-درسته.
-و تو میخوای اون دروازه رو از بین ببری،اینطور نیست؟
-برای همینه که از افراد باهوش خوشم میاد.درسته ولی برای استفاده از شمشیر هنوز به Magic Amulet نیاز دارم.
-Magic Amulet?
-این شمشیر به تنهایی خاصیت چندانی نداره ولی وقتی طلسم در قبضه اون قرار بگیره،میشه باهاش دروازه جهنم رو باز کرد.
بعد از گفتن این،خرگوش سفید گردنبند آبی رنگی که دور گردنش روی دستمال گردن سفیدش قرار داشت را در آورد و مقابل ژانت روی میز قرار داد.سپس گفت:
-یک نیمه از طلسم رو داریم.
ژانت گردنبند رو برداشت و نگاهی بهش کرد.
-از من میخوای نیمه ی دوم طلسم رو پیدا کنم؟
خرگوش سفید نیشخندی زد و دستش را درون کتش برد و یک عکس در آورد.
-از جای نیمه ی دوم طلسم خبر دارم.فقط میخوام برام بیاریش.پیش یک شکارچی شیطانه.
سپس عکس رو روی میز گذاشت و ادامه داد:
-دانته،پسر شوالیه ی شیطان افسانه ای،اسپاردا.
#story_parts | #Chapter_two