می گفت عشق مثل یک بیماری میمونه که تو هر آدمی یک جور بروز میکنه،
یکی بدبین میشه،
یکی مهربون میشه،
یکی غمگین میشه،
یه سری هم از ترس واگیردار بودن رها می کنن میرن!
من تنها حسی که دارم دلتنگیه،
ولی یه سوال مثل خوره افتاده تو سرم،
اگه دیگه دلتنگ کسی نشم چی؟!
- قهوه سرد آقای نویسنده - روزبه معین
هر کسی شاید یه آهنگ داشته باشه که مدت هاست نمی تونه اون رو گوش بده!
یه آهنگ که گذشته رو واست تداعی می کنه و دلت نمی آد اون رو پاک کنی،
میذاری اون گوشه کنارها بمونه، گاهی آهنگ ها لبریز از خاطره میشن و حرمت پیدا می کنن.
مثل بعضی از آدم ها، درسته که شاید دیگه نتونی اون ها رو ببینی و باهاشون حرف بزنی،
اما از زندگیت پاک نمیشن، چون فراموش شدنی نیستن،
اون ها همیشه یه جای امن گوشه ی دلت دارن.
- قهوه سرد آقای نویسنده - روزبه معین
آدم ها جدا از عطری که به خودشون می زنن، عطر دیگه ای هم دارن که اتفاقا تاثیر گذارتر هم هست، عطر چشم هاشون، عطر حرف هاشون، عطری که فقط مختص شخصیت اون هاست و متاسفانه در هیچ مغازه ی عطر فروشی پیدا نمیشه.
- قهوه سرد آقای نویسنده - روزبه معین
فکر می کنم که خدا سه چیز را با ذوق بیشتری آفریده، زن، هنر و عشق، اما در عجب که تو را با چه شور و حالی آفریده، زنِ هنرمندِ عاشق!
- قهوه سرد آقای نویسنده - روزبه معین
قهوه سرد اقای نویسنده.pdf
حجم:
36.6M
- قهوه سرد آقای نویسنده!🤎☕️
نوشته: روزبه معین
تعداد صفحات: ۱۰۸
دسته بندی: ادبیات فارسی | رمان
---------------------------------------
#معرفی_کتاب📚:
- این کتاب، داستانی عاشقانه با مضمونی هیجانی و معمایی دارد که روایتی از زندگی پرفراز و نشیب یک نویسنده و دختر روزنامه نگار است. "آرمان" نویسنده همان جوان عاشق پیشه داستان است که دلباخته دختری می شود که برای آموزش پیانو به خانه همسایه در رفت و آمد است. نویسنده داستان که دلباخته دختری است که 15 سال از او بزرگتر است اما عشق سن و سال سرش نمیشود و از هر راهی برای بیشتر دیدن دختر استفاده میکند. آرمان 10 ساله کتاب روزبه معین نت های موسیقی دختری را عاشق او شده بود دستکاری کرد اما سرانجام سال ها بعد همان نت های دستکاری شده به شاهکاری تبدیل شد که در یک کنسرت توسط معشوقه اش به اجرا درآمد و آنجا بود که آرمان با تمام وجودش دلش میخواست عشق دوران کودکی اش و اتفاقی که باعث دستکاری آن نت های موسیقی شده بود را فریاد بزند اما...
---------------------------------------
https://eitaa.com/joinchat/2692154474C0de754557d
پیروزیهای چشمگیری ندارم ولی میتوانم با شکستهایی که از آنها زنده بیرون آمدهام، غافلگیرت کنم.
- آنتون چخوف
رنجِ دیگران را نمیتوان تماشا کرد بیآنکه چیزی در درونِ خودت ترک بردارد.
- سوزان سانتاگ، دربارهٔ رنجِ دیگران
به مسیر زندگی ام که نگاه میکنم، آدمی را میبینم که در هر زمان و در هر اتفاق، به اندازه رشد همان زمانش تصمیم گرفته و جلو رفته است.
ما قرار است به اندازه رشدمان اتفاق ها را تحلیل کنیم و تصمیم بگیریم. پس نمیتوانیم با تجربه و رشد امروزمان، خودمان را در گذشته مان سرزنش کنیم.
- تکه هایی از یک کل منسجم
شاید زندگی،
پیدا کردن بخش های از خودمان،
در تکه تکه هایی از یک کل منسجم است؛
پیدا کردنی که به اندازه ی یک عمر طول میکشد..
- تکه هایی از یک کل منسجم
حرکت کنید؛ درها باز می شوند.
و آنگاه متوجه خواهید شد هیچگاه دری بسته نبوده،
آنچه بسته بوده ذهن شما بوده است.
- تکه هایی از یک کل منسجم