چرا ایران همواره در جنگهای نامتقارن توانمند بوده است؟
ایران به دلیل جغرافیای منحصربهفرد خود – از کوهستانهای مرتفع زاگرس تا دشتهای بیکران مرکزی و کویرهای سوزان – همواره یکی از توانمندترین کشورها در عرصه جنگهای نامتقارن بوده است. تاریخ ایران مملو از نمونههایی است که قدرتهای بزرگ مهاجم (از روم تا انگلیس و از مغول تا آمریکا) در این سرزمین نه به خاطر کمبود توان نظامی، بلکه به دلیل عدم درک این سبک هوشمندانه از مبارزه، شکست خوردهاند. اشکانیان ثابت کردند که پیروزی در نبرد، تنها به تعداد سربازان یا کیفیت تسلیهات بستگی ندارد، بلکه به درایت فرمانده، شناخت از زمین، و مهمتر از همه، استفاده از نقاط ضعف دشمن بستگی دارد. این درسِ هزاران ساله، امروز نیز الهامبخش استراتژی دفاعی ایران در برابر تهدیدات مدرن است و سندی است در اثبات این حقیقت که در میدان نبرد، ذکاوت همیشه بر قدرت پیروز خواهد شد.
@DoranHistory
دهههاست که در محافل روشنفکری ایران این باور تکثیر میشود که رمز گشایش درهای ترقی، کنار نهادن دین از صحنه سیاست است. از نگاه آنها، تجربه اروپا در جدایی دین از سیاست، نقطه آغازی است که منجر به رشد اقتصادی و سطح رفاه جوامع اروپایی شده است. در این نگاه، ساختار های سیاسی جدیدی چون نئولیبرالیسم غربی نقطه اوج شکوفایی یک دولت مترقی است. غافل از اینکه رشد اقتصادی غرب ریشه در عواملی بسیار پیچیدهتر از سکولاریسم دارد و نئولیبرالیسم بعنوان مولود این نگرش، نه تنها نقطه اوج و مدینه فاضله سیاست نیست بلکه در نگاه و اندیشه پدران فلسفه غرب نیز مورد نقد جدی است. ارسطو و افلاطون، هرچند سکولاریسم و تبعات اخلاقی و سیاسی آن را به معنای امروزیش درک نکردند، اما با انتقاد از دولت هایی که به امیال معنوی انسان و جامعه بی توجه هستند تصویری از آنچه که امروز با آن مواجه هستیم را به نمایش گذاشتند.
🔻ادامه مطلب را اینجا بخوانید🔻
@DoranHistory
«خلاصه مقاله نقد دولت سکولار از نگاه ارسطو و افلاطون»
🔻نگاه افلاطون به دولت
افلاطون در «جمهوری» دولت را پیکرهای زنده میداند که روح آن عدالت است. دولت نزد او بستری برای پروش فضیلت و رسیدن به «خیر اعلی» است، نه صرفاً قراردادی برای جلوگیری از هرجومرج. فیلسوف-شاه در رأس مدینه فاضله، مسیر فضیلت را ترسیم میکند و در این نگاه، سیاست و اخلاق چنان درهمتنیدهاند که جدایی آنها مانند کندن ریشه درخت از خاک است.
🔻گاه ارسطو به دولت
ارسطو رویکردی زمینیتر دارد. او دولت را جامعهای از روستاها و خانوادهها میداند که غایت آن سعادت مبتنی بر فضیلت عملی است. قانون از دید او ریلگذاری برای حرکت اخلاقی جامعه است. دولتی که فقط به امنیت و رفاه مادی بیندیشد، ناقص و بیمار است؛ چراکه کارکرد حقیقی قدرت سیاسی، تربیت شهروندانی است که در پرتو عقل عملی به شکوفایی برسند.
🔻نقد مشترک به دولت سکولار
نقد اصلی افلاطون به دولتهای مادیگرا، «غفلت از خیر برتر» است. او میترسد سیاست به ابزاری برای ثروت و قدرت تقلیل یابد. ارسطو نیز در «اخلاق نیکوماخوس» هشدار میدهد که دولتِ بیتوجه به معنویت، شهروندان را به دام لذتگرایی افراطی میاندازد. از نظر هر دو، چنین دولتی انسان را به موجودی تکبعدی تقلیل میدهد.
🔻تبعات اجتماعی بیتوجهی به معنویت
افلاطون در «جمهوری» سقوط تدریجی دولت را چنین شرح میدهد؛ حرص و آز بر اقتصاد چیره میشود، خردمندان جای خود را به ثروتمندان میدهند و در نهایت هرجومرج به استبداد میانجامد. ارسطو در «سیاست» هشدار میدهد که فقدان تربیت اخلاقی، جامعه را دچار بیسامانی میکند؛ شهروندان به مصرفزدگی یا بنیادگرایی پناه میبرند و انسجام اجتماعی فرو میپاشد.
🔻جمعبندی و وضعیت معاصر
غرب امروز با میراث سکولاریسم، بحران معنا، افسردگی، فروپاشی خانواده و پوپولیسم را تجربه میکند. آنچه افلاطون از «بندگی انسان به لذتهای زودگذر» و آنچه ارسطو از «کارآمدی بیچشمانداز به جای سعادت» بیم داشتند، اکنون به هویت جمعی تمدن غرب بدل شده است.
