eitaa logo
پیروان امام خامنه ای 🇮🇷
2.1هزار دنبال‌کننده
26.5هزار عکس
17.7هزار ویدیو
14 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💢 آیت الله در نطق پیش از‌ آغاز درس خارج فقه: 👈حجاب است/ حضرات مقامات، چرا را اجرا نمی‌کنید؟ ⚠️امروز وضعیت جامعه ما درباره بسیار نامناسب است که در شأن نظام اسلامی نیست. 🌺بر اساس آیه ۳۱ سوره نور، «وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ ...َلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ...»، بر زنان واجب است. ♨️گاهی برخی بهانه می‌آورند که هم یک امر شخصی است. در حالی که اینگونه نیست؛ حجاب یک امر است. اگر بانویی با یک وضع نامناسب و محرک در خیابان راه برود را ضایع می‌کند و ذهن و افکار آنها را به سوی می‌کشاند. ✅حجاب در بستر جامعه معنا دارد و وقتی کسی نباشد حجاب معنی ندارد. حجاب با حقوق دیگران پیوند خورده است. 🌿حجاب در جامعه اسلامی نماد و و هنجار دینی است. وقتی حجاب در مجلس، شورای عالی انقلاب فرهنگی، مراجع قانونگذاری و تصمیم‌گیران کلان کشور به عنوان تصویب شده است؛ رعایت نکردن آن خلاف قانون است. همانگونه که رد شدن از چراغ قرمز خلاف قانون است. ❇️رئیس جمهور محترم، وزرا، نهادهای ذیربط، نیروی انتظامی را اجرا کنند. بی‌حجابی عمدی برخی که روسری را کامل برمی‌دارند و لباس‌های نیمه عریان بر تن می‌کنند برای جامعه اسلامی است. 📌کار فرهنگی و اعمال قانون هر دو در کنار یکدیگر باید انجام شود این دو با یکدیگر منافات ندارند. @Emam_kh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
‼️خون داخل دهان و راه پاک شدن دهان 🔷س ۵۶۷۷: کسى که دندانش را پر مى‌کند، هنگامى که دهانش خونى مى‌شود لازم است داخل دهان را نيز آب بکشد يا نه؟ ✅ج: بطورکلى باطن بدن انسان با زوال عين نجاست پاک مى‌شود. 📕منبع: khamenei.ir @Emam_kh
✨﷽✨ 🔴 شیطان کجاست؟ ✍واقعا شيطان را در شهر نمی‌بينی؟ او اينجاست و بیداد می‌کنه اما ما نمی‌بینیم. 🔸لابه‌لای كم‌فروشی‌های بقال محل، توی فحش‌های ركيک همسایه به همسایه، روی روسری بادبرده دختركان شهر، روی ساپورت‌های بدن‌نما، و مردانی که خودشان را مثل زن آرایش می‌کنند. 🔹تو واقعا صدای خنده‌هايش را نمی‌شنوی؟ 🔸لای موسيقی‌های تند ماشين‌ها، توی دعواهای بی‌انتهای پدر و پسر، توی بی‌احترامی به پدر و مادر، بين جيغ‌های پيرزن مال‌باخته! 🔹تو واقعا جولان دادنش را ميان زمين و آسمان نمی‌بينی؟ 🔸نمی‌بينی دنيا را چقدر قشنگ رنگ‌آميزی كرده و بی‌آنكه من و تو بدونیم "جاهليت مدرن" را برايمان سوغات آورده است؟ توی وجود من و تو چقدر شک و شبهه انداخته است؟ توی رختخواب گرم و نرمت موقع نماز صبح؟ زمان پنهان كردن اسكناس‌هايت وقت ديدن صندوق صدقات؟ 🔹نفوذش را نمی‌بینی؟ 🔸موقع باز كردن سايت‌های ناجور اينترنت، میان تغییر لب و بینی و چهره انسان‌ها و دست بردن در کار خدا. 🔹او همين جاست. هرجا كه حق نباشد، هرجا كه از یاد خدا غافل باشیم. 🔸چقدر به شيطان نخ می‌دهيم!؟ 💠 ای مردم از گام‌های شیطان پیروی نکنید، همانا او برای شما دشمنی آشکار است. (بقره:168) @Emam_kh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی سجده رفتی ببین چقدر محبت داری به خدا این سری است که خیلی مهمه استاد فاطمی نیا: @Emam_kh
