🔰 آنجا که واوِ صداقت شکست! (1)
🔸#صادق زمانی در ابتدای قسمت اول مستند صوتی «#شنود» آورده: «… خدا این صداقت را به زبان من بدهد؛ من کلمهای بالا و پایین نگویم … سعی میکنم واو به واو بگویم … امیدوارم خدا کمک کند آن رسالتی که شاید گردن من بوده که آنها را به من نشان دادند و من باید بگویم، آن رسالت را درست انجام داده باشم و معصومیتی که باید هر رسولی داشته باشد در دریافت و ابلاغ، من داشته باشم.» (مستند صوتی شنود، قسمت۱، دقیقه۹).
🔹 این تأکید بر «واو به واو گفتن» و حتی تشبیه موقعیت خود به نوعی رسالت همراه با «معصومیت در دریافت و ابلاغ»، طبیعتا این انتظار را ایجاد میکند که روایت ارائهشده دقیق، منسجم و عاری از تناقض باشد. اما مقایسه روایت مکتوب در کتاب «شنود» با روایت صوتی همان ماجرا، از همان صفحات آغازین، تناقضات و اشکالات جدی ایجاد میکند.
🔸 در متن آن کتاب کذایی آمده: «نمیدانم فشارهای روحی و عصبی بود، یا حضور در مناطق آلوده مرزی، هرچه بود باعث شد که در مسیر برگشت به تهران شدیداً مریض شوم … در طول مسیر به دکتر مراجعه کردم … به تهران رسیدیم … همسرم در بیمارستان بقیة الله (عج) تهران مشغول شیمیدرمانی بود. به راننده گفتم سریع مرا به همان بیمارستان ببرد … مرا پذیرش نکردند … از بیمارستان به منزل برگشتم … روز بعد وضعیت جسمی من به حدی بد شد که بلافاصله با کمک دوستان به همان بیمارستان رفتیم. این بار در کنار در ورودی بیمارستان، برای لحظاتی بیهوش شدم. همسرم با سختی از بخش خودش به اورژانس و بالا آمد … در اورژانس، پزشکی کنار تختم آمد و مرا تکان داد و گفت: الآن دقیقا چه مشکلی داری؟ نمیدانم چه کسی به زبانم انداخت که گفتم: فکر کنم مننژیت دارم. … مرا به یک اتاق کوچک ایزوله انتقال دادند …» (شنود، چاپ هفتم، ص۱۰).
🔹 اما روایت صوتی همین واقعه به شکل دیگری توسط او بیان میشود: «رسیدم تهران؛ رفتم سر کار؛ شروع کردم آمارها را تجمیع کردم … سردرد وحشتناک برای من شروع شد … گفتم بروم خانه … رفتم خانه؛ دیدم بنده خدا خانمم تازه شیمیدرمانی کرده؛ روی تخت افتاده بود … من هم ده دوازده روز نبودم؛ رسیدم خانه؛ دیدم خانمم حالش بد است … خانمم را بردم دکتر، یک مسکن زد؛ آمپولش را زد؛ برگشت؛ بعد به خانمم گفتم: خانم من اصلا حالم خودم خوب نیست … سوار ماشین شدم بروم بیمارستان؛ دیدم اصلا نمیتوانم … گفتم خانم بیا بغل دستم بنشین … نشستم پشت ماشین … تا رسیدم در بیمارستان بقیة الله … خانمم رفت تو صف نوبت … داداشم رسید … کف اورژانس خوردم زمین؛ افتادم روی زمین؛ شروع کردم سر داداشم داد و بیداد کردن … این داد و بیداد ما را دکتر خود بخش اورژانس فهمید؛ آمد؛ گفت: چته؟ چرا داد میزنی؟ گفتم: … فکر کنم مننژیت دارم … نمیدانم کی به زبانم آورد … اتاق ایزوله را خالی کردند …»
🎙(#مستند_صوتی_شنود، قسمت۱، دقیقه۱۱).
🔰 مقایسه این دو روایت چند اختلاف و تناقض اساسی را آشکار میکند:
1️⃣ ترتیب وقایع متفاوت است!
