eitaa logo
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍نفور تبه
347 دنبال‌کننده
191 عکس
130 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩܢ ܦ̇وܝ‌ ܢ̣ܥ‌‌ܨ ܦ̈ܢܚ݅ܝ̇ߺܭَ ࡅ߳ܝ‌ܣ! کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Haamim 🤍 ✨ خواستم فراموشت کنم🥲💔 کپی؟❌ فور؟✅ چنلم؟👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/Dollux
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Haamim 🤍 ✨ هه هه هه مسخره لوس😒😂 کپی؟❌ فور؟✅ چنلم؟👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/Dollux
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Haamim 🤍 ✨ ووویییی ننهههه🥺😍🎀✨ کپی؟❌ فور؟✅ چنلم؟👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/Dollux
چرا لف می‌دین خو؟ چتونه؟؟؟ اونم بی دلیل! بجای اینکه پشتم باشین آمارمو ببرین بالا ازم حمایت کنین خوشحالم کنین بیشتر با این لف هاتون دارین ذوقمو کور میکنید. دلمو میشکنید ناراحتم میکنید🥺💔🥀
میشه پارتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت بدی 🥺😭🙏
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔𝟒 س: با خوشحالی برگشتیم خونه. ح: عزیزم تو برو تو من یه سر برم شرکت و بیام باشه؟؟ س: باشه عشقم زود بیا😊 ح: چشم خدافظ👋🏻 س: خدافظ عزیزم👋🏻 ح: رفتم شرکت..... نصف کارام مونده بود باید انجام میدادم. تازه چیزای دیگه هم باید حساب کنم🤦🏻‍♀ س: لباسام رو عوض کردم و رفتم ناهار درست کنم...... تصمیم گرفتم کباب تابه ای درست کنم. حامی هم کباب تابه ای دوست داره. ................ زیر ماهی تابه رو روشن کردم و رفتم نشستم پای تلویزیون. گوشیم زنگ خورد مامانم بود.... الو سلام مامان جون خوبی؟ ف: سلام دخترم مرسی تو چطوری؟؟؟ س: من عالیم مامان جون، جانم؟!! ف: هیچی زنگ زدم احوالتو بپرسم راستی چیشد امروز وقت دادگاه داشتی؟؟ س: آره خداروشکر امین زیر برگه رو امضا کرد و تموم شد همچی. ف: خب خداروشکر مشکلی به وجود نیومد. میگم که اگه خواستین امشب با حامی شام بیاین اینجا. س: مرسی مامان جون حالا ببینیم چی میشه اگه تونستیم حتما میایم😊 ف: باشه من برم غذام رو گازه خدافظ. س: برو مامان خدافظ. ساعت بعد..... کارم تموم شد و برگشتم خونه. ح: سلاااام من اومدمممم. س: سلام عزیزم خوش اومدی لباساتو عوض کن بیا ناهار ☺️ ح: ناهار چی هست حالا؟؟ س: کباب تابه ای خیلی دوست داری. ح: بهبهههه الان میاااممم. س: یواش داد نزن گوشم کر شد عههه😒😂 ح: عیوااییی باشه ببخشید😂🥺 س: خب حالا قیافتو مظلوم نکن بیا ناهار. ......... ح: آخیشش چسبید دستت درد نکنه. س: نوش جونت عزیزم عاااا راستی حامی مامانم زنگ زد احوال بپرسه بعد گفتش که.... اگه دوست داشتیم شام بریم خونشون. ح: خیلیم عالی منم با مامان و بابات آشنا میشم خوبه که بریم. س: منکه مشکلی ندارم تو کاری چیزی نداری؟ ح: نه نه کاری ندارم شب میریم. س: باشه... بزن فیلم ببینیم. ح: فیلم چیه؟ بعد از ناهار خواب میچسبه بیا بریم لالا کنیم🥱 س: خب تو برو بخواب من خوابم نمیا. ح: بیخود نمیاد بیا بریم ببینم😂 س: ....‌‌... ای بابا باشه بریم😂😭 پ: آمادع شدم که برم دم خونه حامی ببینم کجا با سپیده می‌ره و میاد و تو یه فرصت کار سپیده رو تموم کنم. پریا داره این وسط خودشو پرپر می‌کنه. س: ..... حامی آمادع شدی بریم؟؟ ح: بریم بریم دیر نشه. س: فقط میشه من رانندگی کنم؟؟؟؟ ح: نه ماشین قشنگمو داغون میکنی😂😒 س: غلط کردی خیلیلم خوب رانندگی میکنم دیگه اذیت نکن. ح: باشه تو رانندگی کن، خدا بیامرزتمون. س: عهههه این چه حرفیه؟؟ ح: بخدا مارو به فنا میدی صبر کن حالا😂 س: بیا بریم انقد حرف نزن عهههه. ح: اوکی بزار من موهامو مرتب کنم تو سؤیچ رو بردار برو پایین تا من بیام. س: باش من رفتم توعم زود بیا. پ: .‌.. در خونه باز شد سپیده اومد بیرون. حامی همراهش نبود! فرصت خوبیه😈 چاقو رو از تو جیبم در آوردم..... با موتور بهش نزدیک شدم. س: یهو یه موتوری بهم نزدیک شد. با چاقو بهم حمله کرد! پ: یدونه فرو کردم تو پاش و یدونه فرو کردم تو پهلوش..... سریع سوار موتور شدم و در رفتم. ح: صدای جیغ شنیدم!! این صدای سپیده بوددددد؟؟؟ سریع رفتم پایین.
فدات عزیزم😊❤️ خوشحالم که پشتم هستین و حمایتم میکنین🎀😍 خدا پارسا رو لعنت کنه 😂😂 دیگه دیگه بستگی به میزان یزید بودن من داره😁😂
می‌خوام پارت بدماااا، بدویین ناشناسو خالی نزارین ببینم😊☺️
هوووو👏🏻👏🏻بدویین ناشناسو خالی نزارین بپارتم براتون😊