💢ننگ بر آنکه شک کند!
در این روزهای جنگی هرکس به شیوهای سهمش را ادا میکند؛
یکی نذری میپزد،
یکی موکب برپا میکند،
یکی محتوا میسازد،
یکی از هنر و قلمش مایه میگذارد،
یکی دلگرمی میدهد.
و...
هیچ تلاشی کوچک نیست
وقتی برای حفظ تنها حکومت اسلامی باشد،
برای ایستادن کنار هم باشد.
گاهی یک دست، یک لبخند، یک دعا،
بیشتر از هزار فریاد اثر دارد.
در روزگار سخت،
زیباترین کار این است که هرکس در حد توانش
چراغی روشن کند.
و میان دشمن و وطن
ننگ برآنکه شک کند.
ننگ برآنکه خواسته
شمر به ما کمک کند.
#یقین
#باهم_بودن
#ایران_خانه_ما
✍مهدی شوشتری ۳۰۵
#مرگ_بر_امریکا
رسانه اینترنتی ایستار 🇮🇷
🆔https://eitaa.com/EISTAAR
📖 زندگی با قرآن
💠 مولفههای تاب آوری جامعه در بحرانها (۱)
1⃣ صبر جمعی و پیوندهای عمیق اجتماعی
🔆 قرآن کریم در آیه 200 آل عمران می فرماید:
یَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ای اهل ایمان! [در برابر حوادث] شکیبایی کنید، و دیگران را هم به شکیبایی وادارید، و با یکدیگر [چه در حال آسایش چه در بلا و گرفتاری] پیوند و ارتباط برقرار کنید و از خدا پروا نمایید تا رستگار شوید.
این آیه یک دستورالعمل جامع برای مؤمنان است و با صراحتِ تمام، پیروزی و رستگاری جامعه را منوط به صبر و تعمیق روابط اجتماعی میداند.
واژگان “اصْبِرُوا”، “صَابِرُوا” و “رَابِطُوا” هرکدام بار معنایی ویژهای دارند.
🔸 اصْبِرُوا (صبر کنید): این امر، اشاره به صبر در برابر مصائب، سختیها، و فشارهای احتمالی دارد. این صبر، جنبه فردی دارد اما زیربنای صبر جمعی نیز هست. فردی که توانایی صبر فردی ندارد، نمیتواند در یک جمع صبور سهیم باشد.
🔸صَابِرُوا (با یکدیگر صبر کنید/صبور باشید): این واژه، که بر وزن “فاعلوا” است، دلالت بر مشارکت و همراهی در امر صبر دارد. بعنی تجمیع صبر همه افراد جامعه بر روی هم. یعنی نه تنها خودتان صبور باشید، بلکه در کنار دیگران و با همراهی آنها، این مقاومت را حفظ کنید. این دقیقاً همان مفهوم “صبر جمعی” است؛ جایی که افراد یک جامعه، سختیها را به صورت مشترک تحمل میکنند و از ضعف و فروپاشی یکدیگر جلوگیری مینمایند. در زمان بحران، این همراهی باعث میشود که فشار روانی و اجتماعی بر فرد کاسته شود و حس همدلی و همبستگی تقویت گردد.
🔸رَابِطُوا (مرزها را حفظ کنید/پیوسته باشید/پاسداری کنید): این واژه نیز بر ابعاد اجتماعی و دفاعی صبر تأکید دارد. “مرابطه” به معنای پاسداری از مرزها، پیوستگی و ارتباط دائمی است. در این بافت، میتوان آن را به معنای حفظ پیوندهای اجتماعی، پاسداری از ارزشهای مشترک، و هوشیاری در برابر نفوذ عوامل تفرقهافکن و مایوسکننده تفسیر کرد. جامعهای که اعضای آن “مرابطه” دارند، یعنی پیوندهای خود را حفظ کرده و از مرزهای اعتقادی و ارزشی خود پاسداری میکنند، در برابر بحرانها و فشارهای بیرونی مقاومتر خواهد بود. این پیوستگی، مانع از فروپاشی روانی و اجتماعی در شرایط سخت میشود.
