eitaa logo
"اِخبــــــــاط"
109 دنبال‌کننده
31 عکس
20 ویدیو
0 فایل
+اِخبــــــــاط؟! -مبتلاٰ بھ جُنــــــــون:)” - ¹⁵ مرداد ماھِ ساݪ ¹⁴⁰³ شرو؏ شد- ” از تو مۍپرسند و من با بغض مُنکـــر مۍشــــوم!”
مشاهده در ایتا
دانلود
نکند موے مرا دست کسی شانه کند؟ خاطره جاݩِ مرا خسته و دیوانه کند؟
نکند جاݩِ مرا باد به یغمـٰا ببرد؟ نکند بوے تو را بـٰاد به هرجـٰا ببرد؟
نکند اســم‌ تو را غیرِ من آواز کند؟ ڪہ همین مصرع بالا غمی آغاز کند!
نکند حاݪِ مرا دیده رهایم بکنی؟ من محمد شده‌ام تا تو صدایم بکنی!
تــو محالی و به مُمکن شدنت درگیرم من همــٰانم ڪہ تـو غمگین بشوی میمیرم🥺"!
من فقط عاشق بي‌چوݩ و چرایت بودم تو تمامِ من و من هم ڪہ فدایت بودم!
کاش یک شب برسی سر به خزانم بزنی کاش پروانه شوی به آسِمـــٰانم بزنی!
کاش مهماݩ کنم‌ات باز شبی در تختم مۍنویسم ‌به تو از بخت بدِ بدبختــــــــم!
شب بخیر اۍ ڪہ تویی باعث این حاݪِ خراب شب بخیر هم نفسم ،ماه من آسوده بخواب!
هدایت شده از "اِخبــــــــاط"
- بھ نام او -
مۍفرمایند ڪہ: او خواهر یک امام بود و زینب...! او شاهد احترام بود و زینب...! ڪہ راهی شهر شام بود؟ و زینب... در مجلسی از حرام بود؟ و زینب... (س)