eitaa logo
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲🕯
180 دنبال‌کننده
16 عکس
1 ویدیو
0 فایل
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲 | سرنوشت به قـلـم؛ 𝗡𝗶𝗸𝗮 | نیکا🥀 عاشقانه | درام | رازآلود دو غریبه، یک دیدار اتفاقی... "بعضی آدم‌ها اتفاقی وارد زندگی‌مان می‌شوند؛ اما ماندنشان، کارِ سرنوشت است..." Kod:𝟬𝟯𝟴📝 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 | 05/6/24🍷
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت میخوایید؟؟
پارتتت بدههه ۱۶۰ تایییی شدیممم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
| «امشب پیش من می‌مونی» 🥺 بعد از اینکه حامی پیدام کرد اصلاً حاضر نشد من تنها برم خونه و پلیسا کل ساختمون رو دنبال کسایی که دزدیده بودنم گشتن اما پیدا نشدن... فرار کردن حامیم: نیکا امشب میای پیش من نیکا: خونه‌ی تو؟ حامیم: آره نیکا: ولی... حامیم: هیچ ولی‌ای نداریم!نمی‌خوام امشب تنها باشی من فقط سرمو تکون دادم نیکا: باشه سوار ماشین شدیم حامیم کنارم نشست و محافظش جلو بود کل مسیر ساکت بودم حامیم هر چند دقیقه یه بار نگام می‌کرد حامیم: خوبی؟ نیکا: آره چند ثانیه بعد دوباره: حامیم: مطمئنی؟ نیکا: حامیم 😂 حامیم: چی؟ نیکا: تو از وقتی پیدام کردی هر دو دقیقه می‌پرسی خوبی؟ حامیم: خب می‌خوام مطمئن شم نیکا: خوبم حامیم: باشه چند دقیقه سکوت حامیم: الان خوبی؟ نیکا: 😂😭 حامیم: خب دیگه نمی‌پرسم --- وقتی رسیدیم خونه وارد شدیم خونه ساکت بود حامیم: بیا بشین روی مبل نشستم حامیم رفت یه لیوان آب آورد حامیم: بخور نیکا: ممنون حامیم نشست کنارم چند لحظه فقط نگام کرد حامیم: هنوز استرس داری آروم سرمو تکون دادم نیکا: یکم حامیم: بیا اینجا خودمو نزدیکش کردم و سرمو روی شونه‌ش گذاشتم حامیم آروم دستش رو دور شونه‌م گذاشت حامیم: هر وقت ترسیدی فقط بیا پیشم نیکا: یعنی چی؟ حامیم: بیا پیش من نیکا: حتی اگه نصف شب باشه؟ حامیم: مخصوصاً نصف شب لبخند زدم نیکا: تو خودت چند شبه نخوابیدی حامیم: مهم نیست نیکا: چرا مهم نیست؟ حامیم: چون پیدات کردم نیکا: حامیم... حامیم: جان؟ نیکا: ممنون که دنبالم گشتی حامیم: نگو ممنون نیکا: چرا؟ حامیم: چون اگه هزار بار دیگه هم اتفاق بیفته باز دنبالت می‌گردم چشمام دوباره پر شد حامیم: ای بابا... باز گریه؟ نیکا: تقصیر توئه😭 حامیم: بیا قربونت برم آروم اشکامو پاک کرد حامیم: دیگه گریه نکن نیکا: سعی می‌کنم حامیم: هعی خدایا چند لحظه بعد بلند شد حامیم: بیا نیکا: کجا؟ حامیم: اتاق رو برات آماده میکنم نیکا: خودت چی؟ حامیم: من همین بیرونم نیکا: نه حامیم: نه چی؟ نیکا: می‌ترسم تنها بخوابم حامیم چند ثانیه نگام کرد بعد لبخند کوچیکی زد حامیم: باشه نیکا: واقعاً؟ حامیم: آره حامیم: امشب هرجور تو راحت‌تری و من برای اولین بار بعد از چند روز... وقتی کنار حامیم نشستم حس کردم بالاخره می‌تونم بخوابم اما درست قبل از اینکه چراغ‌ها خاموش بشن... گوشی حامیم زنگ خورد حامیم به صفحه نگاه کرد شماره ناشناس بود جواب نداد چند ثانیه بعد یک پیام اومد: «فکر کردی تموم شد؟» حامیم گوشی رو خاموش کرد من: حامیم؟ حامیم: هیچی نیکا: چی شده؟ حامیم: هیچی عزیزم اما از نگاهش معلوم بود... •|Don't copy|• به قلم:نیکا🤍
پآرت چهل و پنچم رمآن《🕯𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲/سرنوشت 》 تقدیم نگآه قشنگتون شد رد احساستون رو زیر این پارت ها جا بزارید... با شوق میخونمش؛🤍 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uv4skw3&btn=هرچی.دوست.داری.بگو...:)✨️
فکر کردین تموم شده ؟😂🤣
۱۶۵ پارت بعدیهه هاا🎀
عالی بودددددد
وا چرا لف دادین😐