𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
آیداى خوب نازنینم؛ مدت هاست که برایت چیزى ننوشته ام. زندگى مجال نمى دهد: غم نان با وجود این، خودت
بهخاطر این که روزی غذای کرمها خواهیم شد. چون شماری محدود از بهار و تابستان و پاییز را تجربه خواهیم کرد. باورش سخت است اما روزی از نفس خواهیم افتاد، تنمان سرد خواهد شد، و خواهیم مرد. به چهره این مردهای جوان نگاه کنید، آیا چشمانشان مثل شما پر از امید نیست؟ حالا بگویید این امیدها و لبخندها کجا رفته اند؟ حالا هر کدام، غذای گل های نرگس شده اند! به زمزمه شان از پشت قاب عکس ها گوش کنید که از ورای گذشته با شما حرف می زنند.
" دم را غنیمت بشمار.
زندگی ات را فوق العاده کن! "
_انجمن شاعران مرده|ان اچ کلاین باوم
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
بهخاطر این که روزی غذای کرمها خواهیم شد. چون شماری محدود از بهار و تابستان و پاییز را تجربه خواهیم
_آقای گری تاثیر خوب اصلا وجود نداره. هر تاثیری غیر اخلاقیه.
_چرا؟
_چون تاثیر روی یک شخص مثل اینه که آدم روح خودش را در اختیار دیگری بذاره. دیگر خوبی ها و همچنین گناهان آن شخص، از آن به بعد مال خودش نیست. بلکه پژواک موسیقی کس دیگریست درست مثل بازیگری که نقش کسی را بازی می کنه که براش نوشتهاند. درصورتیکه هدف زندگی، رشد مستقل فردی و طبیعیه. امروزه دو اصلی که ما را اداره می کنه یکی ترس از جامعه است که اساس اخلاقی ماست و دیگری از خدا که سِر مذهب است.
_تصویر دوریان گری|اسکار وایلد