دوربین بِدست
بعضی وقت ها خدا، انسان رو به راهی دعوت میکنه که مقصدش فقط یک مجلس نیست؛ ساختنِ دل هست... برای اول
از امروز چله نوکری شروع میشه... 🖤
توی این ۴۰ روز، قراره کلی عکس، فیلم و لحظههای ناب رو باهاتون توی کانال به اشتراک بذارم.
مطمئنم این سفر ۴۰ روزه پر از اتفاقها، خاطرهها و البته چالشهای مختلفه😅
همراهمون باشید، انشاءالله یه چله نوکری پر از حال خوب و خاطرههای موندگار در پیش داریم.🖤
#چله_نوکری
📸🖤
پشت این لنز، فقط دنبال یه قاب قشنگ نیستم...
دنبال لحظههاییم که شاید هیچکس حواسش بهشون نباشه؛
همون لحظههایی که توی شلوغی گم میشن، اما وقتی ثبتشون میکنی، برای همیشه میمونن. ✨
وقتی دوربین میاد جلوی چشمم، انگار صدای اطراف آرومتر میشه...
فقط من میمونم، یه قاب، و چند ثانیهای که دیگه هیچوقت تکرار نمیشن. 🤍
شاید برای خیلیها فقط یه عکس باشه...
اما برای من، هر عکس یه خاطرهست؛ خاطرهای که نذاشتم بین شلوغی روزگار گم بشه. 🫶🏻
من پشت دوربین دنبال عکس نیستم؛ دنبال لحظهای میگردم که ارزش موندن داشته باشه.📸
@Dorbin_bedast
هدایت شده از لوازم خانگی محبین، بندر گناوه
یه خبر خوب برای بچه های محبین...
برای اربعین امسال یه طرح ویژه آماده کردیم که دوست داشتیم همه بتونن ازش استفاده کنن. 🌿
فعلاً چیزی نمیگیم تا سوپرایزش حفظ بشه، ولی مطمئنیم خوشتون میاد.😉
این پیام رو برای دوستاتون و کسایی که قصد سفر اربعین دارن فوروارد کنید تا هرچی زودتر بتونیم از این طرح رونمایی کنیم.😊🖤
@Genaveh_Bosch1
پارسال اسمم برای دیدار آقا در اومد. همه خوشحال بودن، خودمم ذوق داشتم...
ولی قسمت نشد برم.
اون موقع با خودم گفتم حالا یه وقت دیگه. مگه یه بار بیشتره؟ فرصت هست...
ولی بعضی فرصتها، وقتی از دست میرن، تازه میفهمی چقدر بزرگ بودن.💔
چند روز بود قرار بود راهی تهران بشم، اما یهویی همهچی به هم خورد و سفر لغو شد.
از همون لحظه یه غم سنگین افتاد توی دلم. امروز توی خونه نشسته بودم، هی عکس و فیلمهای آقا رو بالا و پایین میکردم. هر عکس، هر فیلم، فقط حسرت پارسال رو بیشتر میکرد.
با خودم میگفتم یعنی امسال هم قسمت نیست؟
همون لحظه یه پیام اومد.
«اگه زودتر گفته بودی، با بچهها هماهنگ میکردیم بیای... ولی دیشب حرکت کردن.»
همین.
انگار آخرین در هم بسته شد.🥺
دیگه هیچ امیدی نداشتم. فقط گریه میکردم.
با خودم میگفتم لابد قسمت من نیست.
ولی خدا بعضی وقتا، دقیقاً وقتی آدم دیگه هیچ امیدی نداره، یه جوری دست آدمو میگیره که فقط میمونی نگاه میکنی.
چند دقیقه بعد گوشیم زنگ خورد.
گفتن: «اگه هنوز آمادهای، یه صندلی خالی جور شده...»
چند ثانیه فقط سکوت کردم.
باورم نمیشد. همهچی توی چند دقیقه عوض شد.
بلیط اتوبوس جور شد. همون سفری که تا چند دقیقه قبل محال بود، یهویی شد قسمت من.
الان توی اتوبوسم...
دارم از برازجون میرم سمت تهران.
هر کیلومتری که از شهرم دورتر میشم، بیشتر حس میکنم این سفر رو من نرسوندم...
خدا خودش برام نوشت.
هنوزم باورم نمیشه.
چند ساعت پیش فکر میکردم باید همینجا بمونم و حسرت بخورم...
الان اما وسط جادهام.
#تهران
#رهبر_شهیدم
@Dorbin_bedast
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قلبم شکسته است و نفس تنگ میشود
آه از جهان بیتپش و بیهوای تو
.
هرچند رفتهای ز میان؛ زندهتر شدی
این شعر یادگار شد از ابتدای تو...
@Dorbin_bedast
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تفاهم وقتی معنی داره که هر دو طرف بهش پایبند باشن. اگه یه طرف هر وقت دلش خواست زیر قولش بزنه و تعهداتش رو نادیده بگیره، دیگه اون توافق چه ارزشی داره؟
آتیش زدن نمادین این تفاهمنامه، اعتراض ما به همین عهدشکنیه. البته حرفمون فقط با طرف مقابل نیست؛ از مسئولان کشورمون هم انتظار داریم در برابر این بدعهدیها فقط تماشاگر نباشن و با قدرت از حق، عزت و منافع مردم ایران دفاع کنن.
وقتی یه توافق بارها زیر پا گذاشته شده، طبیعیه که مردم انتظار داشته باشن تصمیمهای محکم، منطقی و عزتمندانه گرفته بشه؛ نه اینکه همیشه هزینه بدعهدی دیگران رو مردم ایران بدن.
این حرکت یه اعتراض نمادینه؛ صدای مردمی که میخوان عزت، اقتدار و حق ایران حفظ بشه و در برابر عهدشکنی، پاسخ درخور داده بشه!
#آتش_زدن_تفاهم_نامه
#برازجان
@Dorbin_bedast