eitaa logo
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
125 دنبال‌کننده
173 عکس
36 ویدیو
0 فایل
"زندگی چیزی نیست که سر طاقچه از یاد برود." دلوا | حیران،سرگشته . درگوشی؟ https://daigo.ir/secret/7638414127 https://abzarek.ir/service-p/msg/2465366
مشاهده در ایتا
دانلود
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
۲۹ مارس؟ خاطره انگیز ترین روز؟ :) _ثبت در تاریخ
5 اپریل؟ دهمین جشن ماه و ستاره شدن؟ :) _ثبت در تاریخ برای دهمین بار
هدایت شده از سِتاره قُطبی؛
بهم قول بده وقتی ناراحتی خودتو مخفی نکنی، انصاف نیست باهم بخندیم تنها گریه کنی
ببینید ما تو اتاق پرورشی شیفتی کار میکنیم وقتی ما سرکلاسیم دبیر تو اتاقه وقتی زنگ میخوره دبیر نیست ما تو اتاق پلاسیم
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
ببینید ما تو اتاق پرورشی شیفتی کار میکنیم وقتی ما سرکلاسیم دبیر تو اتاقه وقتی زنگ میخوره دبیر نیست
اینطوریه که همه هم به بودن ما اونجا عادت کردن مثلا میان مبینن دبیر نیست ولی ما تو اتاقیم اصلا جا نمیخورن کارشم میدن ما انجام بدیم
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
اینطوریه که همه هم به بودن ما اونجا عادت کردن مثلا میان مبینن دبیر نیست ولی ما تو اتاقیم اصلا جا نمی
خیلی شخصی سازه شده هم هست وسیله های ما اونجاست همش خوراکی های اونجام برمیداریم
قبل از امتحان استرس داشتیم داشت باهامون حرف میزد که استرس برای چی و در آینده این نمره ها هیچ تاثیری نداره و صرفا مجبوریم به این سیستم ادامه بدیم - نظرتون چیه به عنوان عیدی برگه هامونو خودمون تصحیح کنیم؟ + ببینم تا چی میشه شاید گفتم برگه هاتونو از پنجره پرت کنید بیرون
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
قبل از امتحان استرس داشتیم داشت باهامون حرف میزد که استرس برای چی و در آینده این نمره ها هیچ تاثیری
تایم امتحان که تموم شد گفت کتاب باز کنید و گروهی برگه هاتونو تصحیح کنید مارو میگی؟ از ذوق نمیدونستیم چکار کنیم
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
تایم امتحان که تموم شد گفت کتاب باز کنید و گروهی برگه هاتونو تصحیح کنید مارو میگی؟ از ذوق نمیدونستیم
یهو زنگ که خورد گفت: هرکی نمره امتحانو میخواد با جفت برگه هاش موشک درست کنه بیاد روی سکوی حیاط از ذوق و خوشحالی چنان بغضی کرده بودیم و جیغ میزدیم که تو عمرمون انگار انقدر خوشحال نبودیم
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
یهو زنگ که خورد گفت: هرکی نمره امتحانو میخواد با جفت برگه هاش موشک درست کنه بیاد روی سکوی حیاط از ذو
تمام امروز شبیه بچه کوچولوهای ۵،۶ ساله شده بودیم و یجوری تمام حیاط پر شده بود از موشک و صدای جیغ و خنده هامون که دلم میخواست فقط زمان متوقف شه
هدایت شده از فَنیـا⋆
اگر چای انسان بود، باهاش ازدواج میکردم.