ایران و خطر بروز فاشیسم
زمانی که در دهه ۲۰ میلادی فاشیسم در ایتالیا جان گرفت کسی تصور نمیکرد که یکی از بزرگترین تراژدی های قرن بیستم توسط این گروه به وقوع بپیوندد. گرچه همه اندیشه های برآمده از اومانیسم غرب مدرن را میتوان در هم تنیده با پستی، کشتار و توحش افسارگسیخته یافت اما فاشیسم فراتر از همه آنها بدون ترس این توحش را بعنوان یک دستاورد و برگ زرینی از افتخارات خود اعمال میکرد.
در ایران امروز هم خطر فاشیسم کم نیست. ساده سازی های کف مجازی، لشگر کشی های توییتری، قدرت نمایی های خیابانی، جنایت و وحشی گری، افراطی گری، فرار از مسئولیت و مقصریابی، از وجوهی است که میتوان ریشه های شکل گیری نوعی از فاشیسم را در ایران دید.
۱) دور شدن از واقعیت جامعه و احساس قدرت مطلق
اولین قدمی که حزب فاشیست ایتالیا برداشت تا قدرت را در این کشور بدست بگیرد نمایش قدرت بود. در آن سالها ایتالیا با وجود پیروزی در جنگ جهانی اول خود را تحقیر شده و قربانی خیانت کشور های متفق میدید. در نهایت، این نگاه دستاویز فاشیست های ایتالیا شد تا با تزریق روحیه ملی گرایی و قدرت کاذب به جامعه پای ایتالیا را به جنگ جهانی دوم باز کنند و بی هیچ دستاوردی موجب تحقیر بیشتر و ویرانی و نابودی این کشور شوند.
این نگاه را میتوان در دو سمت طیف جامعه ایران نیز دید. گروهی که خود را ضد نظام میداند با فرار از مسئولیت های اجتماعی و در جستجوی مقصر برای ناکامی هایش، با کودتا و خشونت در ۱۸ و ۱۹ دی ماه تلاش کرد نظام را تغییر داده و در یک تضاد عمیق برای احقاق دموکراسی و حقوق خود، پادشاهی را به ایران برگرداند!
در سوی دیگر، اگرچه تا امروز این سطح از خشونت در موافقین نظام دیده نشده، اما دور نیست که این گروه هم در واکنش، و برای دفاع از آنچه که حق میپندارد دست به چنین اعمالی بزند. این طیف از جامعه که خود را قربانی مسئولین غرب گرا میبیند، با تحریک گروهی از نخبگان و خط دهی رسانهای آنها در مسیر تبدیل شدن به یک گروه افراطی است که به مانند مخالفان خود بدنبال یافتن مقصر مشکلات و ساده سازی نگون بختی ایران به مذاکره با امریکا است.
۲) ساده سازی معضلات کشور به سطح مسئولان نظام
یکی دیگر از رویکرد های جزب فاشیسم ایتالیا ساده سازی مشکلات و فرار از مسئولیت های اجتماعی و سیاسی بود. در این نگاه باعث و بانی مشکلات کشور نه مردم، بلکه کمونیست ها، لیبرال ها و اشراف زادگان بودند که ملت را چندپاره و به خاک ذلت نشانده اند. در ایران هم سالهاست که ساده ترین کار نشانه رفتن انگشت اتهام به این و آن و انداختن مشکلات به گردن دیگران است.
مخالفان نظام با سیاه نمایی انقلاب ایران در تمام این سالها تلاش کردند تا دستاورد های آن را تحقیر و نقاط ضعف را بزرگ جلوه دهد. رهبری و مسئولین را مسبب مشکلات کشور نشان دهند و از نظام سابق خون شویی کنند. در مقابل هم مدافعین نظام بی توجه به ساختار ها و سلطه فکری غرب بر نظام علمی ایران سعی میکند همه چیز را به حضور چند مسئول غرب زده گره بزند و مشکلات عمیق اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را با آن توجیه کند.
در حالی که ریشه معضلات کشور و اصل حضور بروکرات های غرب زده در رأس حاکمیت بخاطر بی عملی و عقب ماندگی حوزه های علمیه در ایجاد ساختار های نوین تمدن ایرانی اسلامی است و فضا دادن به دانشگاه برای تسلط بر ارکان مختلف نظام خود از کمکاری و بی توجهی حوزه های علمیه کشور به تمدن سازی است.
