eitaa logo
- دُچـٰار -
3.1هزار دنبال‌کننده
67 عکس
3 ویدیو
44 فایل
[🤍📚] - همیشه فاصله ای هست؛ دچار باید بود..!💛🪴 ————————————— - کتابخونه ی دچار؛🤎☕️ • تیکه های قشنگ و جمله های خاص کتاب ها و نویسنده های معروف ادبیات کلاسیک!!📜✨ • معرفی کتاب + فایل پی دی اف برای مطالعه‌؛📚👀 • جهت تبادل و تبلیغات شما: @Docharad
مشاهده در ایتا
دانلود
چیزی که باید درکش کنی اینه: «بازی ادامه داره تا وقتی که واقعا تموم بشه، حتی اگه یه مهره سرباز روی صفحه باشه، هنوز بازی تموم نشده.» - کتابخانه نیمه شب
هرچقدر مردم بیشتر در شبکه های اجتماعی باهم در ارتباط باشند، جامعه تنها تر میشود. - کتابخانه نیمه شب
آسمان تاریک و تاریک تر میشود سیاهی و کبودی در رقابت اند اما ستاره ها هنوز.. برای تو می‌درخشند. - کتابخانه نیمه شب
کتابخانه نیمه شب_compressed.pdf
حجم: 27M
- کتابخانه نیمه شب!🤍🕊 نوشته: مت هیگ تعداد صفحات: ۴۸۲ دسته بندی: داستان خارجی | رمان --------------------------------------- 📚: - مت هیگ در کتاب کتابخانه نیمه شب، سرگذشت دختری به نام نورا را به تصویر می‌کشد که از زندگی ناامید و خسته شده است و قصد خودکشی دارد. اما دقیقاً در جایی میان زندگی و مرگ، روزنه‌ی امیدی را می‌بیند که با کمک آن می‌تواند سرنوشتش را تغییر دهد. او با وارد شدن به کتابخانه نیمه شب این فرصت را دارد تا تمام زندگی‌هایی که می‌توانست داشته باشد را مشاهده کند. او می‌تواند ببیند که اگر دست به انتخاب‌های بهتری می‌زد، برایش چه پیش می‌آمد. اما مهم‌تر از هر چیزی، او باید به این سوال پاسخ دهد که «بهترین راه برای زندگی کردن کدام است»؟ --------------------------------------- https://eitaa.com/joinchat/2692154474C0de754557d
بهاری که باید مرا بخنداند، هنوز خیلی از من دور است. - نیما یوشیج، از نامه‌ای (فروردین ۱۳۰۵)
رنج نباید تو را غمگین کند! این همان جایی است که اکثر مردم دچار اشتباه می شوند؛رنج قرار است تو را هوشیارتر کند، به این که زندگیت نیاز به تغییر دارد. - کارل گوستاو یونگ
این چنین دلتنگی‌ای، باید زمین را منفجر می‌کرد. - از میان‌ خاطرات سیمون دوبووار
- فردا "قهوه سرد آقای نویسنده" از روزبه معین رو داشته باشیم؟!🤎☕️
زن ها وقتی دلتنگ میشن دوست دارن داستانی که هزار بار واسه کسی تعریف کردن را باز هم تعریف کنن تا حالشون خوب شه... اما اگه سکوت کردن،یعنی نمیخوان که حالشون خوب شه... - قهوه سرد آقای نویسنده - روزبه معین
می گفت عشق مثل یک بیماری میمونه که تو هر آدمی یک جور بروز میکنه، یکی بدبین میشه، یکی مهربون میشه، یکی غمگین میشه، یه سری هم از ترس واگیردار بودن رها می کنن میرن! من تنها حسی که دارم دلتنگیه، ولی یه سوال مثل خوره افتاده تو سرم، اگه دیگه دلتنگ کسی نشم چی؟! - قهوه سرد آقای نویسنده - روزبه معین
هر کسی شاید یه آهنگ داشته باشه که مدت هاست نمی تونه اون رو گوش بده! یه آهنگ که گذشته رو واست تداعی می کنه و دلت نمی آد اون رو پاک کنی،  میذاری اون گوشه کنارها بمونه، گاهی آهنگ ها لبریز از خاطره میشن و حرمت پیدا می کنن. مثل بعضی از آدم ها، درسته که شاید دیگه نتونی اون ها رو ببینی و باهاشون حرف بزنی،  اما از زندگیت پاک نمیشن، چون فراموش شدنی نیستن،  اون ها همیشه یه جای امن گوشه ی دلت دارن. - قهوه سرد آقای نویسنده - روزبه معین