🔻در کتاب گفته میشود که او پس از رسیدن به تهران مستقیماً به بیمارستان رفته، پذیرش نشده و به خانه بازگشته و روز بعد دوباره به بیمارستان مراجعه کرده است.
🔻 در حالی که در روایت صوتی میگوید: «رسیدم تهران؛ رفتم سر کار؛ شروع کردم آمارها را تجمیع کردم …».
🛑بنابراین طبق روایت صوتی، او ابتدا به محل کار رفته است؛ موضوعی که در توالی روایت کتاب اساساً جایی ندارد.
2️⃣ زمانبندی حوادث متفاوت است!
🔻 روایت کتاب صراحتاً میگوید: «روز بعد وضعیت جسمی من به حدی بد شد که بلافاصله با کمک دوستان به همان بیمارستان رفتیم».
🔻اما در روایت صوتی، کل ماجرا در همان روز رخ میدهد و هیچ اشارهای به فاصله یکروزه میان وقایع دیده نمیشود.
3️⃣ وضعیت همسر راوی متفاوت است!
🔻در کتاب آمده: «همسرم در بیمارستان بقیة الله (عج) تهران مشغول شیمیدرمانی بود».
🔻اما در روایت صوتی میگوید: «رفتم خانه؛ دیدم بنده خدا خانمم تازه شیمیدرمانی کرده؛ روی تخت افتاده بود …». در یک روایت همسر او در بیمارستان است و در روایت دیگر در خانه.
4️⃣ نحوه حضور همسر در صحنه بیمارستان متفاوت است!
🔻 در کتاب آمده: «همسرم با سختی از بخش خودش به اورژانس و بالا آمد».
🔻 اما در روایت صوتی، همسرش از ابتدا همراه او به بیمارستان آمده و حتی «رفت تو صف نوبت»! همچنین در کتاب گفته: «روز بعد … با کمک دوستان به همان بیمارستان رفتیم». اما در روایت صوتی، هیچ اشارهای به کمک دوستان وجود ندارد و تنها همراه او همسرش است.
5️⃣ نحوه ورود پزشک اورژانس به صحنه متفاوت است!
🔻 در کتاب آمده: «در اورژانس، پزشکی کنار تختم آمد و مرا تکان داد و گفت: الآن دقیقا چه مشکلی داری؟».
🔻 اما در روایت صوتی، پزشک به دنبال سر و صدای او سر میرسد: «این داد و بیداد ما را دکتر خود بخش اورژانس فهمید؛ آمد؛ گفت: چته؟ چرا داد میزنی؟».
📲 گرفته شده از کانال مؤسسه طِبُنا
@Eavesdropping
❓❓پرسش مخاطبین:
سلام علیکم این ماجرای چه کسی است؟ و اهمیتش چبست؟
🔰🔰پاسخ :
🌸با عرض سلام خدمت شما مخاطب گرامی و تشکر از حسن نظر شما نسبت به مطالب. باید در پاسخ شما عزیز گرامی بیان بشود.
❌ آقا، صادق، مدعی است که تجربه نزدیک به مرگ داشته و پس از آن، به نوعی از آگاهیهای مربوط به عالم غیب دست یافته است.
❌ او همچنین مدعی دانستن زمان شهادت رهبری، پیشگویی جنگ تحمیلی و موارد مشابه است.
❌اکنون نیز تلاش میکند خود را به عنوان فردی صاحبنظر و مرجع برای تصمیمگیریهای جامعه در مواجهه با وقایع و تحولات مختلف معرفی کند؛ در حالی که عدهای نیز بدون تأمل و بررسی، سخنان او را میپذیرند.
🕰البته این ماجرا سابقهای طولانی دارد.
🔴در روزهای اخیر، افراد دیگری نیز با ادعای تجربه نزدیک به مرگ ظاهر شدهاند و مدعی شدهاند که پس از این تجربه، آگاهیها و اطلاعات جدیدی به آنان منتقل میشود و وظیفه دارند این آگاهیها را در مقاطع مختلف به مردم منتقل کنند.
