- دِلـخُوشیم -
ببین گونهم که میریزه ازش درد،
سنان زد، حرمله از خنده غش کرد..
میگه که همه با دست پر از حرمت
بیرون میان ، آخ که منم دلم میخواد
از همانی که به همه دادی به من هم
بدهی ...