eitaa logo
𓆩ܣܝ̇‌ߊ‌ܝ‌ࡅ߳ࡐ‌ܨ ࡐ‌ߊ‌ܝ݅‌ܘܣߊ𓆪
458 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1.6هزار ویدیو
241 فایل
- حقیقی ترین تَوَهم‌ـآت رو فقط میتونَم داخلِ ورقه‌ های ِ کـ‌تاب پیدا کنم ; 🍪☕️ ' 👩🏻‍🚀🪐 - هر موقع حس کردی ؛ ⊹₊ نیاز به شنیده شدن داری :) میتونی رو من حساب کنی ₊⊹ ◜ @gold_1900 ◞ کُپیِ کُنَم؟! نَه زیبآ فورِ کِه قَشنگتَرِه 🍒.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خب خب وقتش رسیده⚔
شروع کنیم معرفی این کتاب آتیشی رو🧨
یه اژدها باید من رو انتخاب میکرد یا اینکه به سرنوشت صدها کشته‌ی این آکادمی تبدیل میشدم! این تنها اصل اینجا بود: یا میمیری یا اونقدر قدرتمند میشی که یه اژدها انتخابت کنه! ᯓ𝒟𝑒𝓂𝑜𝓃𝒾𝓏
ما سالها بود با سرزمین دیگه‌ی قاره توی جنگ بودیم اما اونها هرگز نتونستن هیچ بخشی از سرزمینمون رو اشغال کنن! چون ما اژدها داشتیم...🐉 ᯓ𝒟𝑒𝓂𝑜𝓃𝒾𝓏
جایی که ما زندگی میکردیم محل زندگی اژدهایان قدرتمند بود و خیلی وقت پیش اونها فهمیده بودن که اتحاد با ما، میتونه مُهر های قدرتمندی از جادوشون شکل بده .. ᯓ𝒟𝑒𝓂𝑜𝓃𝒾𝓏
و اینطوری بود که هیچ کس نتونست به سرزمینمون نفوذ کنه اما شرایط همیشه یه جور نمیمونه! این رو وقتی فهمیدم که من هم مجبور شدم یه سواره نظام شم...
من از بچگی تمرین کرده بودم که یه کاتب شم و همه‌ی اطلاعات رو سازماندهی کنم اما مادرم، فرمانده کل سواره نظام، مجبورم کرد که برای سواره نظام بودن امتحان بدم!💀🪦 ᯓ𝒟𝑒𝓂𝑜𝓃𝒾𝓏
و در کمال تعجب من قبول شدم! اما این کافی نبود چون طی چند ماه من باید تبدیل به یکی از قوی ترین افراد میشدم درحالی که ضعیف ترین فرد اون پایگاه بودم چون ریزه میزه و نحیف و ناتوان بودم🕸 ᯓ𝒟𝑒𝓂𝑜𝓃𝒾𝓏
و بدتر از اون، دشمن خونی خانواده‌م، زیدن! پسر بزرگترین شورشی سرزمین که یکی از سرگروه‌های آکادمی بود کسی که پدرش توسط مادرم کشته شد و بخاطر همین نفرت عمیقی نسبت به من و خانواده‌ام داشت... میدونستم که بلاخره یه روز منو میکشه...🔪 ᯓ𝒟𝑒𝓂𝑜𝓃𝒾𝓏