🔴یکی از این افراد، شخصی به نام عرشیانفر است که از مروجان قانون موسوم به «جذب» و برخی باورهای خرافی مرتبط با آن است.
📎 #پرسش_مخاطبین
📲کانال نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
@Eavesdropping
📌 پرونده «شنود» (۴): یک تضاد آشکار؛ «تواضع» در بیانیه، «مرجعیت» در عمل
🔹پس از نقدها، راوی شنود نوشت: «هیچ ادعایی ندارم... مطالب شنود هیچ حجتی بر هیچ کس نیست... بنده گنهکار و درماندهام».
🔸اما در بحبوحه آتشبس جنگ تحمیلی سوم، مستقیماً شورای عالی امنیت ملی را خطاب قرار داد: «تقدیر این جنگ تا پایان اسرائیل نوشته شده... این مذاکره فقط زمان خریدن است... چند بار یک شکست را تجربه میکنید؟»
🔻 دو چهره متناقض:
1️⃣ کنشگر مدعی: کسی که تصمیمات بالاترین نهاد امنیتی کشور را به چالش میکشد و هشدار راهبردی میدهد.
2️⃣ راوی متواضع: کسی که پیش منتقدان هر ادعایی را پس میگیرد، سخنانش را بیحجت میداند و خود را «گنهکار» معرفی میکند.
🎯 این رفتار دوگانه، یک استراتژی است:
فرار از نقد با «تواضع»نمایی، و تأثیرگذاری بر افکار عمومی با «مرجعیت»نمایی!
⁉️اما وقتی پیشبینیهای بزرگ این جریان شکست میخورد، چگونه خود را توجیه میکنند؟
👈🏻در یادداشت بعد: هنر «فرار رو به جلو» و استفاده ابزاری از مفاهیم دینی را خواهیم داشت...
✍️ محمدحسین موسیزاده/پژوهشگر معنویت و عرفان های نوظهور
📎 #تجربه_های_نزدیک_به_مرگ
📎 #مستند_شنود
📎 #آقا_صادق
📲کانال نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
@Eavesdropping
نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
🔰 آنجا که واوِ صداقت شکست! (1) 🔸#صادق زمانی در ابتدای قسمت اول مستند صوتی «#شنود» آورده: «… خدا این
🔰 آنجا که واوِ صداقت شکست! (2)
🔸 صادق زمانی در بخش دیگری از کتاب «شنود» ماجرایی از سوختگی شدید چشمان دخترش نقل میکند و مدعی است که پس از تشخیص نابینایی کامل توسط پزشکان، با توسل و استغفار در همان بیمارستان، بینایی کودک به شکلی معجزهآسا بازگشته است.
🔻او در کتاب چنین روایت میکند: «… سال ۱۳۸۸ در منزل خودمان در شیراز ساکن بودیم. همسرم … آب جوش از دستش رها شد و روی سر بچه افتاد … به بیمارستان سوانح سوختگی شیراز رسیدم … پزشکان بعد از معاینه گفتند: به خاطر سوختن مردمک و قرنیه، چشمان فرزند شما نابینا شده! … دکتر اورژانس گفت: سریع او را به بیمارستان تخصصی چشم ببرید … دکتر فوق تخصص او را دید … تأیید کرد که هر دو چشم دختر نابینا شده است … همسرم به بیمارستان آمد و تا صبح کنار تخت این کودک نشستیم و گریه کردیم و مرتب توسل به حضرت زهرا (ع) داشتیم … ساعت ۱۰ صبح روز بعد دکتر متخصص چشم آمد و پانسمان را باز کرد … معجزهای صورت گرفت! … چشمان زهرا مثل مروارید میدرخشید … دکتر گفت: الآن که چشم فرزند شما کاملاً بینا است … با استغفارهایی که آن شب در بیمارستان انجام دادیم و با توسل به حضرت زهرا (س) خداوند بینایی زهرا را برگرداند.» (شنود، چاپ هفتم، ص۲۳‑۲۶)
🔹 اما روایت صوتی همین ماجرا در مستند «شنود» شکل دیگری پیدا میکند.