🔰فرق بین نمازهای واجب و مستحب 📂در نمازهاى مستحب، برخى ارفاق‏ها وجود دارد كه در نمازهاى واجب نيست: 1⃣نماز را، هم مى ‏توان خواند، هم . 2⃣در نماز مستحب، مى ‏توان فقط سوره را خواند و به ركوع رفت. 3⃣در نماز مستحب، ميان ركعت اوّل و دوّم، نماز را باطل نمى ‏كند و نمازگزار مى ‏تواند تصميم بر هر كدام بگذارد. 4⃣ انجام و اشتباهى در نماز مستحب، ندارد. 5⃣براى نمازهاى واجب، بهتر است انسان به برود ولى درباره نوافل، چنين دستورى نيست. اين ساده‏گيرى ‏ها براى افراد به اين عبادت‏ هاى سازنده است. حتى اگر نماز مستحب را كسى در وقتش نتوانست بخواند، آن را مى ‏تواند انجام دهد. كه در اين صورت، طبق حديث، خداوند به مباهات كرده و مى ‏فرمايد: به بنده ‏ام بنگريد! چيزى را كه بر او واجب نكرده ‏ام، قضا مى ‏كند! (و در حديث ديگرى افزوده شده كه: شما را شاهد مى ‏گيرم كه او را آمرزيدم) «وسائل ‏الشيعه‏، ج 3، ص 56» 📂در حديثى آمده: نماز نافله، كننده نواقصى است كه در نمازهاى واجب است. «مستدرك الوسائل، ج 1، ص 177» 📚استاد قرائتی؛ پرتوى از اسرار نماز؛ ص: 204 @Emam_kh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
رمان: قسمت اول محیا... محیااااااا انگشتانم را عصبی درهم پیچیدم و از جا بلند شدم... عصبی میشدم ازین طور صدا کردن مادر... حتما کاري برایم داشت که اینطور پی من میگشت ... به آشپزخانه که رسیدم مادر و عمه مرجان مشغول سبزي پاك کردن بودند... پوزخندي زدم ... نگفتم؟؟؟ مادر فقط براي کاري صدایم میکرد ... وگرنه کاري نداشت با من ... با احترام رو به روي مادر ایستادم ... - جانم مادر... کلافه با آرنج موهایش را عقب داد و بی اینکه نگاهم کند گفت– .. بیا اینجا کمک دختر چپیدي تو اتاق که چی ؟؟؟ مگه نمیبینی چقدر رو سرمون کار ریخته ؟؟؟؟ لبخندي زدم -چشم مادر ... نشستم کنار مادر و عمه جان و مشغول شدم ... و فکر کردم ساحل دختر عمه ام و نگار و دریا دختر عموهایم که به قول مادر چپیده بودند داخل اتاق پس چرا آنها مشغول سبزي پاك کردن نیستند؟؟؟... لبم را بی تفاوت کج کردم و به کارم ادامه دادم ... بی انکه اصلا حواسم به گفته هاي مادر و عمه ام باشد ... در افکار خودم بودم که نامی که همیشه لرز به قلبم مینداخت را از دهان عمه شنیدم ... خودم را به بی تفاوتی زدم اما تمام حواسم پی عمه که نه پی امیر عباسی بود که راجع بهش صحبت میکرد... -والا مژگان جان از تو چه پنهوون دلم زیاد به این دختره رضا نیست ... اما چه کنم امیر عباس مرغش یه پا داره ماشااالله... انقدم اخلاقش چیز مرغیه که نمیشه باهاش حرف زد دو کلوم ... از طرفیم دیگه سی رو رد کرده و همینطور یه لا قبا مونده به خدا ... گفتم حالا که دلش گیره پا پیش بزاریم براي این دختره ... قلبم ایستاد ... جمله ي عمه چندین بار در مغزم اکو شد... دلش گیره ... دلش گیره ... امیر عباسی که سالها بود عشقش در جانم ریشه کرده بود و با رگ و پیم عجین شده بود حالا عاشق شده بود و من ... لب فشردم تا بغضم سر باز نکند ... ناگهانی از جا بلند شدم ... سعی میکردم نلرزد صدایی که از ته چاه میامد... ،-مادر من درس دارم با اجازتون من برم دیگه.. ،،و به ته مانده هاي سبزي نگاه دوختم ... - وا دختر بشین ببینم ... درس دارم درس دارم یعنی چی ؟؟؟ رو به عمه مرجان کرد ... - بیا مرجان خانوم اینم دختر خودمون این همه پاش زحمت بکش اونوقت یه کارو نمیتونه سرانجام بده ... عمه مرجان اخمی کرد ... - ولش کن مژگان جون بزار بره بچه ماشااالله همه شو که پاك کرده این چهارتا دونه ام خودمون پاك میکنیم بزار بره به درسش برسه ... - برو عمه برو به کارت برس... گفته هاي مادر بعضم را سنگین تر کرده بود و اشک تا دم چشمم هم آمده بود ... اما از ترس بازخواست مادر جرئت ریختن نداشت ... بی حرف سري تکان دادم و به سمت اتاقم قدم برداشتم ... و صداي پچ پچ آرامش با مادر به گوشم رسید... - انقدر به این بچه پیله نکن مژگان امسال کنکور داره بزار فکرش راحت باشه ... صبر نکردم تا جواب مادر را بشنوم قدم تند کردم به سمت اتاقم ... تا کمی اشک بریزم روي همان بالشی که همدم اشکهایم شده بود ... دلم گرفته بود از بی مهري هاي مادر و امیر عباسی که عشقش دیوانه ام میکرد ... سالها بود ... از همان وقتی که خودم را شناختم ... عاشقش بودم و او کنار من اما بسیار دور بود ... انقدر که حتی اخم هاي همیشه درهمش هم هیچوقت نصیبم نمیشد... ادامه دارد....
