تازه، این یکی از باور های سفت و سخت مامان بود که اغلب تکرار میکرد: «بنیآدم یعنی بنیعادت»
- بیگانه - آلبر کامو
همه ی انسان ها به خدا اعتقاد دارند، حتی آنهایی که از او روی برمیگردانند.
- بیگانه - آلبر کامو
شاید با اطمینان ندانم چه چیزی واقعا برایم جالب است، اما کاملا مطمئنم چه چیزی برایم جالب نیست.
- بیگانه - آلبر کامو
حتی اگر آدم در جایگاه متهم نشسته باشد، باز در نظرش جالب است بشنود راجع به او حرف میزنند.
- بیگانه - آلبر کامو
Bighaneh.Book.pdf
حجم:
707.7K
- بیگانه!🤎☕️
نوشته: آلبرکامو
تعداد صفحات: ۶۵
دسته بندی: داستان فرانسوی | ادبیات کلاسیک
---------------------------------------
#معرفی_کتاب📚:
- کتاب بیگانه رمانی از آلبر کامو نویسندهی شهیر و فیلسوف فرانسوی است. بیگانه یکی از مهمترین آثار کامو است که فلسفهی او و نگاهش به حقیقت، در آن بهروشنی جلوهگر شده است. «مورسو» شخصیت اصلی رمان کامو، جوانی متفاوت با عامهی مردم است که نمیتواند با عرف جامعه همگام شود؛ در این تفاوت حقیقتی نهفته است. بیگانه آلبر کامو یکی از مهمترین رمانهای قرن بیستم و رمانی درخشان و یگانه است.
«بیگانه» یک اثر کلاسیک است. یک اثر منظم و آراسته است. اثرى است که در موضوع بیهودگى و پوچى و نیز بهضد آن ساخته شده است.
---------------------------------------
https://eitaa.com/joinchat/2692154474C0de754557d
وقتی روح انسان در عذاب باشد، چطور ممکن است حالش خوب باشد؟ نه، آیا به راستی در این دور و زمانه کسی که اندکی احساس در دل داشته باشد میتواند آسوده خاطر بماند؟
- لئو تولستوی
و دیگر اینکه زیاد خسته و به همه چیز بیعلاقه هستم. فقط روزها را میگذرانم و هر شب بعد از صرف اشربه مفصل خود را به خاک میسپارم و یک اخ و تف هم روی قبرم میاندازم. اما معجز دیگرم این است که صبح باز بلند میشوم و راه میافتم.
- صادق هدایت
این زخم هم فراموش خواهد شد. اما باید بگویم به شدت تحقیر شدهام و احساس میکنم به من خیانت شده است. گمان نمیکردم بعد از آن همه دوندگی و گرو گذاردنِ ریش پیشِ این و آن اینطور کودکانه عمل کنی. اگر بخواهم حقیقت را گفته باشم باید بگویم که مجموعه اعمال و رفتارت نشان میدهد آدمی هستی خودویرانگر! مایلم نامهام را با این مَثَلِ قدیمی به آخر برم: خدایا تو مرا از شرِ دوستانم حفظ کن، خودم از پسِ دشمنانم برمیآیم.
- همنوایی شبانه ارکستر چوبها - رضا قاسمی
همه زندگی چندان ارزش ندارد که به خاطرِ آن از سرِ ترس بر خود بلرزیم یا دل افسرده شویم. بنابراین با شجاعت زندگی را بگذرانید و در برابرِ مصائب، سینه را گستاخانه سپر کنید.
- در باب حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور
تقصیر کسی نیست. روزگار نکبتی شده، آنقدر که آدم دلش میخواهد مدام به خاطرههایش چنگ بیندازد و آن جاها دنبال چیزی بگردد؛ یاد بچگیها و سایه بعد از ظهر و توتهای کال روی آجرِ فرش، صدای نامفهوم دوره گردها، انگار خواب بوده و حسرتش حالا به بزرگی یک حشرهی چسبنده روی سینه آدم میماند.
- عباس معروفی
این زخم هم فراموش خواهد شد. اما باید بگویم به شدت تحقیر شدهام و احساس میکنم به من خیانت شده است. گمان نمیکردم بعد از آن همه دوندگی و گرو گذاردنِ ریش پیشِ این و آن اینطور کودکانه عمل کنی. اگر بخواهم حقیقت را گفته باشم باید بگویم که مجموعه اعمال و رفتارت نشان میدهد آدمی هستی خودویرانگر! مایلم نامهام را با این مَثَلِ قدیمی به آخر برم: خدایا تو مرا از شرِ دوستانم حفظ کن، خودم از پسِ دشمنانم برمیآیم.
- همنوایی شبانه ارکستر چوبها - رضا قاسمی
در زیر لباس من یک قلب خسته و فرسوده، اما مهربان میتپد. قلبی که کسی را نرنجانده است.
- آئین دوستیابی - دیل کارنگی