🟢 بنابراین، آیه ۲۰۰ آل عمران، صبر را نه یک انزوای فردی، بلکه یک فرایند پویا و جمعی معرفی میکند که در آن، افراد با هم، صبورانه در برابر مشکلات ایستادگی کرده و با حفظ پیوندهای خود، جامعه را در برابر تهاجمات (چه مادی و چه معنوی) مقاوم میسازند.
#تاب_آوری
#صبر_جمعی
#پیوند_عمیق_اجتماعی
✍️ آسمان۳۰۶
#مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل
رسانه اینترنتی ایستار 🇮🇷
🆔https://eitaa.com/EISTAAR
🔰برهه کنونی یکی از حساسترین برهههای تعیین سرنوشت ایران است؛ زیرا در این برهه که با تغییر نظم بینالمللی مواجه هستیم، ایران برخلاف گذشته، از موقعیت انفعالی خارج شده و در موقعیت بازیگری مؤثر قرار گرفته است. موقعیتیابی ایران در این برهه، جایگاه آن در نظام بینالملل را برای حدود یک قرن آینده تعیین میکند.
تأمین منافع کشور و تعیین نقش و جایگاه شایسته برای ایران در این شرایط، الزاماتی دارد که یکی از مهمترین آنها، صبر است. منظور از صبر هم صبر فعال است نه انفعالی؛ صبری که همراه با کنشگری فعال لازمه تحقق نتایج مطلوب است نه با بیصبری، تصمیمگیران و مسئولان تحت فشار قرار گیرند تا به کسب نتیجه ضعیف یا نتیجه به هر قیمتی رضایت دهند.
✍️قربانی۳۰۷
#مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل
رسانه اینترنتی ایستار 🇮🇷
🆔https://eitaa.com/EISTAAR
📢 توصیه حضرت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه به قرائت قرآن و دعا برای پیروزی جبهه مقاومت
❤️رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی، قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای پیروزی جبهه مقاومت توصیه کردند.
💻 Farsi.khamenei.ir
حامد شاکرنژاد هیئت قرار / @heyate_gharar🏴472_86632665511737.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
💠قرائت سوره فتح
👌حتما برای یک نفر بفرستید
رسانه اینترنتی ایستار 🇮🇷
🆔https://eitaa.com/EISTAAR
🔹*هایپرتروریسم؛ تروریسم فرهنگی*
بخش اول
🔻نگارنده، چنانچه پیش از این هم بارها گفته است، اصطلاح «تروریسم فرهنگی» را مدیون نویسندهای است به نام هلنا فین، در یادداشتی که حدوداً دو دهه پیش درباره توسعه وهابیت در جهان نگاشته است. این یادداشت سالها پیش از ظهور داعش و جنگ سوریه نگاشته شده بود و در آن، نگارنده به خوبی توضیح میدهد هر آن سرزمینی که آلسعود موفق به پیدا کردن جای پایی در آن شدند، اعم از خود شبه جزیره حجاز تا دوردستترین سرزمینهای اسلامی، به بهانه کمک به بازسازی، مساجد، سازههای باستانی و سنتیِ آن را تخریب کردند و آنها را با سازههای مدرن با سبک معماری یکسانسازی شده سعودی جایگزین کردند. این یکسانسازی فرهنگی، قبلاً در خود حجاز هم در همه ابعاد انجام شده بود. این کار سلفیهای وهابی بیشباهت با کار سلفیهای طالبان در نابود کردن مجسمه بودا در بابیان نبود. فین معتقد بود این رویکرد، چیزی جز بسط تروریسم فرهنگی نیست. یعنی به همان دلیلی که آل سعود نشانههای مذاهب مختلف دیگر را نابود میسازد یا وهابیت آنها را تکفیر میکند، اینجا هم با نابود کردن نشانههای متنوع فرهنگی جهان اسلام، هر گونه روایتسازی بدیل به غیر از روایت وهابی-سعودی از جهان اسلام کنار میرود. سازههای معماری، از مهمترین و موثقترین منابع برای روایت فرهنگ و تمدن گذشتهاند و تا زمانی که هستند امکان روایتهای نادرست انحرافی درباره جهان و تاریخ، دشوار میشود.
