! بعد هم شبیه کسی که چیزی یادش اومده باشه دو دو زنان چشم هاش رو توی چشم هام چرخوند و گفت : صبر کن ببینم ! نکنه می خوای تلافی در بیاری ! با درموندگی نگاهی به پشت سرم انداختم و گفتم : نه خیر . من مثل تو نیستم . اگر میگم نمی تونم قایمت کنم واسه اینه که واقعا نمی تونم ! هفتاد نفر تو این عمارت من رو زیر نظر دارن ! اگر تو رو ببینن هم واسه خودت بد می شه هم واسه من ، هم واسه اون آقا جان بدبخت که مال و عقلش رو داد دست تو تا بیچاره و بی آبروش کنی . هنوز حرفم تموم نشده بود که رضا با عصبانیت دستش رو بالا برد ، اما قبل از این که تو صورتم بزنه پشیمون شد و با عصبانیت گفت : دیگه نبینم زر زر کنی ها ! تو کاری که بهت مربوط نیست دخالت نکن . حالا هم برو یه جایی رو دست و پا کن یه چیکه آب بریزم حلقم ، یه تیکه نون سق بزنم برم پی بدبختیم . فقط مواظب باش کسی تو حیاط نباشه ها ! از وقاحت رضا حالم داشت بهم می خورد اما نمی دونم چرا دلم به حالش سوخت . برای همین نچی کردم و همون طور که با دو دلی تو حیاط چشم می چرخوندم گفتم : ته حیاط زیر ایوون یه انباری و یه پستوی نیم سوخته هست که تقریبا ازش استفاده نمی کنن . پستو بیشتر از انباری سوخته و هیچ کس سمتش نمیره . وقتی بهت اشاره کردم برو اون جا تا برات آب و غذا بیارم رضا با خوشحالی لبخندی زد و گفت : می دونستم دلت طاقت نمیاره ! فقط بجنب خیلی گرسنه مه . با تأسف سری تکون دادم و با احتیاط به حیاط رفتم . خداروشکر هیچ کس توی حیاط نبود اما از اون جا که سکینه همیشه عادت داشت از پشت پنجره یواشکی حیاط رو دید بزنه اول مطمئن شدم که هیچ کس حواسش به من نیست و بعد به رضا اشاره کردم وارد حیاط شه ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
AUD-20220806-WA0119.mp3
زمان: حجم: 8.5M
🚩 زیارت عاشورا 🔹️با نوای استاد علی فانی السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) 💚💚💚💚💚
۩کانال‌ادعیه‌و‌مناجات‌صوتی﷽۩1_1727792211.mp3
زمان: حجم: 6.8M
🕋 دعای توسل 🎧 با نوای : حاج سماواتی الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌🤲🏻🕊 __________________________
AUD-20220414-WA0027.
زمان: حجم: 22.9M
🔸دعای مجیر با نوای حاج مهدی سماواتی 🔸این دعا در بین دعاها از جایگاه بلندی برخوردار است که از حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت شده و دعایی است که جبرئیل برای آن حضرت هنگامی که در مقام ابراهیم مشغول نماز بود آورد و کفعمی در «بلد الامین» و «مصباح» این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن به فضیلت آن اشاره دارد، از جمله اینکه هر که این دعا را در ایام البیض(روزهای سیزدهم چهاردهم، و پانزدهم) ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده می‌شود، هرچند به عدد دانه‌های باران و برگ‌های درختان و ریگ‌های بیابان باشد؛ و خواندن آن برای شفای بیمار و ادای دین و بی‌نیازی و توانگری و برطرف شدن غم و اندوه سودمند است 🔸متن این دعا در لینک زیر https://erfan.ir/m46 🕊اللهم عجل لولیک الفرج🕊