eitaa logo
° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
314 دنبال‌کننده
451 عکس
139 ویدیو
1 فایل
دلورانه 🪴 اینجا کنار همدیگه کتاب میخونیم📚 ترجیحا زندگی نامه شهدا💚 روزمـرگـی‌هـا،لبـخنـدهـا و رنـگ‌هـای زنـدگـی مـن 🩷 انگـیزشـی وحالِ خوب💕✨ لحظه هایی برای آرامش دل💓 به رنگ خدایی🫀 کپی❌باذکرمنبع✅ 🕊️تولد:۶/اسفند/۱۴۰۴🪽 جانِ‌دل👇: @adminsolindora
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نوشته بود : ‌تو کشور ما دخترا خیلی اهمیت دارن . . هم برای امام شهیدشون ..💔 ؛ و هم برای مدافعان وطن :) @Delooraneh🇮🇷
‌ 💌برای تویی که شاید ته دلت از تهدیدات سگ زرد ترسیدی: 💠إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ این شیطان است که به وسیله دوستانش شما را می‌ترساند؛ پس از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید. سوره آل‌عمران، آیه 175 ‌ @Delooraneh🌷
. دوستان درجریانید که ترامپ ملعون یه روز دیگه بهمون مهلت داده😕🤦🏻‍♀ برین توی این یه روز باقی موندن خوشحالی کنید که عمو ترامپ🐷بهمون مهلت داده😂😏
° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
. دوستان درجریانید که ترامپ ملعون یه روز دیگه بهمون مهلت داده😕🤦🏻‍♀ برین توی این یه روز باقی موندن
‌ 🔴 ترامپ درغگو: یک روز به مهلت اضافه کردم و بعد از آن، اگر توافقی صورت نگیرد، ایرانی‌ها به عصر حَجَر بازخواهند گشت! ترجمه: بدجوری شکست خوردم،تهدیدامم فایده ای برام نداشت، حالا نمیدونم چه غلطی کنم که جنگ تموم شه! ‌ @Delooraneh🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴 سردار موسوی: حیفا را شخم زدیم؛ خبری از رهگیرها نبود 🔹فرماندۀ هوافضای سپاه: رژیم با رها کردن شهرهای شمالی مناطق اشغالی، عملاً شکست موازنه را پذیرفته است. 🔹پالایشگاه، تاسیسات برق، بنادر و ریل‌های خلیج حیفا در ۲۴ ساعت گذشته با موشک‌های ایرانی شخم زده شدند و خبری از رهگیری موشک‌ها نبود.
° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
🔴 سردار موسوی: حیفا را شخم زدیم؛ خبری از رهگیرها نبود 🔹فرماندۀ هوافضای سپاه: رژیم با رها کردن شهرها
عصبانیت نتانیاهو از اصابت‌های دقیق موشک‌های ایرانی به ریل‌های خلیج حیفا نخست وزیر رژیم صهیونیستی مردم ایران را تهدید به حمله به زیرساخت‌های ریلی کشور کرد شب گذشته سردار موسوی از شخم زده شدن ریل‌های خلیج حیفا بدون رهگیری موشک‌ها خبر داده بود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
#فصل_دوم_نوجوانی📚 #من_زنده_ام #پارت_۲۹ نوجوانی 📘 سوالات او مرا تشنه‌ی دانایی کرده بود.برای یافتن
📚 نوجوانی 📘 بعداز کسب اجازه از پدرم به کلیسارفتیم.من که فقط بارنگ آبی مسجد و شمع هایی که درسید عباس روشن می کردیم آشنا بودم،از کلیساهم خوشم آمد.درآنجاهم دعاکردم ودیدن نوع دیگری از نیایش برایم جذابیتی خاص داشت. درآنجاهم شمع روشن کردیم ومراسم مسیحیان باآداب خاص خودشان برگزار شد. چندروز بعد خانوم دروانسیان وهراچیک باما به مسجد آمدندوبا آدابی دیگر همان خدارادرمسجدعبادت کردیم.آنها به تفهیم آداب اصرار داشتند وما به تلقین اصرار داشتیم.خانوم حاصلی می گفت: قطار دین رو به جلو در حرکت است و به عقب برنمی گردد ودین برای نجات انسان ها وراه و روش چگونه زندگی کردن آمده است وهردینی به دنبال دین دیگر وله اندازه‌ی درک و شعور مردم همان زمان امده است. کدام قطار رادیده اید که به عقب برگردد وکدام قطار رادیده اید که واگن هایش راازهم جدا کند. سرانجام درتابستان ۱۳۵۳ کلاس خیاطی ویا مباحثه به پایان رسید و هراچیک هم با نمره‌ی هفده قبول شد. کلاس های خانوم دروانسیان اولین دروازه‌ی ورود من به دنیای دین و معرفت بود.من به خانوم حاصلی نزدیک تر شدم وحاصل دوستی ما اشتراک مجله‌ی مکتب اسلام وفن پرسشگری وجست وجوبرای پاسخ به سوالات بود. زری هم کلاس آرایشگری را باقصه های شورانگیزمشتریان که چاشنی کار وکاسبی نغمه خانوم بود،به اتمام رساند ومن هم برای اینکه کم نیاورم برایش از اعجاز های قهوه می گفتم. قصه های عشق و عاشقی زری درکنار پیشگویی های فنجان قهوه سرگرمی خوبی ازآب درآمده بود.من اگرچه آراستگی ظاهری و مدودوخت لباس را یاد گرفته بودم،ازنظر درونی به شدت آشفته ودرهم ریخته بودم. چون این اتفاقات همزمان بادوران رشد و بلوغم بود احساس می کردم به کشف جدیدی رسیده ام. چیزی درمن پیدا شده بود که زری اصـلا با آن آشنا نبود.زری مدام از خط چشم های بادامی وفندقی ولب های غنچه ای وقیطانی وشنیون های جدیدی که تازه مد شده بود ومدل هایی که قدیمی شده بود واینکه کدام با مدام همخوانی دارد واینکه چطوری دختر شایسته بشویم صحبت می کردومن میخواستم از چیزهایی که اونمیبیند اما وجوددارد صحبت کنم.ازنظر فکری من وزری کم کم درحال دورشدن ازهم بودیم اما احساس جداشدن اززری مرابه سکوت وامی داشت. تفاوت هایی که در روحیه و خلق و ورفتارمن وزری ایجاد شده بود حاصل تفاوت دو محیطی بودکه درآن حضور پیداکرده بودیم.این محیط جدیدبود که مرا به فکر واداشته بود و زری رابه وادی چشم و ابرو و مد و دخترشایسته کشانده بود. 📚 🚨کپی باذکر منبع 🪴بادِلورانه همدل شو ✨ 🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