eitaa logo
ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
866 دنبال‌کننده
546 عکس
689 ویدیو
4 فایل
دیدگاه یک دهه‌هشتادی نسبت به مسائل روز دنیا✍️ وابسته به هیچ جناحی نیستیم❌ اینجا قراره به دور از تعصبات بی‌جا و بی‌منطق، یه فضای باز برای گفتگو ایجاد کنیم، امیدوارم به جواب درست برسی🤝 به بقیه هم معرفیمون کن رفیق😉 کپی؟نوش‌جونت☺️ ادمین👇 @Admin_Eilia
مشاهده در ایتا
دانلود
چشمانم را باز کردم کش و قوسی به بدنم دادم و کمی جابجا شدم صندلی مینی‌بوس به هم نزدیک و کمی این قضیه آزار دهنده است به پشت سرم نگاه کردم بچه ها همه آرام خوابیده بودند... -حاجی...حجی! الان موکب نزدیک،قریب! به سمت راننده برگشتم: +موکب قریب؟ -نعم.کباب موجود، ماء موجود، مرافق موجود... +حسناً... * از ماشین پیاده شدیم. چفیه ام را بر سرم کشیدم. هوا کمی گرم شده بود فضای زیبا و قشنگی بود مردم عراق با جان و دل از زوار اباعبدالله پذیرایی می‌کردند سمت یکی از موکب ها رفتم در لیوان های کوچک،چای غلیظ عراقی درست می‌کرد و به زائرین میداد فریاد «هِله بِزُوّار» در آن مسیر طنین انداز شده بود هر کس سعی می‌کرد به یک شکل رضایت زائرین را جلب کند -تفضل حبیبی! به موکب‌دار نگاه می‌کنم یک لیوان چای عراقی به سمت من گرفته بود و به من لبخند میزد: -تفضل! لیوان کوچک را از او گرفتم: +شکراً حبیبی شکرا کمی چای را مزه کردم آه از شیرینی آن چای تلخ‌ترین و شیرین‌ترین چای عمرم را مزه کرده بودم بسیار غلیظ بود ولی شکر زیاد آن تلخی اش را می‌گرفت و مزه اش را وصف نکردنی می‌کرد... بعد از پذیرایی در موکب سوار مینی‌بوس شدیم راننده گفت کمتر از دو ساعت دیگر به نجف میرسیم... در جاده به فکر فرو رفتم بسیار شاکر خدا بودم از امنیتی که در کشورم دارم از زیبایی‌های سرزمینم از فرهنگ مردم ایران از همدلی هموطنانم... انسان وقتی چیزی را از دست میدهد قدر آنرا میداند... وقتی در مکانی کثیف و بدبو قدم بگذاری، قدر نظافت و پاکیزگی را میدانی... وقتی در مکانی که همه مردم باقی مانده و ظرف غذایشان را در آنجا می‌اندازند وارد می‌شوی، قدر فرهنگ باارزش مردم خودت را میدانی بگذریم... * بعد از حدود یک ساعت و نیم به نجف رسیدیم ساعت ۱۱:۴۵ را نشان میداد با راننده تسویه کردیم و به سمت موکب راه افتادیم فرمانده از گوشی خود نقشه را نگاه می‌کرد و مارا به سمت موکب هدایت می‌کرد بعد از چرخیدن در کوچه پس کوچه های پشت حرم پدرجان، فرمانده گفت: -رسیدیم! جهت انگشت فرمانده را دنبال کردم -محل اسکان ما همونجاست به سر در موکب نگاه کردم: «مسجد جامع بن مذبوب» * در پذیرش اسامی همراهان را دادیم و به طبقه بالا رفتیم اینجا محل اسکان اهالی فرهنگیان بود طبقه پایین بشدت خنک بود در حدی که افراد پتو بر خود می‌کشیدند و استراحت می‌کردند وارد چارچوب در شدم نه! طبقه بالا هیچ شباهتی به طبقه پایین ندارد بسیار گرم بود کولرها اصلا توانایی خنک کردن هوا را نداشتند فضا بسیار بد بود نه جایی برای استراحت وجود داشت، نه هوایی برای نفس کشیدن! * هوا بشدت افتضاح بود بچه ها طاقتشان تمام شده بود تنها امیدمان این بود که گروهی از افراد طبقه پایین زودتر تخلیه کنند و ما در جای آنها مستقر شویم... فرمانده آنقدر گرمش شده بود که با یک رکابی به خواب رفته بود لباسش از تعریق خیس شده بود و به بدنش چسبیده بود من هم حالم دست کمی از بقیه نداشت هر دقیقه با چفیه عرق جبینم را پاک می‌کردم و