eitaa logo
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍
297 دنبال‌کننده
201 عکس
130 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩܢ ܦ̇وܝ‌ ܢ̣ܥ‌‌ܨ ܦ̈ܢܚ݅ܝ̇ߺܭَ ࡅ߳ܝ‌ܣ! کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔𝟗 ح: سریع رفتم داروخونه برای سپیده مسکن گرفتم و اومدم. خب.... بیا خوشگلم یکیشو بخور😊 تلویزیون ببین تا سوپ رو آماده کنم. ......... خب سوپ آمادس سپیده خانوم☺️😍 س: آخخخخ بیار خیلییی گشنمههه. ح: بفرما مواظب باش داغه نسوزی. .... اصلا بزار خودم دهنت میکنم. س: عههه مگه بچه 3سالم؟؟؟ بزار خودم میخورم دیگه حامی. ح: آره تو دخمل کوشولو منیییی. باز کن دهنتو... هوا پیما داره میاااد😂🎀 س: این کارا چیه می‌کنی؟؟😂😂 بده خودم میخورم عزیزم. ح: نخیر دهنتو باز کننن بگو اَااااا س: اَاا😂اااا🤣 ح: وقتی میخندی من چطور غذا دهنت کنم؟😂 س: وااایییی خب خندم میگیره دیگه. ح: خندتو کنترل کن سوپت رو بخور😂 نخوری همشو خودم میخورماااا😏 س: عههه غلط کردی سوپ منههه🥺😭😂 ح: بعد از سوپ خوردن و کلی مسخره بازی به سپیده کمک کردم که بره تو اتاق بخوابه. دکتر گفته بود تا یک هفته استراحت کنه. تو فکر این بودم چه بلایی سر پریا بیارم؟؟ باید جبران کنم برای پارسا! مث پارسا با چاقو به پریا حمله کنم؟؟ یا... گروگان بگیرمش یا.... ماشین بزنم بهش؟؟ نمیدونممممم🤦🏻‍♂🤦🏻‍♂ ولی بالاخره که باید تلافی بکنم. وقتی یه تصمیمی رو بگیرم دیگه تا آخرش میرم ول کن نیستم... تسلیم نمیشم! حالا نوبت پارساس که تن و بدنش بلرزه! همش باید مراقب خودش و پریا و باشه. روز بعد.... آماده شم که برم شرکت.... سپیده هم حالش بهتر شده بود. س: حااامییی؟🥺 ح: جونم عزیزم؟؟ س: میشه نرییی؟!!!!😭 ح: هنوزم که ترس و استرس داری عشقم! نترس به وقتش تلافی میکنم براش اون باید تن و بدنش بلرزه دیگه. نترسیاااا خب؟؟ س: ولی من میترسم🥺🥺 ح: چرا بغض کردی؟؟ نمیتونم که نرم شرکت! نترس عزیزم اصلا وقتی رسیدم اونجا بهت زنگ میزنم باهات حرف میزنم نترسی باشه؟؟ س: این به چه درد میخوره؟؟ حضور تو لازمه خب.... اگه دوباره پارسا بیاد چییی؟؟ ح: ای بابا باز حرف خودشو میزنه😒 عزیزم ول کن دیگه فراموش کن پارسا دیگه اینورا نمیاد یچیزایی بهش گفتم ترسوندمش. خب؟؟ دیگه نترس. من برم دیرم میشه بوص😘خدافظ👋🏻 س: ...... خدافظ🥺👋🏻 ح: قیافتو اونجوری نکن بچه آدم دلش میخواد برات زاار بزنهه، مواظب خودت باش عشقم😊 س: باشه توعم مواظب خودت باش🥺 ح: چشم☺️ خدافظظظ👋🏻 س: خدافظ👋🏻 ..... حامی رفت و دوباره تنها شدم😭 خیلی به حامی وابسته شدم حتی یه ثانیه هم نمیتونم دوریش رو تحمل کنم. ح: رسیدم شرکت.... کارامو انجام دادم؛ خداروشکر زیاد کاری نداشتم. یهو یادم افتاد که به سپیده زنگ بزنم... چیکارش کنم دیگه؟؟ آخه حقم داره هنوز از تنهایی تو خونه بترسه. هعیییی پارسا چیکار کردی با زندگی ما؟؟ بیچارمون کردی بخدا😒 تو و خواهرتو بیچاره میکنم صبر کن! اگه گذاشتم یه آب خوش از گلوتون پایین بره حالا ببین. حامی نیسم که تورو به خاک سیاه نشونم!
هـܩـسـایــہ ܩـیـگیـرܩـ🌱 ترجـیحـا بـا چـنلـ حاܩیـܩـے🌱 آܩـارܩـ:1.8+🌱 آܩـارتـ:950+🌱 ܩـالـ بـوـבے بیـا پیــوے🌱 P:@haamim_fan_76🌱 C:@haamim1376salehi🌱
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍
مرسی 😍🥳🥳🥳🥳
خواهش میکنم فقط خـ..ـار دست و انگشتم گایـ..ـیـ..ـده شد😂😂😂😭
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕𝟎 س: داشتم تلویزیون میدیدم که گوشیم زنگ خورد.... حامی بودددد😍😍 آخجونننننن🤩🤩🥹🥹 .... الوووو سناااامم چطولیییی؟؟ ح: سلام هعع😂مرسی تو چطوری عزیزم؟ س: منم خوبم دارم تلویزیون میبینم. ح: خوبه☺️ چرا انقد ذوق کردی حالا؟؟ س: خودت می‌دونی بهت وابسته شدم دیگه دوریتو نمیتونم تحمل کنم زود به زود دلم تنگ میشه برات🥺❤️ ح: آخخخخخ قربونت برمم مننن😍🥺❤️ س: خدانکنه☺️ چیکار می‌کنی تو؟ ح: من... هیچی فعلا که کارم تموم شد منتظر میمونم ببینم دیگه چیزی برا ما میارن حساب کنیم یا نه؟😂😂 س: انقد به مغزت فشار نیار مهندس🤣 ح: چشمم😂🎀 س:حااامییی ژونممم؟🥺 ح: ژونمممم عشقم؟؟ س: میخوای بیای خونه برام پاستیل بخل. ح: سپیده 3ساله از تهران🤣🤣 س: خدا نکشتت😂😂یه بار اومدم خودمو برات لوس کنم گند زدی تو🤣😭 ح: باش میخرم برات عزیزم امر دیگه ای نیست بانو؟؟ س: نه زودم بیا خونه باشه؟؟ ح: این دیگه دست من نیست😂☺️ س: عیششش😒😂باشه. ح: عاااا ببین من برم دیگه کار برام پیش اومد خدافظ عزیزم👋🏻 س: اوکی برو خدافظ👋🏻 ح: ...‌‌.......... کارام که تموم شد سر راه برای سپیده دوتا پاستیل خرید م و اومدم خونه. س: سلوممم.... ببین آقا حامی با چی اومده؟🥺😍😂 ح: سلاااام آقا حامی با پاستیل تشریف آورده🤣🤣 بیا پاستیلاتو بگیر بچه. س: برو لباسات عوض کن بیا باهم بخوریم. ح: باشه صبر کنیااا همشو خودت نخوری😂 س: نخیرررر برو زوددد بیاااا😂😒 ح: ......‌ خب خب اومدم س: بیاااا جفتشو باهم باز کردم از هر کدوم دوست داریم بخوریم😊 ...... میگم که حامی؟؟ ح: جونم خوشگلم؟🎀 س: ما کِی باهم ازدواج میکنیم؟🥺 ح: عاااا.... نمی‌دونم عزیزم🤨 س: نمیدونم چیههه؟؟؟ باید بیای منو بگیرییی😭😂 ح: یااااخدااا باشه حالا😂 به همین راحتیا نیست که باید بیام خواستگاریت کلی حرف بزنیم دیگه با خانوادت بیشتر آشنا بشم. س: حرف که.... ما الان چند ماهه باهمیم. اخلاق همو حفظیم دیگه، فقط مونده بیای خواستگاریم با مامان باباشم آشنات کنم... حرف بزنی باهاشون اونا اوکی بدن دیگه تمومه عزیزم. ح: اومدیمو اوکی ندادن! س: نخیر میدن اگه بدونن چه پسری گیر دخترشون افتاده حتما اوکی میدن😏😎 ح: عوووو😍😂 باشه حالا. خب یچیزی تو که اینجا ور دل من نشستی پس دیگه چرا بیام خواستگاری؟😂😂 س: راست میگیاااا😂🧐 خب زنگ می‌زنیم مامان بابام بیان اینجا حرف بزنیم باهم چطوره؟؟ ح: این خوبه🥰 چطوره همین امشب دعوتشون کنیم سپیده؟؟ س: همین امشب؟؟؟ عجله نمیکنی؟ ح: در کار خیر نباید عجله کنن که😂😂 زنگ بزن بهشون بگو بیان. س: هههههه🤣🤣باشه میگم بهشون.