@DoranHistory
ظهور نظام بانکی چطور به استعمار غرب کمک کرد؟
نظام بانکداری جهانی سالهاست تلاش میکند خود را نماد توسعه و پیشرفت صنعتی و تجاری نشان دهد، اما در حقیقت سیستم بانکی ابزاری است که از رنسانس به این طرف، در قالب یک نظام مالی، در حال تجهیز و تعمیق استعمار است. غرب که زمانی با تأمین مالی توسط بانک ها ارتش های خود را به شرق و غرب عالم گسیل میکرد، از اواسط قرن بیستم در شمایلی جدید و بینیاز از توسل به زور، صرفاً با ابزارهای مالی ثروت ملتها را چپاول میکند. به همین خاطر پرداختن به ریشه های این نهاد میتواند به ما درکی عمیق تر و صحیح از علل و سبب مشکلات مالی و اقتصادی جهان خصوصاً در ایران ارائه کند.
در این مقاله به تاریخچه شکل گیری نظام بانکی در تاریخ و نقش آن در گسترش و تقویت امپریالیسم غربی میپردازم. در قسمت بعدی که ادامهای بر همین موضوع خواهد بود، تاریخچه بانکداری در ایران و ریشه های مصائب اقتصادی امروز و ارتباط آن با سیستم بانکداری را تشریح خواهم کرد.
🔻ادامه مطلب را اینجا بخوانید🔻
@DoranHistory
دوران | محمدرضا عمادی
ظهور نظام بانکی چطور به استعمار غرب کمک کرد؟ نظام بانکداری جهانی سالهاست تلاش میکند خود را نماد تو
خلاصه مقاله «ظهور نظام بانکی چطور به استعمار غرب کمک کرد؟»
🔻اولین بانک و پدیده خلق پول
نظام بانکداری مدرن در ایتالیای رنسانس و برای تأمین مالی جنگها و تسهیل تجارت توسط خانوادههایی مانند مدیچیها پایهگذاری شد. نوآوری کلیدی این دوران، کشف توانایی خلق پول بیش از سپردههای واقعی بود که هسته مرکزی بانکداری با ذخیره جزئی را شکل داد و به موتور محرکه امپریالیسم تبدیل شد.
🔻اولین وام به دولت توسط بانک ملی انگلستان
با انتقال مرکزیت مالی به انگلستان و تأسیس بانک مرکزی در سال ۱۶۹۴، پیوندی سهجانبه میان دولت، بانک و بازارهای مالی ایجاد شد. این نهاد با انتشار اسکناس در ازای اوراق قرضه دولتی، ابزاری قدرتمند برای تأمین هزینههای جنگی و توسعه ناوگان تجاری فراهم آورد که بعدها الگوی سایر قدرتهای استعماری قرار گرفت.
🔻بانکداری به عنوان بازوی اقتصادی استعمار
بانکداری با جایگزینی خشونت فیزیکی با محاسبات مالی، به ابزار استعمار نرم تبدیل شد. این نظام از طریق اعطای وامهای سنگین به دولتهای وابسته، تأمین مالی تجارت برده و تأسیس بانکهای استعماری در کشورهایی نظیر ایران، ثروت ملی مستعمرات را به سمت غرب سرازیر کرده و با ایجاد تورم و استعمار ارزی، مانع از صنعتی شدن آنها گشت.
🔻استعمار نوین با نظام مالی جدید و بانک جهانی
در دوران پس از جنگهای جهانی، استعمار مالی از طریق نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی تداوم یافت. این سازمانها با تحمیل برنامههای تعدیل ساختاری در قبال وامها، کشورهای تازه استقلالیافته را مجدداً در جایگاه صادرکننده مواد خام و مصرفکننده محصولات غربی قرار دادند و سلطه اقتصادی خود را حفظ کردند.
🔻سلاح مالی و ضرورت تحول در نظام پولی
امروزه سیستمهایی نظیر سوئیفت و نظام دلاری به عنوان سلاحی اداری برای فلج کردن اقتصادهای مخالف عمل میکنند که از آن به عنوان استعمار پنهان یاد میشود. این سازوکار با استفاده از ابزارهای قانونی بینالمللی، همان کارکرد نیروی نظامی را ایفا میکند. برای رهایی از این چرخه، طراحی الگویی جایگزین بر پایه مبادلات واقعی، مشارکت در سود و زیان و تکیه بر اندیشه ایرانی اسلامی ضرورت دارد.
@DoranHistory
نظام بانکی وارداتی چطور اقتصاد ایران را نابود کرد؟
در مقاله قبلی به تاریخ شکل گیری بانک و نظام بانکداری در غرب پرداختیم و انگیزه ها و ریشه های آن را بررسی کردیم. اما در این مقاله، همانطور که وعده داده بودم قصد دارم تاریخچه ورود بانک به ایران و استعمار نظام مالی ایران توسط تمدن غرب را روایت کنم. تاریخچهای که دانستن آن کمک میکند تا فهم درستی از وضعیت اقتصادی امروز ایران و دلایل اصلی و ریشهای مشکلات معیشتی خود پیدا کنیم.
🔻ادامه مطلب را اینجا بخوانید🔻
@DoranHistory
در تمام پیام های رهبر جدید انقلاب عبارت «تمدن ایرانی اسلامی» به چشم میخورد. این همه تأکید بر تمدن سازی انقلاب اسلامی ایران یعنی نیروهای انقلابی، حوزه و دیگر جریان های معتقد به ایران و اسلام باید به فکر ایجاد ساختار های نوین ایرانی اسلامی باشند.
کشور و اندیشهای که داعیه تمدن سازی دارد باید بتواند الگوهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و هویتی مستقلی ایجاد کند تا در برابر تمدن متخاصم توان رقابت و مبارزه داشته باشد.
کشوری که هنوز بعد از ۴۷ سال در اندیشه ها و الگوهای سیاسی و اقتصادی غرب بدنبال یافتن نسخه نجات بخش برای ملت خود میگردد هرگز به یک حوزه تمدنی بدل نخواهد شد.
برای تمدنی شدن باید حرفی برای گفتن داشت.
@DoranHistory