🌹حضرت (مدظله‌العالی) 💠عزیزان با انس پیدا کنید. نهج‌البلاغه، خیلی بیدار کننده و هوشیار کننده و خیلی قابل تدبر است. در جلساتتان، با نهج البلاغه و کلمات امیرالمؤمنین علیه‌السلام انس پیدا کنید. اگر خدای متعال توفیق داد و یک قدم جلو رفتید، آن وقت باصحیفه‌ی‌سجادیه - که علی‌الظاهر فقط کتاب دعاست؛ اما آن هم مثل نهج‌البلاغه، کتاب درس و کتاب حکمت و کتاب عبرت و کتاب راهنمای زندگی سعادتمندانه‌ی انسان است - انس بگیرید. ۱۳۷۸/۰۹/۰۱ @Emam_kh
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨ 🌹 شرح حکمت1: 🔷ممکن از تصور شود که مقصود این حکمت این است که در آشوبهای اجتماعی که در آن حق و باطل به راحتی قابل تشخیص نیستند(فتنه) ، مجاز هستیم که کناره گیری کنیم و به هیچکدام از دو گروه کمک نکنیم، در حالی که این برداشت با منطق امیرالمومنین در نهج البلاغه صد درصد در تعارض است و مخالف است. اولین فتنه ای که در حکومت خود امیرالمومنین رخ داد فتنه جمل بود. در فتنه جمل، طلحه و زبیر و همسر پیامبر و عده ای دیگر، شهر بصره را به آشوب کشیدند. فرماندار را کشتند و فتنه به پا کردند. امیرالمومنین برای حفظ امنیت مردم و حفظ نظام اسلامی دستور مقابله با فتنه را دادند ، همه مردم آماده شدند تا به سمت بصره بروند اما چهار نفر از بزرگان سرشناس عمدا نشستند و برای کمک بلند نشدند (سعد بن وقاص – محمد بن مسلمه – اسامه بن زید و عبدالله بن عمر پسر خلیفه دوم) وقتی امیرالمومنین از اینها پرسیدند چرا برای جنگ آماده نمیشوید به دروغ گفتند:(( ما از اینکه مسلمانی را بکشیم نگرانیم)) امیرالمومنین از آنها پرسیدند: آیا بر بیعت من وفادارید؟ گفتند: بله . امیرالمومنین فرمودند: پس به خانه هایتان بروید. 🔷وقتی که اینها رفتند مولا حکمت15 را فرمودند: « هرفریب خورده ای را نمیشود سرزنش کرد». اینها میخواستند با این حرف و حرکت خودشان، ته دل یاران امیرالمومنین را خالی کنند و شک بیندازند که شما چطور به اطمینان رسیدید که بروید با مسلمان در بصره بجنگید؟ 🔷خوب اگر منظور امیرالمومنین این بود که شما در فتنه ها اگر واقعا در تردید هستید و ندانستید که چه کنید، بروید خانه نشین شوید، پس در هیچ جای تاریخ نباید این چهار نفر را توبیخ کنند، در حالی که وقتی امیرالمومنین مردم را برای مبارزه با فتنه گران بصره حرکت دادند یک نفر دیگر به نام حارث بن حوط به امیرالمومنین گفت که من هم مخالف جنگ جمل هستم ومثل آن چهار نفر شرکت نمیکنم. اونجا بود که امیرالمومنین در مورد آن چهار نفرحمکت18 را بیان فرمودند «درباره کسانی که از جنگ کناره گرفتند فرمود: آنها حق را خوار کردند اگرچه باطل را هم یاری نرساندند»ـ ✅ بنابراین در فتنه ها حق نداریم به بهانه اینکه حق را تشخیص نمیدهیم ساکت باشیم بلکه تکلیف داریم بصیرت و علم و صبرمان را بالا ببریم تا به درستی حق را از مواضع ونشانه های آن بشناسیم. 🎙 حجت الاسلام مهدوی ارفع @Emam_kh