eitaa logo
- دُچـٰار -
3.1هزار دنبال‌کننده
69 عکس
4 ویدیو
43 فایل
[🤍📚] - همیشه فاصله ای هست؛ دچار باید بود..!💛🪴 ————————————— - کتابخونه ی دچار؛🤎☕️ • تیکه های قشنگ و جمله های خاص کتاب ها و نویسنده های معروف ادبیات کلاسیک!!📜✨ • معرفی کتاب + فایل پی دی اف برای مطالعه‌؛📚👀 • جهت تبادل و تبلیغات شما: @Docharad
مشاهده در ایتا
دانلود
تا اینکه یک روز، دیگر اندوهی نبود. زن دیوانه یاد گرفت که آن را دور بیندازد و جایش را با چیز دیگری پر کند: امید. - دختری که ماه را نوشید
نگاهش طوری بود که به سیم های روح آدم دست می‌کشید و آن ها را به صدا درمی‌آورد؛ مثل نواختن یک چنگ.. مثل اصرار ریشه، برای جا گرفتن در دل زمین.. - دختری که ماه را نوشید
942_6316305170290.pdf
حجم: 38.6M
- دختری که ماه را نوشید!🌚💜 نوشته: کلی بارن‌هیل تعداد صفحات: ۱۲۰ دسته بندی: داستان خارجی | نوجوان --------------------------------------- 📚: - ماجرا از روزی شروع می‌شود که زان به جای نور ستاره، نور ماه را به یکی از نوزادان می‌خوراند. زان به‌خوبی می‌داند که نباید قدرت جادویی ماه را دست‌کم بگیرد و نوزاد را به حال خود رها کند؛ پس چاره‌ای می‌اندیشد تا نوزاد با قدرتی که دارد، به خودش و دیگران آسیب نرساند. اما چگونه می‌توان مانع قدرت ماه شد؟ --------------------------------------- https://eitaa.com/joinchat/2692154474C0de754557d
هركس در دنيا بايد كسى را داشته باشد كه حرف هايش را به او بزند. آزادانه، بدون رو دربايستى، بدون خجالت، وگرنه آدم از تنهايى دق مى كند! - ارنست همينگوى
باید یاد بگیرم تا وقتی از عشقِ کسی مطمئن نشده‌ام با او خاطره‌ای نسازم، چرا که تاوانِ خاطرات جنون است و بس. - گابریل گارسیا مارکز
- فردا "مسخ" از فرانتس کافکا رو داشته باشیم؟!🤎☕️
همه به تغییر دادن دنیا فکر می‌کنند، اما هیچ کس به تغییر دادن خودش فکر نمی‌کند. - مسخ
این هوای گرفته او را کاملا غمگین ساخت. فکر کرد : « کاش دوباره کمی می‌خوابیدم تا همه ی این مزخرفات را فراموش بکنم.» - مسخ
گفت: « من هیچ نمیدانم، در اینجا هرج و مرج غریبی حکمفرماست. ما منتظر کسی هستیم که بیاید و نظم را برقرار کند. آیا تو همان کس نیستی؟» گفتم: « نه، نه..» گفت: « چه بهتر،،» - مسخ
‌ ‌«صبح وقتی که درها بسته بود، همه‌ی اهل خانه می‌خواستند به اتاقش هجوم بیاورند و حالا که درها باز بود کسی نمی‌آمد او را ببیند؛ حتی کلیدها را از پشت به در گذاشته بودند!» - مسخ
یک روز صبح، همین که گره‌گوار سامسا از خواب آشفته ای پرید، در رختخواب خود به حشره ای تمام عیار عجیبی مبدل شده بود. - مسخ
مسخ .pdf
حجم: 585.2K
- مسخ!🤎🪳 نوشته: فرانتس کافکا تعداد صفحات: ۴۱ دسته بندی: رمان | ادبیات کلاسیک --------------------------------------- 📚: - مسخ  داستان کوتاهی از فرانتس کافکا است که برای اولین بار در سال ۱۹۱۵ به چاپ رسیده است. مسخ از یکی از اثرهای مهم کافکا است و این رمان در بین منتقدان ادبی به طور گسترده ای مورد بحث قرار گرفته است که در نتیجه تفسیر های مختلف ارائه شده است. این داستان درباره یک فروشنده‌ای است که یک صبح به طور ناگهانی به یک حشره تبدیل می‌شود و بعدا در تلاش این می‌شود تا خود را با این زندگی جدید خود وفق دهد و.. --------------------------------------- https://eitaa.com/joinchat/2692154474C0de754557d