میپرسید «ولی آخر این همه رنج برای چیست؟» و ندا جواب میداد: «دلیلی نیست برای هیچ و همین»
- مرگ ایوان ایلیچ
در آغاز زندگی ام یک نقطهٔ روشن وجود داشت و بعد از آن پیوسته رو به ظلمت پایین میروم، و پیوسته بر سرعت سقوطم افزوده میشود.
- مرگ ایوان ایلیچ
بر درماندگی خود میگریست و بر تنهایی سیاه خود و از سنگدلی آدم ها و از بیرحمی خدا، که رهایش کرده بود..
- مرگ ایوان ایلیچ
«حالا چه میخواهی؟ میخواهی زندگی کنی؟ چجور زندگی؟ همانطور که در دادگاه زندگی میکردی؟ مثل وقتی که مأمور اجرا اعلام میکند : "جلسه ی دادگاه رسمی شده است."»
- مرگ ایوان ایلیچ
مرگ ایوان ایلیچ.pdf
حجم:
1.4M
- مرگ ایوان ایلیچ!🤎⚖
نوشته: لئو تولستوی
تعداد صفحات: ۸۸
دسته بندی: داستان روسی | ادبیات کلاسیک
---------------------------------------
#معرفی_کتاب📚:
- كتاب مرگ ایوان ایلیچ از لئو تولستوی، داستان مرد موفقي است كه در زندگي حرفهاي، كاري و روزمرهاش چيزي كم ندارد.
اما در زندگی شخصاش و برقراري ارتباط درست و سالم با نزديكانش بسيار مشکل دارد؛ در كنار اين مشكلات در همان اوايل داستان متوجه ميشويم كه او بنا به دلایلی كه تولستوي با دقت و جزئيات در داستان ذكر كرده است، دچار يك بيماري سخت ميشود.
---------------------------------------
https://eitaa.com/joinchat/2692154474C0de754557d
گفته بود: «میدانید که من از همهچیز خبر دارم، منتها بعضی چیزها هست که نمیخواهم بدانم.» و به قلبش اشارهکنان افزوده بود: «ولی همهچیز اینجا ثبت میشود.»
- پدر سرگی - تولستوی
همه میگویند: «قانع باش» چرا؟ در این عمر کوتاه، چرا باید قانع بود؟ پرواز کن، هرچه رفیعتر دست افشانی کن و برقص هرچه دیوانهوارتر.
- اشو
این واقعیت خوشایند نیست، اما حقیقت دارد، آدمها جنبه مهربانی بسیار را ندارند.
- آرتور شوپنهاور
من از مقایسه کردن خودم با دیگران دست برداشتم. مقایسه کردن لذت را میکشد. تنها فردی که باید از او بهتر باشی کسی است که دیروز بودهای.
- خودت باش دختر - ریچل هالیس
خيلی مهم است كه یک نفر، فقط یک نفر...." كمی مكث كرد. انگار بغض راه گلويش را گرفت، اما زود به خودش مسلط شد... يک نفر توی دنيا آدم را از ته دل دوست داشته باشد. میفهمی؟ حتی اگر بد دوست داشته باشد يعنی از طرز دوست داشتنش خوشت نيايد!
- همه افق - فریبا وفی
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺩﺵ، ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻗﻠﻘﻠﮏ ﺩﻫﺪ ﻣﻐﺰﺵ ﺩﺭﮎ میکند ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻗﻠﻘﻠﮑﺶ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ! بیشعوﺭﯼ ﻫﻢ دقیقا ﻣﺜﻞ این است؛ خیلیها نمیفهمند ﮐﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ!
- بیشعوری - خاویر کرمنت