eitaa logo
° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
314 دنبال‌کننده
451 عکس
139 ویدیو
1 فایل
دلورانه 🪴 اینجا کنار همدیگه کتاب میخونیم📚 ترجیحا زندگی نامه شهدا💚 روزمـرگـی‌هـا،لبـخنـدهـا و رنـگ‌هـای زنـدگـی مـن 🩷 انگـیزشـی وحالِ خوب💕✨ لحظه هایی برای آرامش دل💓 به رنگ خدایی🫀 کپی❌باذکرمنبع✅ 🕊️تولد:۶/اسفند/۱۴۰۴🪽 جانِ‌دل👇: @adminsolindora
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اونجاکه زینب حسامی میگه: بیا عزیز دل من که چای، تازه دم است هنوز فاصله‌ی ما به قدر یک قدم است دلم گرفته‌ برایت، عجیب دلتنگم زبان شعر بدون تو ترجمان غم است 🪴بادِلورانه همدل شو ✨ 🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
🍋 اونقدر قشنگ بخند که بقیه واسه گریه انداختنت خجالت بکشن! سلام عرض شد ✋🏻😌 🪴بادِلورانه همدل شو ✨ 🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
انقلاب🇮🇷 بااینکه هنوز فرم وروپوش ها تغییر نکرده بود،اکثر بچه های محجبه به دلخواه شلوار میپوشیدند و روپوش هارا تغییر داده بودند.در سال تحصیلی جدید کلاس های فیزیک ،شیمی،ریاضی با حدااقل دانش آموز و کم رونق برگزار می شد اما امان از کلاس های دینی و معارف که در آنها حتی روی زمین هم حای نشستن نبود.من و نرگس کریمیان وفاطمه صالحی وزینت چنگیزی باراهنمایی تعدادی از معلم های انقلابی مثل خانوم قاضیانی وخانوم خردمند با اداره‌ی آموزش و پرورش رفتیم و درخواست کردیم برایمان یک معلم دینی،انقلابی،سیاسی بفرستند و معلم های دیدنی نظام قدیم را حذف کنند.سرانجام با پا فشاری و برو بیای فراوان،آقای محمد اسلامی نسب ومحمد بخشی که هردو از تیرو های انقلابی شهر بودند،به عنوان معلم دینی وارد مدرسه‌ی ماشدند.مدرسه به همه چیز شباهت داشت غیر از مدرسه وبیشتر محل ملاقات های سیاسی،مباحثه‌ی احزاب و گروه های حزب‌اللهی و مجاهدین خلق وکمونیست ها شده بود.درصورتی که مباحثه به نتیجه نمی رسید،مشاجره در می گرفت وگاه مناقشه وآخرش منازعه.در همین مشاجره ها ودر گیری ها بود که افق فکری ما تحول می یافت و دریچه هایی به روی ما باز می شدکه یقین دارم اگر امام وانقلاب نبود،هرگزآن دریچه ها و آن دنیارا نمیدیدیم ونمی شناختیم. زمستان سال ۱۳۵۸ مصادف شد با حادثه‌ی سیل خوزستان و بعضی از روستاها زیر آب رفت.بعداز آن برنامه‌ی ماشده بود یک روز مدرسه رفتن ویک روز به روستارفتن.پول هایی ک از فروش آش وفلافل و سمبوسه جمع می کردیم،پتو و لباس ووسایل گرم کن می خریدیم وبه روستا می رفتیم.سیل که آمد،آقا گفت:آبادان بین آب وآتش است،یاآب آن را می برد یا آتش آن را می سوزاند. صبح ها در کیف مدرسه،دیگ آش هم همراهم بود.هر کداممان چیزی درست می کردیم تا بتوانیم منبع درآمدی برای فعالیتهای انجمن اسلامی وبر پایی نمایشگاه باشیم.آن سال مقداری پتو و چراغ علاءالدین برای روستاها خریدیم و همراه باگروه های جهادی به روستاهای اطراف می رفتیم وکار سواد آموزی اغلب بر عهده‌ی مابود. سال سوم دبیرستان یکی از بهترین سال های زندگی ام بود؛اگرچه با حوادث سیل ودرگیری های گروهک هاو... مواجه بودیم،مقابله با حوادث،درس ها وکتاب هارا برایم بسیار سهل وآسان کرده بود.اثلا یادم نمی آید بااین همه فشار وکار فرهنگی _اجتماعی چطوری از پسِ درس و امتحان برمی آمدم و اصلا کی درس می خواندم.آنقدر مغرور بودم که نه اهل تقلب باشم و نه اهل التماس برای نمره گرفتناما می دانستم اگر نمره‌ی خوب نیاورم خانواده ام اجازه فعالیت به من نمی دهند و همه‌ی این کارها تعطیل خواهد شد. 🚨کپی باذکرمنبع 🪴بادِلورانه همدل شو ✨ 🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. بریم باهم دیگه یک صوت خوب گوش بدیم📻 که خیلی وقته براتون صوت نذاشتم☺️ گوش هاتون روباصوت های مفید پر کنید ✨ .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@arameshemandegarAudioMix_11-08-23_23-11-18-741_11-08-23_23-11-22-714.mp3
زمان: حجم: 8.4M
🟠 وقتی اشتباهی میکنیم و به ما توهین و بی احترامی میشه چیکار کنیم⁉️ ✅ لطفا روی لینک زیر بزنید و عضو کانال شوید تا تمام قسمتهای این دوره در اختیار شما قرار بگیره👇 🪴بادِلورانه همدل شو ✨ 🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