من فقط روی کاغذ میدانم چه بگویم. در زندگی واقعی برای پیداکردن جملهی مناسب مشکل دارم.
_در، ماگدا سابو
نگفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم؟
چه بگویم؟ که غم از دل برود چون تو بیایی
کاش از شاخه سرسبز حیات
گل اندوه مرا می چیدی
کاش در شعر من ای مایه عمر
شعله راز مرا میدیدی!
_فروغ فرخزاد
یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم، آنچه را جانان پسندد
_باباطاهر
دلخوشم با نفسی
حبه قندی چایی
صحبت اهل دلی
فارغ از همهمه دنیایی
دلخوشی هاڪم نیست.
دِیدهها نابیناست...!
_سهراب سپهری