خودم را با یک تکه مقوا باد میزدم... با همان اوضاع و احوال ایستادیم به خواندن نماز... * وقت ناهار که شد به پایین رفتیم چند سفره بلند پهن کرده بودند مردم بر سر سفره می‌نشستند، غذایشان را میل می‌کردند و سریع جای خود را به نفر بعدی می‌دادند بر سر سفره نشستیم... در بشقاب های ملامین برایمان عدس‌پلو آوردند. بشدت گرسنه بودیم در کمتر از چند دقیقه بشقاب همهٔ بچه‌ها خالی شد! بشقاب هارا بر هم گذاشتیم و سریع از سر سفره بلند شدیم تا بقیه اشخاص جای ما بنشینند... * بالاخره بعد از چند ساعت گروهی از گروه‌ها طبقه پایین را تحویل داد و رفت سریع با بقیه بچه‌ها بجای آنها مستقر شدیم کولر‌های آبی و گازی فضای اتاق را واقعا خنک کرده بود وقتی مستقر شدیم بچه‌ها تصمیم بر زیارت گرفتند وسایل‌مان زیاد بود نمیتوانستیم با این همه وسایل وارد حرم شویم قرار شد یک نفر بماند و از وسایل مراقبت کند تا بقیه زیارت کنند عطش زیارت را در چشمان بچه‌ها میدیدم برخی اربعین اولشان بود تا به حال به زیارت نرفته بودند... به فرمانده گفتم که می‌مانم تا آنها با خیال راحت زیارت کنند بعد از کمی مکث کردن قبول کرد و با بچه‌ها به سمت حرم باباعلی راه افتادند... بزن رو لینک👇 🔷@EILIA_Z
هدایت شده از اصلاحات نیوز
✍️ توصیه حسام الدین آشنا به سعید جلیلی _ اصلاحات نیوز ✅ @Eslahatnews 🔗 Eslahatnews.com
ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
✍️ توصیه حسام الدین آشنا به سعید جلیلی _ اصلاحات نیوز ✅ @Eslahatnews 🔗 Eslahatnews.com
ایشون همونه که صحبت های رهبری رو بارها و بارها برای خودش و مخاطباش به مدل های مختلف خوانش می‌کرد... همون صحبت معروف: «مذاکره با آمریکا هوشمندانه، ،شرافتمندانه و عاقلانه نیست»
این ساعت از شب و کنتاکی ؟؟😋
پهلو به پهلو شدم ناگهان به خود آمدم و از جا پریدم من خوابیده بودم؟! نه من نباید به خواب میرفتم! وظیفهٔ من حفاظت از وسایل کاروان بود... با عجله کیف هارا شمردم و وسایل را چک کردم. آهی کشیدم و خداراشکر کردم به لطف خدا وسایل همه سر جایش بود و کسی در زمان خواب من به آنها دست نزده بود ساعت را نگاه کردم حوالی ۵بعد از ظهر بود کش و قوسی به خودم دادم و از جا بلند شدم الان «بیت‌الامیر» کاملا خلوت است. هیچکس در حسینیه نبود. بچه ها احتمالا حوالی ۱۰ شب میرسیدند و هنوز ۵-۶ساعتی به بازگشتشان مانده بود قصد حمام کردم. اما آب بیت‌الامیر قطع شده و امکان حمام وجود ندارد. شامپو و چفیه ام را برداشتم تا حداقل سرم را در بیرون از بیت الامیر بشویم. دقیقا کنار حسینیه یک «مرافق» وجود دارد دو عدد وان زیر شیر های آب گذاشته بودند و آن‌دو حکم روشویی داشتند شیر آب را باز کردم فشار آب بد نیست و میشود سر را شست دمای آب هم خنک است و در هوای گرم نجف واقعا جسم را جلا میدهد سرم را زیر شیر بردم... * به حسینیه بازگشتم بسیار خلوت بود. به ندرت شخصی را میدیدی که در کناری خوابیده باشد. در جلوی کیف‌ها نشستم و با چفیه مشغول به خشک کردن موهایم شدم طولی نگذشت که بانگ اذان مغرب بلند شد. وضو گرفتیم و در صفوفی آماده نماز شدیم امام جماعت رسید عمامه سپیدش را کمی جابجا و عبایش را مرتب کرد. جلوی سجاده ایستاد و دستانش را کنار گوشش برد: -الله‌اکبر! * بعد از نماز مشغول زیارت «امین‌الله» شدیم فرازی از دعا نظرم را جلب کرد: «اللّٰهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي...