𝙀𝙢𝙥𝙩𝙮 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙨𝙚
به یکباره درآن هنگام پس از ماهها برای اولین بار صدای خود را به وضوح شنیدم. آنرا میشناختم، درست مانند زنگ صدایی بود که مدتها در گوشم زمزمه میکرد و تازه فهمیدم که تمام این روزها با خودم حرف میزدهام.
_بیگانه؛کامو
هدایت شده از Nothing
دیگه زندگی نمیکنم بخاطر اینکه انتظار چند سال زنده موندو داشته باشم؛
زندگی میکنم چون،
هر لحظه امکان داره بمیرم.