🔻او در روایت صوتی میگوید: «… رفتم بیمارستان قطبالدین شیراز … گفتند ببرش چشمپزشکی … دیدم دو تا چشم دخترم خاکستر شده؛ دو تا مردمک چشم سوخته بود … راه افتادیم بیمارستان چشمپزشکی خلیلی … دکتر گفت: دو تا قرنیه سوخته … گفت: فردا ببریدش بیمارستان خدادوست؛ آنجا شاید بتوانند کاری کنند … فهمیدم یک غلطی کردهام؛ دارم تاوانش را میدهم … بچهام را گذاشتم روی سینهام؛ نرفتم بیمارستان … بچهام را برداشتم رفتم خانه … تا صبح بالای سر دخترم روضه حضرت زهرا خواندم … فردا صبح زود رفتیم بیمارستان خدادوست … دکتر پانسمان را باز کرد … گفت: چشم سالم است … دیدم چشمهای بچهام مثل مروارید دارد میدرخشد …» (مستند صوتی شنود، قسمت۲، دقیقه۲۰)
❌ پیش از بررسی تفاوتها، نکتهای تأملبرانگیز در اصلِ این مدعا وجود دارد:
♦️ ادعای نابینایی قطعی دو چشم بر اثر سوختگی شدید و سپس بهبودی آنی و کامل آن به نحوی که «چشمان کودک مثل مروارید بدرخشد»، فراتر از یک اتفاق ساده، ادعای وقوع یک «خارقعادت» و معجزه است.
🎥در عصری که ثبت و ضبطِ تصویری وقایع به سادگیِ فشردن یک دکمه است و چنین پدیده شگفتی میتواند سندی قاطع برای اثبات یک مدعا باشد، جای خالیِ هرگونه مستندِ بالینی، عکس یا فیلمی از وضعیتِ «قبل» و «بعد» چشمان کودک، پرسشهای جدی ایجاد میکند.
🔹 روایتی با این ابعادِ اعجازگونه، طبیعتاً نیازمند شواهدی فراتر از کلامِ راوی است؛ اما عجیب اینجاست که علیرغم پتانسیل بالای این رخداد برای ثبت، هیچ سند تصویری یا گزارش بالینی معتبری برای اثبات این دگرگونی شگرف ارائه نشده است.
❌ حتی گزارش مکتوب یا شهادت شفاهی مستقلی از پزشکان و کادر درمان همان بیمارستانها نیز در دست نیست؛ چیزی شبیه آنچه در برنامه عباس موزون به صورت مصاحبه با پزشکان یا شاهدان ماجرا ارائه میشود. نبود چنین تأیید مستقلی همراه با غرابت اصل داستان، پرسشها درباره اعتبار این روایت را دوچندان میکند.
🔰 مقایسه این دو روایت نیز چند اختلاف و تناقض قابل توجه را نشان میدهد:
1️⃣ تعداد بیمارستانها متفاوت است!
🔻در متن کتاب، ماجرا تنها میان دو مرکز درمانی روایت میشود: بیمارستان سوختگی و سپس بیمارستان تخصصی چشم.
🔻اما در روایت صوتی، از سه بیمارستان نام برده میشود: قطبالدین، خلیلی و خدادوست.
2️⃣ محل شبزندهداری و توسل متفاوت است!
🔻طبق روایت کتاب، همسر راوی به بیمارستان آمده و آنها تا صبح در کنار تخت کودک در همان بیمارستان به گریه، توسل و استغفار مشغول بودهاند.
🔻اما در روایت صوتی، صریحاً گفته میشود که کودک را به خانه بردهاند و شب را در خانه تا صبح به توسل و روضهخوانی گذراندهاند؛ تفاوتی که به سختی میتوان آن را صرفاً خطای حافظه دانست.
3️⃣ محل و زمان باز شدن پانسمان متفاوت است!
🔻در کتاب آمده که ساعت ۱۰ صبح روز بعد، در همان بیمارستان دوم، پزشک پانسمان را باز میکند و بینایی بازمیگردد.
