روز سوم آخ ! خالي هم کنار لب گذاشت
دانه ی دیــــوانگی را در دلـ♥️ـم پاشید و رفت!
روز چــارم دانہاش گل داد و او با زیــرکی
آݩ غزل را از لبم نـہ، از نگاهـ👀ـم چید و رفت!
با لبـــــٰاس قهوهای آݩ روز فــــٰالم را گرفت
خــویش را در "چشــمهـٰای" بیقرارم دید و رفت
فیـــل را هم این بـلاٰ از پــٰا میاندازد خُــدا
هی لــب فنجاݩ خود را پیش من بوسید و رفت!
او ڪہ طرز خنــدهاش خانہ خرابــم کرده بود
با تبســـــم حاݪِ اهـلِ خانہ را پرســــید و رفت!
تا بچرخانـــم دلــــــش را "نــذرها" کردم ولی
جاے دل،از بخت بَــد،دلـ❤️🩹ـبر خودش چرخید و رفت
زیر بــ🌧ـٰاران راه رفتن،گفت میچسبد چقدر!!!
با همین حالش بہ من حاݪِ دعـٰا بخشید و رفت
استجـٰابـــت شد ، چه بـ🌧ـٰارانی گرفت آݩ شب ولی
بی مــــن او بــٰارانیش را پــٰا شد و پوشید و رفت!
روز آخر بۍدعــــٰا بۍابـر هم بـ🌧ــٰاران گرفت
دید اشـــــــکم را، نمۍدانم چـرا خندیــــد و رفت . . . !"
"اِخبــــــــاط"
مۍفرمایند ڪہ: ما بہ یــٰاد تو بہ شب غرق نگاهیم بیــٰا🥺"!... #شمس_لنگرودی #امــــٰام_زمـان‹عج›
مۍفرمایند ڪہ:
به تـــ∞ــو قوݪ میدهم
در زندگیات شـبی خواهد بود که
از شدٺِ خوشحــٰالۍ خوابت نمۍبـرد . . . 🌙!"
#شب_بخیر