چون تو نمیبینیش، دلیل نمیشه وجود نداشته باشه.
بیشتر چیزای خارق العاده ی دنیا نامرئی ان؛
اعتماد کردن به چیزای نامرئی تورو قوی تر و شجاع تر میکنه..
- دختری که ماه را نوشید
تا اینکه یک روز، دیگر اندوهی نبود.
زن دیوانه یاد گرفت که آن را دور بیندازد و جایش را با چیز دیگری پر کند: امید.
- دختری که ماه را نوشید
نگاهش طوری بود که به سیم های روح آدم دست میکشید و آن ها را به صدا درمیآورد؛
مثل نواختن یک چنگ..
مثل اصرار ریشه، برای جا گرفتن در دل زمین..
- دختری که ماه را نوشید
942_6316305170290.pdf
حجم:
38.6M
- دختری که ماه را نوشید!🌚💜
نوشته: کلی بارنهیل
تعداد صفحات: ۱۲۰
دسته بندی: داستان خارجی | نوجوان
---------------------------------------
#معرفی_کتاب📚:
- ماجرا از روزی شروع میشود که زان به جای نور ستاره، نور ماه را به یکی از نوزادان میخوراند. زان بهخوبی میداند که نباید قدرت جادویی ماه را دستکم بگیرد و نوزاد را به حال خود رها کند؛ پس چارهای میاندیشد تا نوزاد با قدرتی که دارد، به خودش و دیگران آسیب نرساند. اما چگونه میتوان مانع قدرت ماه شد؟
---------------------------------------
https://eitaa.com/joinchat/2692154474C0de754557d
هركس در دنيا بايد كسى را داشته باشد كه حرف هايش را به او بزند. آزادانه، بدون رو دربايستى، بدون خجالت، وگرنه آدم از تنهايى دق مى كند!
- ارنست همينگوى
باید یاد بگیرم تا وقتی از عشقِ کسی مطمئن نشدهام با او خاطرهای نسازم، چرا که تاوانِ خاطرات جنون است و بس.
- گابریل گارسیا مارکز
همه به تغییر دادن دنیا فکر میکنند، اما هیچ کس به تغییر دادن خودش فکر نمیکند.
- مسخ
این هوای گرفته او را کاملا غمگین ساخت.
فکر کرد : « کاش دوباره کمی میخوابیدم تا همه ی این مزخرفات را فراموش بکنم.»
- مسخ
گفت: « من هیچ نمیدانم، در اینجا هرج و مرج غریبی حکمفرماست. ما منتظر کسی هستیم که بیاید و نظم را برقرار کند. آیا تو همان کس نیستی؟»
گفتم: « نه، نه..»
گفت: « چه بهتر،،»
- مسخ
«صبح وقتی که درها بسته بود، همهی
اهل خانه میخواستند به اتاقش هجوم بیاورند و حالا که درها باز بود کسی نمیآمد او را ببیند؛ حتی کلیدها را از پشت به در گذاشته بودند!»
- مسخ