🔻 اما در روایت صوتی گفته میشود که صبح زود به بیمارستان سومی (خدادوست) مراجعه کردهاند و در آنجا پزشک پانسمان را باز کرده و سلامت چشم را اعلام کرده است.
📎 #تجربه_های_نزدیک_به_مرگ
📎 #مستند_شنود
📎 #آقا_صادق
📱 گرفته شده از کانال مؤسسه طِبُنا
📲کانال نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
@Eavesdropping
📖پرونده «شنود» (۵): هنر «فرار رو به جلو»؛ بازی دو سر بُرد با تقدیر!
🔹یکی از بزرگترین چالشها برای هر جریانی که ادعای پیشبینی آینده را دارد، این است: وقتی پیشبینیها غلط از آب درآمد، چه باید کرد؟ پاسخ جریان «شنود» به این سوال، یک حرکت هوشمندانه است: «هنر فرار رو به جلو».
🎯 مثال روشن: ادعاهای مربوط به رهبر شهید
در فضایی که برخی جریانهای تطبیقگرا پیشتر با اطلاق عناوینی چون «خراسانی» به ایشان، وعده پیروزیهای قریبالوقوع را میدادند، راوی «شنود» نیز با ادعای اتصال انقلاب به ظهور توسط ایشان، در همین مسیر حرکت میکرد.
🔻 این یک بازی «سر-ته» بدون بازنده است:
اگر پیشبینی اول درست شد ⬅️ نشان شهود
اگر غلط بود و اتفاق دیگری افتاد ⬅️ آن را هم دیده بودم!
در این منطق، فرد مدعی هیچگاه اشتباه نمیکند و همیشه برنده است.
🧰 برای توجیه این بازی، از مفاهیم دینی به صورت ابزاری و گزینشی استفاده میشود. این جریان یک جعبه ابزار کلامی دارد:
برای امیدبخشی ⬅️ «تقدیر حتمی» (مانند: پایان اسرائیل نوشته شده)
برای توجیه شکست ⬅️ «بداء» (یعنی: تقدیر خدا ممکن است تغییر کند)
⚠️این تناقض، یک زنگ خطر جدی است. این نشان میدهد که ما با یک نظام فکری منسجم و صادق روبرو نیستیم، بلکه با جریانی مواجهیم که از مفاهیم دینی به صورت تاکتیکی و برای فرار از پاسخگویی استفاده میکند.
👈🏻تکاندهندهترین افشاگری، از زبان یکی از حامیان این جریان، در یادداشت بعد...
✍️ محمدحسین موسیزاده/پژوهشگر معنویت و عرفان های نوظهور
📎 #تجربه_های_نزدیک_به_مرگ
📎 #مستند_شنود
📎 #آقا_صادق
📲کانال نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
@Eavesdropping
📌 پرونده «شنود» (۶): شهادتی از درون؛ وقتی «شهود» همان «تحلیل شخصی» از آب درآمد!
🔹تا اینجا تناقضات سندی، روشی، رفتاری و کلامی را دیدیم. اما تکاندهندهترین لایه: شهادت حجتالاسلام امینیخواه، از مروجان اصلی و تکیهگاه این جریان، در گفتوگو با خبرگزاری «صدای حوزه».
🔻 افشاگری کلیدی:
وی در این گفتگو فاش میکند که راوی «شنود» در جلسات خصوصی اعتراف کرده که برخی از مهمترین پیشگوییهای سیاسیاش (مثل اتصال انقلاب به ظهور) بخشی از تجربه شهودی او نبوده، بلکه صرفاً «برداشتهای شخصی» بر اساس شنیدههایش از دیگران (مثل شیخ کورانی) بوده است.
⚠️ یعنی چه؟
مخاطب عام تصور میکند روایتی خالص از عالم غیب میشنود، اما در واقع ترکیبی است از «تجربه شخصی + تحلیل سیاسی فردی» در پوشش مقدس «مکاشفه».
