من نمیگم تو زیبایی،بهجاش آرزو میکنم کاش یکی از قطرههای اشکت بودم،میتونستم توی چشمات بهدنیا بیام،روی گونههات سر بخورم و روی لب هات بمیرم.
مثلا برگردی و بگی چیزی رو جا گذاشتم،بعد من رو برداری و با خودت ببری.
انجمن نوازندگان مرده
عزیزترینم،دیشب خواب تو را دیدم.دستت را گرفتم،مثل همیشه گرم بود.
عزیزترینم،تموم پروانه های قلبم مردن،تو آزادی که بری.
احساس میکنم یه عروسک قدیمی کثیفم که ته یه کمد تاریک و نمزده کز کرده،گیر افتاده.