° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
#فصل_اول_کودکی📚 #من_زنده_ام #پارت_۱۴ کودکی 📕 اما این بار مثل همیشه نبود که اقا اول ازهمه مرا صدا
#فصل_اول_کودکی📚
#من_زنده_ام
#پارت_۱۵
کودکی 📕
بلاخره انتظار سرآمد و ماشین وآقاوپدر زری وپدرهای دیگر وبچه ها آمدند. به قدری خوشحال شده بودم که فراموش کردم دسته گلم را باخودم ببرم.پیش از آنکه فرصت پیاده شدن به انها بدهم با عجله تلاش کردم سوار ماشین شوم.اما چهرهی همه بچه هادرهم رفته وچشم ها قرمز و خیس بود. علی که از همه کوچکتر بودو بیشتر از دوسال نداشت ، توی بغل آقا بودواز گریه زیاد هق هق میزد. ازسوارشدن به ماشین ،صرف نظر کردم و عقب عقب رفتم تا سواره ها پیاده شوند.راننده یکی یکی بچه ها را بغل می کردوپایین می گذاشت اما همهی بچه ها شلوارهای عیدشان توی دستشان بود وبه جای آن،دامن قرمز پوشیده بودند. همه ی همسایه ها با هلهله وگل و شیرینی وسلام وصلوات بچه ها را به خانهی خاله توران بردند وچنددقیقه بعد صدای ساز ودهل درتمام محله پیچید.من که همپای علی گریه می کردم،نمی دانستم این شیرینی و ساز ودهل برای چیست؟؟
بچه هارا ردیف کنارهم خوابانده بودندوبرایشان ساز و نقاره می زدند.کاغذهاوبادکنک های رنگی تمام خانه راپرکرده بود.خانه پراز میهمان شده بود و دقیقه به دقیقه شلوغ ترمیشد.
بین مهمان ها سینی سینی شربت پخش می کردند.
#فصل_اول_کودکی📚
#من_زنده_ام
#پارت_۱۵
🚨کپی باذکر منبع
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
☕️🫖
چای که دم میکشد، انگار زمان برای لحظاتی میایستد. صدای قلقل کتری، نویدبخشِ یک توقف کوچک در هیاهوی روزگار است.
چای فقط یک نوشیدنی نیست؛ یک آیین است. وقتی بخارِ گرمش به صورت میخورد، انگار تمام خستگیهای روز را با خودش میشوید و میبرد. عطرش که در فضا میپیچد، خانه امنتر میشود و صمیمیت، گوشه و کنار اتاق را پر میکند.
چای، بهانهای است برای «با هم بودن»؛ برای لحظههایی که حرفها تمامی ندارند و سکوتها هم رنگِ آرامش میگیرند. در استکانهای کمرباریک، رقصِ نور و رنگِ چای، یادآورِ سادگیهای دوستداشتنیِ زندگی است که شاید در شتابِ مدرنِ دنیا، کمتر به چشم میآیند.
شاید برای همین است که هیچچیز مثل یک چای تازه دم، در یک عصرِ آرام یا یک صبحِ مه گرفته، نمیتواند روحِ خسته را دوباره گرم کند. انگار چای، همدمِ وفادارِ لحظههای تنهایی و شریکِ گرمِ گفتگوهای دونفره است.
باشد که همیشه فنجانی گرم در دست، و دلی گرمتر در سینه داشته باشید. نوش جان! ☕✨
#روزمرگی
#سلطنت_چایی_خورا👑
خونه مامان جانم👩🦳
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 رسوا شدن خبرنگار ضدانقلاب در برابر منطق ایرانیان ساکن آلمان
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
🔸سواد رسانهای/ روانشناسی شایعه:
چرا مغز ما شایعهها را راحت باور میکند؟
🔹در روزهای جنگ، شایعهها مثل ویروس پخش میشوند. سریعتر از خبرهای رسمی، قانعکنندهتر از واقعیت. چرا ما آدمها اینقدر راحت شایعه را باور میکنیم؟ چرا حتی وقتی میدانیم ممکن است دروغ باشد، باز هم آن را برای دیگران میفرستیم؟
🔹 مغز ما چگونه شایعه را پردازش میکند؟
۱. مغز ما تنبل است
بررسی کردن خبر، انرژی میخواهد. باور کردن، نه. مغز ما همیشه به دنبال کمانرژیترین راه است. شایعه را میشنویم و بدون فکر قبولش میکنیم.
۲. هیجان، جای منطق را میگیرد
شایعهها معمولاً با هیجان همراهند: ترس، خشم، تعجب. وقتی هیجانزده هستیم، بخش منطقی مغز عملاً خاموش میشود.
۳. تأیید اجتماعی
اگر چند نفر یک چیز را بگویند، مغز ما نتیجه میگیرد: «پس حتماً راست است.» این همان «اثر گلوله برفی» است.
۴. نیاز به کنترل
در شرایط نامطمئن، هر خبری بهتر از بیخبری است. شایعه به ما حس میدهد که «چیزی میدانیم» و این حس کنترل، آرامشبخش است.
🔹 چگونه در برابر شایعه مقاومت کنیم؟
۱. قانون تأخیر
هر خبری را که شنیدی، یک ساعت صبر کن. اگر واقعاً مهم باشد، دوباره میشنوی. بیشتر شایعهها بعد از یک ساعت خودشان میمیرند.
۲. قانون دو منبع
تا دو منبع معتبر تأیید نکردهاند، باور نکن. منابع معتبر کدامند؟ رسانههای رسمی، سایتهای خبری معتبر، کانالهای تأیید شده.
۳. چک کردن عکس و فیلم
🔹آیا عکس قدیمی است؟
🔹آیا فیلم مربوط به جای دیگری است؟
🔹آیا تاریخ و مکان دارد؟
۴. سوال بپرس
🔹این خبر را چه کسی میگوید؟
🔹منبعش چیست؟
🔹چرا تا حالا منبع دیگری نگفته؟
۵. احساساتت را چک کن
اگر خبری خیلی ترسناک یا خیلی هیجانانگیز است، یک نفس عمیق بکش و به خودت بگو: «شاید این خبر برای تحریک احساسات من ساخته شده.»
🇮🇱←🐷
اسرائیل اینطوریش قشنگه!
#مرگ_بر_امریکا ؛ #مرگ_بر_اسرائیل
🇮🇷