❌این دیگر خطای تفسیری نیست، بلکه مصداق عدم تفکیک میان شهود و تحلیل شخصی برای تأثیرگذاری بر مخاطب است.
🔸در اوج این نقد، امینیخواه با انتقاد از خود میگوید:
«ای کاش از ابتدا بخشهای مربوط به آینده را از گفتوگوهای شنود حذف میکردم.» تا راه برای این سوءاستفادهها باز نشود. این اذعان از سوی یکی از حامیان شنود، نشاندهنده عمق انحراف این جریان از مسیر اصلی خود است.
🎬 پرونده «شنود» بسته شد.
❓اما سوال نهایی:
مخاطبین چگونه خود را در برابر امواج بعدی جریانات باطنیگرا «واکسینه» کنند؟
👈🏻پاسخ نهایی و جعبه ابزار تفکر انتقادی، در یادداشت آخر...
✍️ محمدحسین موسیزاده/پژوهشگر معنویت و عرفان های نوظهور
📎 #تجربه_های_نزدیک_به_مرگ
📎 #مستند_شنود
📎 #آقا_صادق
📲کانال نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
@Eavesdropping
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 عرفان را کوچه بازاری نکنید!
🎙علی محمدی هوشیار(دانش آموخته سطح چهار | فقه و اصول. عضو گروه جریان شناسی | پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی | پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی)
📎 #تجربه_های_نزدیک_به_مرگ
📎 #مستند_شنود
📎 #آقا_صادق
📲کانال نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
@Eavesdropping
📌پرونده تحلیلی «شنود» (پایان): جهاد تبیین و جعبه ابزار تفکر انتقادی برای واکسیناسیون فکری
🔹در شش یادداشت گذشته، لایههای مختلف پدیده «شنود» را بررسی کردیم. پرونده «شنود» بسته شد. اما سوال راهبردی: چگونه خود را در برابر امواج بعدی این جریانات واکسینه کنیم؟
✅الگوی صحیح
حجتالاسلام امینیخواه در گفتگو با صدای حوزه، پیشگوییهای شهودی راوی شنود را در برابر پیشبینیهای حکیمانه رهبر شهید انقلاب قرار میدهد. پیشبینیهای ایشان، نه بر اساس خواب و مکاشفه، بلکه بر پایه حکمت، عقلانیت و شناخت عمیق سنتهای الهی حاکم بر تاریخ و جوامع است.
💼جعبه ابزار تفکر انتقادی:
برای ایمنسازی فکری خود در برابر این جریانات باطنی گرا، نیازمند این ابزار خواهیم بود:
🔻فیلتر واقعیت: ادعاهای قابل سنجش را با منابع معتبر بسنجید. همان خطای تاریخی روایت شنود درباره جنگ یمن.
🔻چه کسی سود میبرد؟: آیا این روایت با ایجاد ترس، تفرقه و بیاعتمادی به مسئولان، اهداف دشمن در جنگ روانی را تأمین نمیکند؟
🔻مراجعه به متخصص: برای مسائل پیچیده دینی و نظامی به علمای مورد اعتماد و فرماندهان باتجربه رجوع کنید، نه راوی گمنام.
🔻دماسنج هیجانی: هرگاه پیامی بیش از حد روی احساسات شما (ترس، هیجان، امید کاذب) کار کرد، بدانید در معرض فریب هستید.
💢نتیجه: راه مقابله، نه واکنشهای موردی، بلکه جهادتبیین به عنوان روشنگری پیشگیرانه و نهادینهسازی عقلانیت در جامعه است. پیروزی نهایی در گرو شهود افراد نیست، بلکه در گرو عمل به سنتهای الهی و تکیه بر دو حجت الهی ست: عقل و وحی.
✍️ محمدحسین موسیزاده
📲کانال نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
@Eavesdropping
نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
📺 نقد مستند شنود - واقعه سوّم (00:29)یک گوشهای از توهینهای آقا صادق را به مردم نگاه کنید. (00:50)
❌بعد از انتشار این مطلب، بعضی از طرفداران جناب آقا صادق این نقد واضح و شفاف را تحمل نکردند.
