𝙀𝙢𝙥𝙩𝙮 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙨𝙚
(مت): پیش پایش من هم میروم و اتاق خالی از ما میشود. میتوانم سکوت مطلقش را تصور کنم، وقتی دیگر سم با آن افکار پر سروصدایش انقلابی به راه نمیاندازد؛ وقتی دیگر آن دو سه کلمه هم بینمان رد و بدل نمیشود؛ وقتی دیگر هردویمان نیستیم... دیگر نیستیم... هردویمان..
_SH
𝙀𝙢𝙥𝙩𝙮 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙨𝙚
همهی آدمها روزی در موقعیتی قرار میگیرند که آرزوی مرگ عزیزانشان را میکنند.
_بیگانه؛ کامو