#part41 | «نکنه به خاطر من...»
از وقتی اون عکسها پخش شده بود یه حس بد ولکنم نبود
هر بار گوشیمو باز میکردم یه شایعهی جدید میدیدم
«حامیم وارد رابطه شده؟»
«اون دختر کیه که باهاشه؟»
البته هنوز هیچکس مطمئن نبود
ولی همینم کافی بود که عذاب وجدان ولم نکنه
گوشی رو گذاشتم کنار
نیکا: وای خدا...
سنا: باز داری میخونیشون؟
نیکا: آره
سنا: نیکا ولش کن دیگه
نیکا: نمیتونم
مهرسا: چرا انقدر نگرانی؟
نیکا: چون اگه اینا بزرگتر بشه برای حامیم بد میشه
سنا: چرا باید بد بشه؟
نیکا: چون کارشه معروفه، کلی آدم دنبالشن... اگه یهدفعه همه بفهمن دوستدختر داره هزار تا حرف درمیارن
مهرسا: خب مگه کار بدی کرده؟
نیکا: نه ولی مردم کاری ندارن
سنا: نیکا...
نیکا: ممکنه حتی روی کارش اثر بذاره
سنا چیزی نگفت
من دوباره گوشی رو برداشتم و
یه بار
دوبار
سه بار
و بار ها و بار ها بازم خوندمشون
نیکا: نمیخوام به خاطر من اذیت بشه...
همون لحظه گوشیم زنگ خورد
حامیم بود
جواب دادم
نیکا: الو؟
حامیم: سلام خانوم
نیکا: سلام...
حامیم: چرا صدات اینطوریه؟
نیکا: چهطوری؟
حامیم: انگار گریه کردی
نیکا: نه:)
حامیم: نیکا
نیکا: هوم؟
حامیم: چی شده؟
یه نفس عمیق کشیدم
نیکا: حامیم اگه این شایعهها بزرگ بشه چی؟
حامیم: هیچی
نیکا: ولی ممکنه برای تو بد بشه
حامیم: چرا؟
نیکا: چون همه میریزن سرت همه دربارهت حرف میزنن شاید حتی به کارت آسیب بزنه
حامیم چند ثانیه ساکت موند
حامیم: تو به این فکر میکنی؟
نیکا: آره
حامیم:به جای اینکه ناراحت خودت باشی، داری برای من میترسی؟
نیکا: خب آره...
حامیم: قربونت برم
نیکا: حامیم جدی میگم
حامیم: منم جدی میگم
حامیم: زندگی و کارمو بلدم اگه یه روزی لازم باشه چیزی رو مدیریت کنم، خودم انجامش میدم
نیکا: ولی...
حامیم: ولی نداریم
تو قرار نیست بابت دوست داشتن من خودتو سرزنش کنی
نیکا: ...
حامیم: فهمیدی؟
نیکا: اوهوم
حامیم: خوبه
نیکا: ولی باز نگرانم
حامیم: هعی خدا میدونم
واسه همین امشب میام ببینمت
نیکا: کجا؟
حامیم: یه جای خوب
نیکا: حامیم...
حامیم: جان؟
نیکا: قول بده اتفاقی برات نمیفته
حامیم خندید
حامیم: قول میدم
نیکا: جدی؟
حامیم: جدی
حامیم: حالا تو هم یه قول بده
نیکا: چی؟
حامیم: تا وقتی من کنارتم اینقدر خودتو با فکر و خیال اذیت نکنی
نیکا: سعی میکنم
حامیم: نه، بگو قول
نیکا: قول
حامیم: آفرین
تماس قطع شد...
•|Don't copy•|
به قلم:نیکا🤍
پآرت چهل و یکم رمآن《🕯𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲/سرنوشت 》
تقدیم نگآه قشنگتون شد
رد احساستون رو زیر این پارت ها جا بزارید...
با شوق میخونمش؛🤍
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uv4skw3&btn=هرچی.دوست.داری.بگو...:)✨️
بچه ها ما نسبت به تعداد پارت ها الان میتونم بگم اوایل رمانیم
شاید خیلی به دلتون نشینه اما یه اتفاقاتی قراره بیوفته که فکرشو نمیکنید🤭😂
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲🕯
#part41 | «نکنه به خاطر من...» از وقتی اون عکسها پخش شده بود یه حس بد ولکنم نبود هر بار گوشیمو
واهاییییی😍😍😍
چقدر دوست دارممم😂😍