❌کاری به نقدهای دیگه ایی که بارها از جانب اهل فن بر مستند شنود شده و این مخاطب گرامی گویی از همه جا بی خبر، تمام سخنان آقا صادق رو با دیدی معصوم انگارانه نگاه می کند.
👌امروز در اولین پستها، یک اشکال روش شناختی رو که مدتی قبل در کانال منتشر کردیم، باز نشر دادیم.
https://eitaa.com/Eavesdropping/20
https://eitaa.com/Eavesdropping/21
https://eitaa.com/Eavesdropping/23
👌ان شاءالله به تک تک مطالب این نقاد محترم پاسخگو خواهیم بود اما
❌اشکال بیان شده از طرف ما خیلی تخصصی نبود و برای همه مخاطبین قابل لمس بود.
😔ایشان در کلیپ که کانال رسمی خودشون منتشر کردند و ما هم همراه با نقد اجمالی در کانال باز نشر دادیم، به صراحت به مردمی که مدتهاست در کف خیابان ها برای دفاع از انقلاب هستند توهین کرده و فقط خودش را انگار مدافع انقلاب می داند.
❌رهبر انقلاب در بیانیه های مختلفی از حضور مردم در کف خیابان تمجید کرده؛
😔 اما تو این قسمت از مستند شنود، مردم رو افرادی بیان می کنه که انسان های غافل هستند و کاری به کار انقلاب ندارند.
❌خودتون مختار هستید که پیرو سخنان رهبری عزیز باشید یا تابع و مرید جناب آقا صادق و مروج ایشان آقای ... باشید.
✍️سجادی زاده(پژوهشگر سلامت معنوی و نقد جریانهای انحرافی)
📲کانال نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
@Eavesdropping
🔰 کدوم مستند ؟ شنود چه مستندی آخه ؟ عاقل اینها رو گوش میده؟
👈 حالا می فهمیم راز تاکید همیشگی و بالای صدباره ی رهبری عزیز بر مطالعات عمیق کتب شهید مطهری و علامه مصباح و علامه طباطبایی و... برای چیست ‼️
👆 تا افراد مذهبی ما به هر مطلبی غلط در قالبی جذاب گوش و اعتماد نکنند ❌
✅ محال است کسیکه مبانی اعتقادی خودش را با مبانی آقا و امام و شهید مطهری و ... ساخته باشد ، چنین چرندیات و توهماتی را که در کتابی مثل " مستند شنود " نوشته شده باور کند !! طوری هم نوشته اند مستند که گویا رفته اند آن دنیا و فیلمبرداری و صحت سنجی کرده اند ‼️
بنده فقط برای اهل دقت و علم ، چند گزاره غلط از این کتاب را می آورم تا بدانید چقدر فاجعه هستند ، البته ممکن است با زرنگی ناشر ، در چاپ های جدید نباشد! چون بارها این نقدها به آنها گفته شده و مجبور شده اند تغییراتی بدهند
1️⃣ در ص۷۴ چاپ دوم (در نسخه الکترونیک صفحات فرق دارد) 👈 می گوید ملائکه عکس امام خامنه ای را در دست داشتند و ولی فقیه می تواند به آنها دستور دهد!!!
❌ کدام عالم دینی و طرفدار نظریه ولایت فقیه چنین حرفی زده که رهبری میتواند ملائکه را دستور دهد ⁉️ اینها غلو نیست ⁉️
2️⃣ در صفحه ص۶ و پاورقی ص۷۲ ادعا دارد رفته مجاهدین یمن در خط نبرد با عربستان را در سال 1393 دیده و....
❌ فکر کنم یادش رفته ایشون که جنگ عربستان با یمن در 6 فروردین 1394 شروع شد ، نه 93 !!!
یه تقویم نگاه میکردی خب !
❌ یعنی دین و باور یک عده به جای حرفهای آقا ، شده یک کتاب پر غلط !
خداعاقبت ما را ختم بخیر کند
🖌احسان عبادی
📲کانال نقد آقا صادق(راوی مستند شنود)
@Eavesdropping