داشتم دیدار هفتم اقارو با طرحولایتیا میخوندم
خیلی ناخوداگاه تو ذهنم این اومد که کاش امسال حداقل اقا با طرح ولایتیا دیدار بزاره
چند ثانیه ذهنم قفل شد
مکث
سکوت
بغض
وگریه ...
یهو تپش قلب گرفتم از غصه
و دنیا برام بی معنی تر از قبل شد...
واقعا دنیای بعد رهبر خیلی بدرد نخور و بیمعنی شده برام ..
احوالات این روزهای کشور توی بلاتکلیف ترین حالت ممکنه
جنگه ولی جنگ نیست
صلح کردیم ولی تو جنگیم
قیمت ها دیگه واحد کمتر از ثانیه پیدا کردن برای بالا رفتن
تنگه هرمز بازه ولی بستس..
و هزار تا ضد و نقیض ریز و درشت..
حس میکنم برکت نداره این روزا کشورمون
بعد آقا انگار رفتیم تو حالت کما
سر شدیم از حوادث و تو نمیدونم ترین حالت ممکنیم...
بعضی از افراد یه جوری راجع به موضوعات مختلف حرف میزنن و میگن ما وصلیم به بالا
که خود بالا باید بیاد بیانیه بده بگه من همچین چیزی نگفتم😐
این توهم خود وصل پنداری و حرف خودتو تو دهن کسی دیگه گزاشتن از کجا نشأت میگیره؟