مُشْتاقَةً إِلىٰ فَرْحَةِ لِقائِكَ» چقدر زیبا! چقدر ادبی... یعنی دعا می‌کنم که پروردگارا! مرا مشتاق به شادی ملاقاتت کن! زمزمه مرا مست خودش کرده و بود. به معنا و مفهوم آن توجه می‌کردم و به وجد می‌آمدم... * پس از دعا نوبت به شام رسید شام «جغور بغور» داشتیم! غذایی کاملا ایرانی و اصیل! زائرین به سلیقه آشپز آفرین می‌گفتند و اورا تحسین می‌کردند ظرف غذا را پیش رویم گذاشتم به یک تکه نان اکتفا کردم. اندکی از غذا را در لقمه پیچیدم و در دهانم گذاشتم طعم جگر سرخ شده، سیب زمینی و سس مخصوص آن هوش از سرم پراند! من در عمرم تا به حال «جغور بغور» نخورده بودم و این تجربه برایم به یاد ماندنی شد تا آخر غذا را خوردم و خداراشکر کردم بسیار خوشمزه و لذیذ بود همین الان که این را برای شما می‌نویسم می‌توانم طعم آنرا در زیر زبانم بچشم... * مشغول چک کردن فضای مجازی بودم که محمدحسین دست بر شانه‌ام گذاشت: +عه برگشتین؟ -نه! فقط منو محمد اومدیم +خب محمد کو؟ -بیرون وایساده، برات شام آوردیم. برو ازش بگیر بیار تو +بابا دم مرامتون گرم داداشیا! از جا بلند شدم و به سمت در ورودی رفتم محمد بیرون ایستاده بود و مرا نگاه می‌کرد: -اینارو بگیر بریم تو +بده بیاد دوتا ظرف همراهش بود فلافل و تخم مرغ سه نفره مثلثی تشکیل دادیم و ظرف‌ها را وسط گذاشتیم و مشغول خوردن شدیم من شام خورده بودم ولی دوباره اشتهایم برگشته بود و توان خوردن پیدا کرده بودم... *** «شام آخر» را که خوردیم، ظرف‌ها را جمع کردیم و دور انداختیم هر کس کیف خود را زیر سر گذاشت و مشغول چک کردن موبایل خود شد... درحال نوشتن بودم که فرمانده و بقیه بچه‌ها از راه رسیدند خسته و کوفته بودند... ساعت تعجبم را برانگیخت! حوالی ۲۳:۳۰را نشان میداد و من آنقدر در بحر نوشتن غرق شده بودم که فراموش کرده بودم فرمانده و بقیه دیر کرده‌اند... قرار بود که بعد از بازگشت بچه‌ها از زیارت به سمت طریق برویم و «مشایه» را شروع کنیم. اما آنقدر خسته بودند که جز خواب به چیز دگری فکر نمی‌کردند همه در یک صف دراز کشیدیم تا بقیه زائرین هم بتوانند به داخل بیایند... کمی سر و صدا بود اما به قدری خسته بودم که نفهمیدم چشمانم کِی گرم خواب شد... بزن رو لینک👇 🔷@EILIA_Z
به کربلا خوش آمدید!
32.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬واقعا مثل اسمش روی مخاطب تاثیر می‌ذاره 😳 فیلمی که مثل اسمش می‌تونه مخاطب جوان رو هم مثل یک پیرمرد، ناامید کنه.👨‍🦳 🕶 قسمت ششم گنگ فریم رو اختصاص دادیم به فیلم پر سر و صدای پیر پسر 🎬 باشگاه رسانه‌ای گنگ مدیا 🎭 عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/409142359C153bb25ee1
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 تابو شکنی به سبک هالیوود 😬 فیلمی که پا جا پای فیلمای هالیوودی گذاشته؛ نه تو جلوه های ویژه بلکه تو تابو شکنی و قبح شکنی از مسائلی که در فرهنگ ایرانی هیچ جایی ندارن😵 🇮🇷 حالا به نظر شما اینا تابو شکنی هست یا نه؛ نظرتو برام بنویس... 🎬 باشگاه رسانه‌ای گنگ مدیا 🎭 عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/409142359C153bb25ee1
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 مثلث عشقی تو فیلم ایرانی ⁉️ چیزی که قبلاً تو فیلم های ترکیه ای می‌دیدیم حالا به راحتی میشه تو این فیلم دید.😕 🎬 باشگاه رسانه‌ای گنگ مدیا 🎭 عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/409142359C153bb25ee1