🔻تروریسم فرهنگی، همچنان که شخصیتهای متفاوت مذهبی را حذف میکند، کتابها را میسوزاند یا متن آنها را تغییر میدهد و مقبرهها را تخریب میکند. با بازسازی مساجد و سازههای مهم باستانی، حقیقت گذشته آدمی را پنهان میسازد تا راحتتر بتوان مسیر او را در بستری از تفاسیر یکجانبه دروغین بازتعریف کرد. البته اصطلاح تروریسم فرهنگی در فضای رسانهای فارسی زبان، امروز به معانی متنوعی استفاده میشود که طبعاً بسیاری از آن معانی ارتباط خاصی با معنای مدنظر این یادداشت ندارند. صرفاً یادآور میشویم که منظور از تروریسم فرهنگی، حمایت صریح تبلیغی از تروریسم نیست. حمایت رسانهای و ادبیات سازی به نفع تروریسم، از تبعات تروریسم فرهنگی است. منظور از تروریسم فرهنگی، شکل رادیکالی از تروریسم است که آن را هایپرتروریسم هم میتوانیم نام بگذاریم.
🔻هایپرتروریسم، «نابودسازی مطلق دیگری از راه تروریسم» است و چنانچه خواهیم گفت، رژیم صهیونیستی نماینده تام و تمام این تفکر است. همانطور که استاد داوری اردکانی توضیح دادهاند، به نظر میرسد جنگهای امروز، جنگهای آخرالزمانی، برخلاف عمده جنگهای بشر، جنگ برای پیروزی نیست، بلکه «جنگ برای معدوم سازی دیگری» است. به نظر میرسد، صرف نظر از اینکه با حربههای سنتی جنگ قبل از جهان مدرن، امکان نسل کشی و معدوم سازی سخت مینمود و وابستگی انسان به تکنولوژی هم در سطحی نبود که انسان با از دست دادن منابع تکنیک و انرژی دچار مرگ شود، از نظر رویکردی نیز، اکثر جنگها، به قصد غلبه بر طرف مقابل بوده است و نه به قصد نابودی او. اساساً اگر طرف مقابل نابود میشد، صحبت از طرف پیروز دشوار مینمود. به ویژه که میدانیم وجود دیگری، همواره مقوم وجود خود است. به خاطر دیگری است که تمایز و تفاوت خود، آشکار میگردد و در شکست او است که عزت و افتخار خود، اثبات میگردد. دیگری یکی از منابع حیات و قدرت خود قلمداد میشد.
🔻تمثیل خواجه و برده هگل هم بیارتباط با این امر نیست. در واقع در این تمثیل، دوگانه خواجه و برده، در یک بازی دیالکتیکی تعریف و جایگزین میگردند ولی این جایگزینی هویتی منجر به معدوم سازی نمیگردد. هیچ چیزی برای همیشه به کتم عدم نمیرود بلکه دچار تطور و گشت و ارتقا میشود. البته باید اضافه کرد که برخی از مفسران معتقدند همین فلسفه هگل از مهمترین نمودها و مقومهای مطلقاندیشی و اروپامحوری در جهان است. در فلسفه هگل، دیگری اساساً به مثابه متقابل -هر چند تقابل دیالکتیکی رو به سنتز و ارتقا- تعریف میگردد و انسان، جز به سمت اروپاییشدن و خودبنیاد بودن، مقصد دیگری ندارد. دیگری برای تقابل انسان هست یا برای تعامل با او؟ چه این تفسیر را از هگل بپذیریم و چه نه، مشخص است که تاریخ غربی، تاریخی است به شدت دیگریساز و خود را همواره در بستر تقابل و معاندت با دیگری میفهمد و این به ویژه در سیاست معاصر غربی امر عیانی است. این امر ریشه در مفهوم انسان غربی دارد، انسانی که گرگ انسان است و اصل را نه در وجه انسی که در وجه نسیانی خود میفهمد، انسان واژگونه آخرالزمانی.
به نظر میرسد ظهور فلسفه میانفرهنگی در دوره معاصر، عکسالعملی بود برای ترغیب ساحت اندیشه و فرهنگ به مواجهه تعاملی با دیگری و ممارست در گفت و شنود فیمابین به جای مواجهه تقابلی و تداوم راه نفی دیگری.
✍️دکتر سید مهدی ناظمی۳۰۸
عضو هیات علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی