توی این روزهای که اکسپلور گردی شده سبک زندگی خیلیا
و حتی فرصت فکر کردن به هر محتوا هم ادم به خودش نمیده
من به خودم اومدم دیدم همه ی فیلم هارو رو سرعت ۲ برابر میبینم (البته تو همه ی کارهام سرعت خاصی نصب شده روی من برای انجام دادنشون)
خلاصه که در مواجهه با این فرایند که ذهنم واقعا همه چیز رو کند و بدرد نخور تلقی میکنه
یه فیلم رو رو بدون حتی ذره ای جلو زدن دیدم
درسته خیلی فیلمش قوی نبود و شاید نمی ارزید زمان بزارم براش
اما واقعا مقابله با ذهنم برای جلونزدن فیلم یا سریع نکردنش خیلی سخت بود و جالب توجه..
این چند روزه هربار که جایی ثبت نام برای اربعین میکردن باهام ارتباط گرفتن من هزار تا بهونه تراشیدم
از پول سفر گرفته تاااا هزاران تا بهونه دیگه
نمیدونم چرا به دلم نبوده که امسال برم؛
بعد کاروان که راهی شد تازه فهمیدم چه خبطی کردم
دلشوره افتاد به دلم و پشیمونی ای که فایده نداشت...
امسال نمیدونم چی به سر دل سیاهم اومد که شوق سفر نداشتم و خودمو به آب و آتیش نزدم
ای بی لیاقت دلی که عطش کربلا توش نباشه
ای بی لیاقت پولی که تو این راه خرج نشه...
داشتم دیدار هفتم اقارو با طرحولایتیا میخوندم
خیلی ناخوداگاه تو ذهنم این اومد که کاش امسال حداقل اقا با طرح ولایتیا دیدار بزاره
چند ثانیه ذهنم قفل شد
مکث
سکوت
بغض
وگریه ...
یهو تپش قلب گرفتم از غصه
و دنیا برام بی معنی تر از قبل شد...
واقعا دنیای بعد رهبر خیلی بدرد نخور و بیمعنی شده برام ..
احوالات این روزهای کشور توی بلاتکلیف ترین حالت ممکنه
جنگه ولی جنگ نیست
صلح کردیم ولی تو جنگیم
قیمت ها دیگه واحد کمتر از ثانیه پیدا کردن برای بالا رفتن
تنگه هرمز بازه ولی بستس..
و هزار تا ضد و نقیض ریز و درشت..
حس میکنم برکت نداره این روزا کشورمون
بعد آقا انگار رفتیم تو حالت کما
سر شدیم از حوادث و تو نمیدونم ترین حالت ممکنیم...
بعضی از افراد یه جوری راجع به موضوعات مختلف حرف میزنن و میگن ما وصلیم به بالا
که خود بالا باید بیاد بیانیه بده بگه من همچین چیزی نگفتم😐
این توهم خود وصل پنداری و حرف خودتو تو دهن کسی دیگه گزاشتن از کجا نشأت میگیره؟