@DoranHistory
۳) خشونت کلامی و تکفیر دیدگاه های دیگر
احتمالاً معروف ترین و بارزترین صفت فاشیست ها خشونت عریان و تقابل خشن آنها با گروه های مخالف است. فاشیست ها نه تنها هیچ ترسی از ابراز توحش خود نداشتند بلکه به آن افتخار میکردند. این رویکرد تکفیری که همه کس را در دسته مخالفین قرار میداد و اعمال خشونت علیه آن را عادی سازی میکرد در ایران ما هم در حال شکل گیری است. همانطور که قبل تر اشاره شد، کشتار و جنایت های دی ۱۴۰۴ در حقیقت برون ریزی یک خشم و نفرت انباشته بود که سالها توسط رسانه های خارجی و شبکه های اجتماعی در جهت گسست جامعه و دشمن سازی از مخالفین به خورد مخاطب داده شده بود.
همین مسیر در جبهه انقلاب هم در حال رشد و تصاعد است. تأکید بر دسته بندی هایی چون خائن و انقلابی و ایجاد نفرت از چهره های مختلف سیاسی، در حال عبور از مرزهای انسانی و خط قرمز های اسلامی است. گروهی در این مسیر صراحتاً در حال تکفیر مسئولین و ترویج نگاه های افراطی علیه آنها هستند که میتواند در آینده به کنش گری های خارج از چهارچوب و خشن تبدیل شود. گرچه همین امروز هم نمونه هایی از بروز این خشم را میتوان در تحصن ها و تجمع های صورت گرفته در کشور دید.
۴) نظامی گری و توسل به زور برای اعمال قدرت داخلی و بینالمللی
و اما آخرین نماد فاشیسم نظامی گری و توسل به زور است. فاشیست ها برای رسیدن به اهداف خود به ندرت گزینهای جز اعمال زور و توسل به قدرت نظامی داشتند. خود را قدرت بلامنزاع میدانستند و با تکیه بر گذشته و احیای اسطوره ها تلاش میکردند ضعف های خود را بپوشانند.
اگرچه ایران اسلامی امروز قابل قیاس با ایتالیای موسولینی نیست و در نبرد با دو ارتش بزرگ دنیا و قدرت اتمی توانسته از تمامیت عرضی خود دفاع کند و تسلیم خواسته های دشمن نشود، ولی گروهی در ایران تصور میکنند با اتکا به همین مقدار از قدرت نظامی میتوانند تمام معادلات جهان را تغییر داده و نظام سلطه را با آن به زیر بکشند. با اینکه این نگاه آرمانگرایانه و متعالی خود از بنیان های شکل گیری قدرت امروز ایران بوده است اما فراموشی واقعیت های میدان و فشار های احساسی و بدون پشتوانه به نیروهای مصلح میتواند این ابزار قدرت را از دست ایران گرفته و کشور را به ورطه تباهی بکشد.
@DoranHistory
🔻انقلابیون و دایرهای که هر روز تنگتر میشود
فضای سیاسی ایران پس از برقراری آتشبس و در روزهای تشییع پیکر رهبر فقید انقلاب، شاهد یکی از عجیبترین قابهای خود بود. زمانی که مهدی رسولی از چهره های انقلابی و مادحین بنام در برابر شعار های ضد مذاکره کنندگان شروع به تغییر شعار ها کرد، به ناگاه از سوی گروهی به سازشکاری و خیانت به خون رهبری متهم شد. تا پیاده کردن چهره های انقلابی از قطار انقلاب وارد مرحله جدیدی شود.
این رویه، یادآور یکی از هولناکترین و در عین حال آموزندهترین برگهای تاریخ مدرن است. دوران پس از انقلاب فرانسه و ظهور رادیکالیسم لگامگسیخته ماکسیمیلیان روبسپیر که به دوران وحشت معروف شده است. مطالعه چگونگی بلعیده شدن فرزندان انقلاب فرانسه توسط چهره های تندرو، آیینه تمامنمایی است که به ما نشان میدهد چگونه انحصارطلبی در تعریف وفاداری میتواند یک حرکت بزرگ تمدنی را از درون تهی و منزوی کند.
🔸منطق رادیکالی از پاریس تا تهران
پس از پیروزی انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ و فروکش کردن نسبی جنگهای خارجی، تشتت آرا میان انقلابیون آغاز شد و جناح ژاکوبنها به رهبری روبسپیر کنترل امور را به دست گرفتند. روبسپیر با شعار خلوص آرمانی و پاسداری از خونهای ریختهشده، هرگونه مصلحتسنجی، گفتگو یا رویکرد واقعگرایانه در اداره کشور را به عنوان خیانت قلمداد کرد و بدین ترتیب دوران وحشت در فرانسه آغاز شد. در این اتمسفر مسموم، دایره خودیها روز به روز کوچکتر شد تا جایی که ژرژ دانتون، از معماران اصلی و خطبای پرشور انقلاب فرانسه، تنها به دلیل دعوت به اعتدال و آرامش به دادگاه انقلابی فرستاده و اعدام شد.
