«دنیا شده محل برخوردِ صداهای بلند و ترافیکِ بیامانِ آدمها؛ یک هیاهوی مداوم که هیچکس را نمیشناسد. اما من، در دل همین آشوب و میان این همه جمعیتِ بیهویت، چشم به دنبال او هستم. دختری که انگار از این دنیا نیست، دختری که گمشده است؛ و من، تنها کسی هستم که میدانم کجا باید پیدایش کنم.»