تــو محالی و به مُمکن شدنت درگیرم
من همــٰانم ڪہ تـو غمگین بشوی میمیرم🥺"!
کاش مهماݩ کنمات باز شبی در تختم
مۍنویسم به تو از بخت بدِ بدبختــــــــم!
شب بخیر اۍ ڪہ تویی باعث این حاݪِ خراب
شب بخیر هم نفسم ،ماه من آسوده بخواب!
مۍفرمایند ڪہ:
او خواهر یک امام بود و زینب...!
او شاهد احترام بود و زینب...!
ڪہ راهی شهر شام بود؟ و زینب...
در مجلسی از حرام بود؟ و زینب...
#وفات_حضرت_معصومه(س)