سرانجام این تندروی بیحدوحصر، به انزوای کامل حکومت، فلج شدن بدنه مدیریتی و وحشت عمومی منجر شد و در نهایت، همان فضای رادیکالی که روبسپیر ساخته بود، دایره را آنقدر تنگ کرد که خود او را نیز در سال ۱۷۹۴ به زیر تیغ گیوتین و فرانسه را به آغوش دیکتاتوری ناپلئون سوق داد.
طنین این رفتار تاریخی امروز در اتمسفر سیاسی ایران پساآتشبس شنیده میشود؛ جایی که جریانی با خوانش خودبنیاد از آرمانها، به نام دفاع از نظام، به جان نیروهای درونی افتاده است. این گروه با پناه گرفتن پشت بخشهایی از نامه رهبری جدید و علی الاصول معروف، مخالفت مبنایی و کلان راس حاکمیت را به جواز حذف و توهین به دولت و شخصیتهای مختلف تبدیل کردهاند.
این در حالی است که اگر رهبر شهید انقلاب بطور مکرر مذاکره با آمریکا را نهی کردند، بر جذب حداکثری نیز تأکید داشته و تندرویهای بیمورد و قشری گری را ملامت کردند. هجمه اخیر به چهرهای مانند مهدی رسولی نشان میدهد که این جریان رادیکال حتی به توصیههای صریح رهبری جدید مبنی بر حفظ آرامش و پرهیز از تفرقه در شرایط حساس کنونی توجهی ندارد و خود را مقدم بر فصل الخطاب رهبری میداند. خطر بزرگ این رویکرد، فرسایش شدید بدنه طرفداران نظام، ایجاد دافعه در توده مردم و فرستادن این پیام خطرناک است که در این ساختار، هیچکس برای همیشه امنیت سیاسی ندارد.
🔹ضرورت مرزبندی با جریان های خاص
تنگتر شدن روزافزون دایره انقلابیگری و پیاده کردن پیدرپی نیروهای وفادار از قطار انقلاب، پایان خوشی نداشته و نخواهد داشت. همانطور که تجربه سقوط روبسپیر در فرانسه نشان داد، رادیکالیسم افراطی در نهایت به جای تمرکز بر دشمن خارجی شروع به خودخوری کرده و آنچه که تلاش میکرده از آن دفاع کند را بدست خود از میان میبرد. صیانت از نظام جمهوری اسلامی و عبور موفقیتآمیز از این پیچ تاریخی، نیازمند مرزبندی جدی مردم با جریانهایی است که وحدت ملی را هدف گرفتهاند و تلاش میکنند با ایجاد فضای وحشت و ترور شخصیت صدای دیگران را خفه کرده و خود را قیم انقلاب معرفی کنند.
@DoranHistory
برای اخراج آمریکا از منطقه باید اول از ایران شروع میکردیم.
صادق زیبا کلام ها، خاتمی ها و ظریف های زیادی هستند که باید دهانشان را خرد میکردیم و از کشور بیرون میکردیم.
تا زمانی که دستگاه پمپاژ اراجیف این جماعت در کشور در حال ذهن شویی است، چطور قرار است در برابر دشمن بایستیم؟
ستون پنجم دشمن در حال فعالیت است و ما فقط به موشک ها و پهپاد ها توجه میکنیم. اگر حضور این جماعت و قلم فرسایی و لجن پراکنی آنها تضعیف امنیت ملی نیست پس چیست؟
@DoranHistory
کتاب دیجیتال فاشیسم در اروپا
توضیحات محصول:
اروپای قرن بیستم با چالش های بزرگی روبرو بود که ساختار های دموکراتیک آن روزگار توان پاسخ گویی به آن را نداشتند. در این بین وحشت حاصل از روی کار آمدن بلشویک ها و انقلاب کمونیستی روسیه هم به ترس ها و هرج و مرج این قاره دامن زد. در چنین فضایی بود که فاشیسم بعنوان راه حل و مسیر برون رفت از این فضای آشفته مردم اروپا را با خود همراه کرد.
در این کتاب با بررسی تاریخچه شکل گیری گروه های فاشیستی در کشورهای مختلف اروپایی تصویری جدید از چگونگی به قدرت رسیدن فاشیسم در اروپا ترسیم شده است. تصویری که به فهم ما از این جریان فکری و دلایل بروز آن کمک خواهد کرد.
قیمت: ۱۹۹ هزار تومان
پس از پرداخت فیش واریزی رو به آیدی زیر ارسال کنید.
(روی شماره کارت بزنید کپی میشه)
6104337303845653@Saladin74 @DoranShop