هدایت شده از 🌐نگاه نو☀️
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞چه دقیق چهره سگیونیستهای منافق وطنی را معرفی میکنه...👌
🇮🇷استاد #ابوالقاسم_طالبی،
کارگردان سینما ...👌👏
🇮🇷👏مرحبا برچنین کارگردان و هنرمندِمتعهد واهل بصیرتی👏👌
🌍🇮🇷 @EOHEng
🌍 #مهندسی_بهداشت_محیط
هدایت شده از 🌐نگاه نو☀️
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🌳یهکم انرژی بگیریم😍👌
باورکن تادست ازگذشتهبرنداری دستت به آینده نمی رسه💐
با توکل و امیدبه خداوند مهربان
با اراده و همت وتلاش وپشتکار
به آنچه آرزو داری میرسی🙏
🌍🇮🇷 @EOHEng
🌍 #مهندسی_بهداشت_محیط
🌍🌳دارو و دوست‼️😍
میگفت: دارو و دوست ،هر دو دردها را تسکین میدهند...‼️
با این تفاوت كه «دوست»💞
😍نه قیمت دارد؛
نه نياز به بيمهٔ حمايتی ؛
چون خودش حمايت است👏👌
😍نه مقدار دارد ؛
😍نه تاريخ انقضا،،
بلكه هرچه قديمی تر باشد،اثرش عميق تر و شفابخش تر است👏
هر دارو برای دردی مؤثر است ،
و برای يک درد ديگر مُضِر...؛
امادوست،برهر دردی دواست!
❤️🍃 ❤️🍃❤️
🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷
🌍🇮🇷 @NegahNew
هدایت شده از 🌐نگاه نو☀️
👱🏼♀کاترین شکدم کار دست کواکبیان داد‼️
👱🏼♀✍کاترین شکدم،خبرنگار، نویسنده و تحلیلگر سیاسی و متخصص در امورخاورمیانه و یهودیستیزی ، بریتانیایی_فرانسوی وهمکار با سازمان ملل در امور یمن بود که مدتی در ایران به گزارشگری پرداخت.
🇮🇷⚖سخنگوی هیات منصفه دادگاه مطبوعات :
🔹کواکبیان درمصاحبه بابرنامه۲۰ تیر۱۴۰۴ شبکه خبر،ادعای همخوابگی ۱۲۰ نفر ازمسئولان کشور باخانم کاترین شکدم را مطرح کرده بود‼️😞😞
🌍🇮🇷⚖او دردفاعیات امروز خود در دادگاه گفت: که اعتراف میکنم اشتباه کردم و عذرخواهی میکنم.
🔹هیات منصفه ۲۴ شهریور ماه نیز کواکبیان را در مورد پرونده ادعاهای «ارتباط جنسی کاترین شکدم» در مصاحبه با روزنامه همشهری مجرم شناخت ومستحق تخفیف ندانست👌👏👏
✍اغلب اوقات همینطور بوده‼️
با یک ادعای بیسند، وبا یک چرند، اعتماد عمومی را زایل نموده و خوراک رسانهای برای رسانه های دروغپرداز دشمن درست میکنند و حالا لابد توقع دارند با یک "عذرمیخوام" همه چیز تمام شود‼️😞
😞تهمت و اتهام جنسی بی مدرک یعنی تخریب آبروی افراد آبرومند و ایجاد بدبینی به نظام و تقویت ماشین پروپاگاندای معاندین‼️😞
این جرمبزرگاست،نه اشتباه لفظی‼️
✍این حکم قضایی هم یعنی همان حرف اژه ای که گفته بودخط قرمز، امنیت روانی جامعهست‼️
✍این بوقچیهای وقیح باید یکبار بدون مسامحه مجازات شوند، تا هرکس وناکسی میکروفن دستش گرفت یادش باشد که مسئول و پاسخگوی اراجیف و حرفهایش باید باشد و فضای افکار عمومی بیصاحب و یازبالهدان دروغهای آبرو بر نیست‼️✊
هزینه دروغ باید از جیب دروغگو پرداختشود،نه از آبروینظام✊
🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷
🌍🇮🇷 @NegahNew
هدایت شده از 🌐نگاه نو☀️
🌍🇮🇷🚙🚚⭕️ بخشودگی دیرکرد جرایم رانندگی تا ۱۷مهرماه
👤 رئیس پلیس راهور فراجا :
🔸با توجه به بخشودگی دو برابر شدن جرایم رانندگی درهفته فراجا، رانندگانی که به دلیل دیرکرد در پرداخت جرایم،مبلغ جریمه آنها به دو برابرافزایش پیدا کرده، درهفته فراجا (۱۱ تا ۱۷ مهرماه) میتوانند تنها اصل مبالغ جرایم را پرداخت و تسویه کنند👌👏
🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷
🌍🇮🇷 @NegahNew
هدایت شده از 🌐نگاه نو☀️
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷🫁ارزش زندگی‼️
ارزش اکسیژن رایگان خدا‼️
🫁ارزش تنفس رایگان الهی🙏
🌍چقدر به خداوند بدهکاریم‼️
😍زیباست حرفهای مادری پس از ۹۳ سال زندگی‼️
🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷
🌍🇮🇷 @NegahNew
هدایت شده از 🌐نگاه نو☀️
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇨🇦🇮🇷سوپرمارکتایرانی درکانادا😂
🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷
🌍🇮🇷 @NegahNew
هدایت شده از 🌐نگاه نو☀️
#حکایت_قدیمی
داستان نجار و دو برادر
سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.
یک روز صبح درب خانه ی برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟» برادر بزرگ تر جواب داد: «بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک من است. او هفته ی گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را به خاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.» سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:
در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم. !!
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.» نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:«نه، چیزی لازم ندارم.» هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: «مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟»
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: «دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.»
راستی، تا به حال برای چند نفر پل ساختیم؟! بین خودمون و چند نفر از عزیزانمون حصار کشیدیم ⁉️
🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷
🌍🇮🇷 @NegahNew
هدایت شده از 🌐نگاه نو☀️
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷 #شهید_زنده🚩✊
✍️خاطرات عجیب دفاع مقدس را بشنوید:
🚩رزمندهای که بارها تا مرزشهادت میرود و آخر عزرائیل را خسته کرد😍
💥تمام ارتش بعثی عراق بارها برای شهادت او بسیج شدند😞
اما خداوند نخواست...‼️
💖 حتی پزشکان نیز به خطا او را به وادی شهادت فرستادند...😳
اما باز هم تقدیر الهی چیز دیگری رقم زده بود‼️
سبحان الله 👌حتماً گوش کنید🔰
🇮🇷✧☫نگاه نو☫✧🇮🇷
🌍🇮🇷 @NegahNew