هدایت شده از امتداد جو.
بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
710K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از شرم تو نگاهم ابر شد و باران گرفت
گشت کوچه ها را، پی ات از خیابان گرفت
این رسم بوده از دیر زمان در کهن مکان
در مسیر عشق عاشق راه بیابان گرفت
چه می داند کسی چه می شود فرجام
با دیدنت شاید «من» دوباره جان گرفت
«من» که می گویم غریبه نیست با عشق
مرده هزار بار و باز از عشق درمان گرفت
عشق مرتبه ای هست ناپیدا و بسیار گم
جان درخلوت از من، هر بار پنهان گرفت
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این همه سال گذشت و من امروز به «عشق» گرفتار شدم
چه فرق می کند زمستان، تابستان، پاییز! یا که بهار شدم
درد گرفته تمام وجودم را که چرا تو نیستی در برم
هر لحظه از این درد به خود می پیچم انگار که پرگار شدم
روی دایره نام تو می چرخم شب و روز تا بگذرد عمر
هر نفس از نفسم جرم است که محکوم به دار شدم
یک نفس از خودت ببخش به این بیچاره که تو را دارد
مفهوم تمام راز یا که شکلی از هستی اسرار شدم
رحم واژه ای نیست که در زبانم بچرخد برای خودم
اما به عشق آمیخته نگاهم و محتاج به مزار شدم
تنگ است دار دنیا برای این شیوه ی زیستن چنین
تو به یک سو محتاط و من به یک سو ببین! در حصار شدم
می گشایی زبان و می نمایی رخ، یا که بگویم به فریاد؟
سوز بودم و گداز از فراق، چندیست که گلزار شدم
اصلا دست خودم نیست شرح احوال پریشانی ام
به عشق مبتلا از نگاه و به دل چندیست که بیمار شدم.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
امتداد جو.
بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
این همه سال گذشت و من امروز به «عشق» گرفتار شدم چه فرق می کند زمستان، تابستان، پاییز! یا که بهار شدم
پی نوشت:
بازنویسی شد.
همراه با موسیقی بی کلام.
801.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زنگ مجازی _جنگ ترکیبی
«میخ رژیم صهیونیستی بر تابوت اسرائیل!»
به قلم: عزیزالله محمدی(امتدادجو)
روزنامه کیهان، شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۳ صفحه تصویر روز(۸)
لینک مطلب:
https://kayhan.ir/fa/news/298737
لینک کانال:
@Emtedadjo
28.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«سرمه و حلوا»
از درد شکستیم و چنین دردمندیم
شیرین سخن از قهوه و از حبهی قندیم
حال دل ما هست در سوز و گدازت
تنهایی ساحل، در جذبهی مدیم
ای کاش بدانی «ما» یک نفریم، «من»!
دل به تو بستیم، واگویهی «حمد»یم
شکر است خدا را، ما عاشق چشمیم
چشمی که به آن هم ما سلسله بندیم.
گفتیم به «سُرمه» منْشین به چشمش
چَشمَش همه «حلوا»ست باید بپسندیم
رسم است که «عاشق» رنجی بکشد شب
هر روز همین است در چونُ و چندیم؟
بازار شلوغ است او بی خبر از ما
ما هم همه اویم از خویش که طردیم
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
امتداد جو.
بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
«سرمه و حلوا» از درد شکستیم و چنین دردمندیم شیرین سخن از قهوه و از حبهی قندیم حال دل ما هست در سوز
سُرمه و حلوا (1).mp3
زمان:
حجم:
4.2M
از درد شکستیم و چنین دردمندیم
شیرین سخن از قهوه و از حبهی قندیم
حال دل ما هست در سوز و گدازت
تنهایی ساحل، در جذبهی مدیم
ای کاش بدانی «ما» یک نفریم، «من»!
دل به تو بستیم، واگویهی «حمد»یم
شکر است خدا را، ما عاشق چشمیم
چشمی که به آن هم ما سلسله بندیم.
گفتیم به «سُرمه» منْشین به چشمش
چَشمَش همه «حلوا»ست باید بپسندیم
رسم است که «عاشق» رنجی بکشد شب
هر روز همین است در چونُ و چندیم؟
بازار شلوغ است او بی خبر از ما
ما هم همه اویم از خویش که طردیم
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
نخل.aac
حجم:
1.6M
بخشی از پادکست مجموعه «نخل» به قلم عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
❇️با سلام خدمت همراهان عزیز و دوستان گرانقدر فرهیخته حاضر در کانال @Emtedadjo
با عنایت به تغییر رویکرد «مفهومی» در فعالیت های رسانه ای، هنری و ادبی اینجانب،
خواهشمندم؛ همانند آنچه که تاکنون مهر ورزیدید و محبت داشتید، بنده را با ارائه نکته نظرات خودتان بیش از پیش بهره مند ساخته و از راهنماییهای خود دریغ نفرمایید.
🌸🌸🙏🙏🌺🌺
پی نوشت:
✅با توجه به شناخت دو سویه ای که با قریب اکثریت عزیزان اندیشمند و فرهیخته موجود است، صفحه شخصی بنده پذیرای دیدگاههای مهربانانه شما می باشد.
و خواهشمندم آن تعداد اندک از عزیزانی هم که با «آی دی» محبت داشتند و به کانال ملحق شدند، در صفحه شخصی، جهت تبادل دیدگاهها خود را معرفی نمایند.
ارادتمند:
عزیزالله محمدی.🌻🌻🌼🌼
54.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«سُخَنَم سوخت»
سرم به شعله گرم شد ولی تنم سوخت
آن سوتر ایستاد حتی سوختنم سوخت
خاکسترم بود که فریاد می زد «هی»
این شعله را تو زدی! من خَرمَنم سوخت
مرده بودم با همان نگاه صدبار! ولی
یک نگاهت حرف زد من کفنم سوخت
این چه آتش است نمی دانم چرا
اویس هزار سال پیش در قَرَنَم سوخت
عشق مفهوم دیگر آتش است؛ ببین
شعله کشید دل، ولی! من بدنم سوخت
رگ به رگ در پیکر من عشق جاریست
فرهاد، مجنون یا هر قصهی کُهَنَم سوخت
از گریه بر نمی آید کار و من بی تاب شدم
ذره ذره چون شمع من، «مَنَم»سوخت
خواستم بگویم «دوستت دارم» نشد
هر بار که زبان باز کردم، سُخَنَم سوخت
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
4_5857419000341862772.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
«سُخَنَم سوخت»
سرم به شعله گرم شد ولی تنم سوخت
آن سوتر ایستاد حتی سوختنم سوخت
خاکسترم بود که فریاد می زد «هی»
این شعله را تو زدی! من خَرمَنم سوخت
مرده بودم با همان نگاه صدبار! ولی
یک نگاهت حرف زد من کفنم سوخت
این چه آتش است نمی دانم چرا
اویس هزار سال پیش در قَرَنَم سوخت
عشق مفهوم دیگر آتش است؛ ببین
شعله کشید دل، ولی! من بدنم سوخت
رگ به رگ در پیکر من عشق جاریست
فرهاد، مجنون یا هر قصهی کُهَنَم سوخت
از گریه بر نمی آید کار و من بی تاب شدم
ذره ذره چون شمع من، «مَنَم»سوخت
خواستم بگویم «دوستت دارم» نشد
هر بار که زبان باز کردم، سُخَنَم سوخت
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo