eitaa logo
عـطرنـعـنــٰــاع‌‌
217 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
0 فایل
فرمانده را گلوله‌ها نکشتند؛ گذشته‌ به زانو دراورد او را. 𝖣︎𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇︎𝗍 𝗍𝗈 𝗍𝖺𝗅︎𝗄︎ 𝗍𝗈 𝗆︎𝖾? https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6een2a&btn=آینی
مشاهده در ایتا
دانلود
گاهی اوقات حس می‌کنم این تن زخمی دیگه جای جدیدی نداره. نمی‌دونم زندگی این‌بار کدوم نقطه رو هدف گرفته.
همه‌چیز تاریکه. درحال حاضر فقط یه امید سه‌حرفی داره منو زنده نگه می‌داره و وادار به نفس‌کشیدن می‌کنه.
شدم شبیه کسایی که دارن توسط گردباد بلعیده میشن و تقلا می‌کنن تا یه‌جایی سفت بچسبن. تا تکیه کنن بهش. که زنده بمونن. ولی هیچ تکیه‌گاهی وجود نداره. سر انگشتام زخم شده. شاید باید رها کنم؟ شاید وقتشه جسمم رو تقدیم اون گردباد کنم؟ اگه دردم رو تسکین نداد چی؟ اگه درد بیشتری تقدیمم کرد چی؟
انگار نه می‌تونم انگشتامو ول کنم نه می‌تونم بگیرم‌شون. درست مثل وایسادن رو طنابیه که هر دو طرفش دره‌ست. چه این ور بیوفتی سقوط می‌کنی چه اون‌ور. و بدترین بخشش اینه که تو نه جرئت وایسادن رو اون طناب رو داری و نه رها کردن و تقدیم کردن خودت به اون سقوط.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رسیدن به اون مرحله از درد که حتی نمی‌تونی جمله‌ت رو کامل کنی مزخرف‌ترین حسه.
اینکه انقدر گلوت می‌سوزه که نمی‌زاره حرف بزنی.
اینکه بدون پلک زدن اشک‌هات بریزه.
چرا این همه آرزوی مرگ به ثمر نمیشینه واقعا.
دنیا منتظر آدم عزادار نمی‌مونه.