دوستان این کانال را برای مردم ایران زدم تا که از تاریخ باشکوه کشورشون بی خبر نمونند❤️🩹
ناشناس چنل
https://harfeto.timefriend.net/17782391279132
https://abzarek.ir/service-p/msg/4090489
این لینک ناشناس هست هر حرفی داشتین میتونین بهمون بگید💖
کوروش کبیر، یکی از بزرگترین و شجاعترین پادشاهان ایران، با گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک خود انقلاب بزرگی در امپراتوریهای تاریخ برپا کرد. او نه تنها بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی بود، بلکه با هوش بینظیر، شجاعت کمنظیر و سیاستمداری ماهرانهاش توانست امپراتوریای بسازد که در دوران خود بیمانند بود. ویژگی برجسته حکومت کوروش، احترام به آزادیهای فردی و فرهنگی ملتهای مختلف بود؛ او با سیاست مدارا و احترام به ادیان و آداب ملتها، بهعنوان الگویی از یک پادشاه آگاه و انسانی بهشمار میآید. منشور کوروش، که بهعنوان نخستین سند مکتوب حقوق بشر شناخته میشود، گواهی بر پیشرفت اندیشههای انسانی در دوران اوست. در ادامه این مقاله از وبسایت لحظه آخر، قصد داریم تا گشتی در زندگینامه کوروش کبیر داشته باشیم و با جنبههای مختلف این شخصیت تاریخی آشنا شویم که هنوز هم الهامبخش جهانیان است.
#ایران
#کوروش
#پادشاه
#منشور_حقوق_بشر
شب هنگامی آستیاگ (پدربزرگ کوروش) خوابی میبیند که از ماندانا (مادر کوروش) آبی روان برپا شده که آنقدر بزرگ بوده که تمامی آسیا را فراگرفته است. هنگامی که آستیاگ خوابش را برای معبرها تعریف نمود، تعبیرشان بر این بود که ماندانا تمامی آسیا را غلبه میکند و سپس آستیاگ تصمیم بر این گرفت که دخترش را به کمبوجیه شاه شمال خوزستان (انشان) دهد. همان سال آستیاگ دوباره خوابی میبیند که از بدن ماندانا فرزندی بیرون آمد که بر تمامی آسیا حکمرانی میکند.
هنگامی که آستیاگ از وضع حمل دخترش با خبر شد، تصمیم بر این گرفت تا فرزند دخترش را به دست هارپاگ بدهد تا جان فرزند را بگیرد. هارپاگ، فرزند ماندانا (کوروش) را به دست یکی از چوپانهای شاه به نام هارپادات داد و از وی خواست که بچه را در جنگل یا کوه رها کند. هنگامی که همسر هارپادات متوجه موضوع شد، مانع انجام دادن کار شوهرش شد و به او پیشنهاد داد که به جای کوروش، فرزند مرده خودشان را در جنگل رها کنند و جان فرزند ماندانا را نجات دهد.
سالها از آن موضوع گذشت و کوروش به 10 سالگی رسید. در یکی از روزها هنگامی که کوروش با کودکان همسایگان در حال بازی کردن بود و بازی بدینگونه ترتیب داده شده بود که میبایست برای شروع و ادامه شاهی را انتخاب مینمودند، در این حین نوبت به شاه شدن کوروش بزرگ رسید. وی در میان بازی تصمیم بر این گرفت که به کودکان دستور دهد تا کودکی را که از قانون بازی پیروی نکرده است، تنبیه کنند. پدر آن کودک نزد آستیاگ (شاه) رفت و شکایتی را علیه کوروش در برابر شاه شکل داد و ادعایش بر این بود که یکی از نوکران و بردگان دربار، دست بر روی فرزندان دربار بلند کرده است. آستیاگ دستور داد تا کوروش را به دربار بیاورند، اما هنگامی که صورت کوروش کبیر را دید از شباهتی که با خانوادهاش داشت، حیرتزده شد و شکی بر دلش افتاد که شاید این کودک نوهاش باشد.
شاه تصمیم گرفت تا هارپادات (چوپان) را با شکنجه تهدید کند تا حقیقت را بیان کند، چوپان از تهدیدهای شاه هراسید و حقیقت را برملا کرد؛ سپس شاه دستور داد تا هارپاگ را نزدش بیاورند تا متوجه شوند فرزند دخترش را کشته است یا خیر. هارپاگ در وجود هارپادات حقیقت را اینگونه بیان کرد "قصد نداشتم قاتل فرزند دخترتان شوم و دستور شما را طوری اجرا نمودم که انگار انجام شده است. شاه از این امر بسیار خشنود شد و مهمانی را برای این خبر مبارک برپا کرد.
شاه، کوروش را فراخواند و گفتوگویی میانشان شکل گرفت و بیان کرد که "دربارهاش بدگمانی کرده و آن گونه که خوابش را تعبیر کردهاند نبوده است؛ اکنون میتوانی به پارس راهی شوی و با مادرت ملاقاتی داشته باشید." بدین ترتیب کوروش تصمیم گرفت تا دربار شاه را ترک نماید و به سمت کمبوجیه حرکت کرد تا با خانواده خود ملاقات کند. کوروش تا سن بلوغ در کنار خانوادهاش ماند و در آن سن از کوروش به عنوان یکی از دلیرترین و دوستداشتنیترین جوانانان ایرانی یاد میشد. حال شاید برایتان سوال باشد که نام همسر و فرزندان کوروش کبیر چه بود؟ بعد از گذشت سالها، کوروش با شاهزاده کاساندان هخامنشی ازدواج کرد که نتیجه این ازدواج 2 پسر با نامهای کمبوجیه و بردیا و 3 فرزند دختر با نامهای آتوسا، آرتیستونه و رکسانا بود.
#ایران
#کوروش
#فرزند
#پادشاه