پدرم را خدا انتخاب کرد،
مادرم را پدرم؛
سرزمینم را خدا انتخاب کرد،
زبانم را سرزمینم؛
و کلام در پهنه بی نهایت واژه ها
تنها قدرت انتخاب من است.
من!با انتخاب خودم می گویم:
دوستت دارم.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
نفرینها زمزمه های پنهانی هستند
که وقتی آشکار می شوند، دعا می شوند.
تو را دعا می کنم
زمزمه باشد زیر لبت، همیشه خاموش!...
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
رستاخیز شده
ما همه برخاستیم
و سَمتی که نمی دانیم کجاست
نامش «زندگی» شده
.
.
.
ما همه سرگردانیم:
کالفراش المبثوث.
(عزیزالله محمدی)
@Emtedadjo
100.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«عشق یا میل به قاتل»؟!
عشق مثل کوبه ی در است؛ ناگهان می کوبد دلت را
دریا که باشی طوفان می کند؛ به هم می زند ساحلت را
فرق نمی کند که از کجا آمده ای یا که، که هستی
فراموش می کنی با عشق، خودت را، تمام مشکلت را
عشق بر گُرده می نشیند؛ سخت می پیچد به جانت
می زنی به هم هر که بودی؛ شکل! حتی شمایلت را
فکرت همه می شود عشق! چرا و چنین ندارد
مسئله این است! می خواهی که بگذاری کنار مسائلت را
فلسفه می گیرد در برش، اندیشه، فکر، عقل، یا
هر چه داری از خودت، سوال، جواب یا دلایلت را
می شود به من بگویی که چیست دلیل دوریت!؟
درک نمی کنم هرگز این همه دوری یا فواصلت را
ما به هم آشنایم، غریبه نیستیم، روز ازال گفت خدا
می روی زمین، برو! بگذار کنار اما، میل به قاتلت را
نمی دانم چگونه شد یا چرا؟ هر چه هست شمشیر بستی
می زنی از چپ و راست بر من، می زنی این سائلت را
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
عشق یا میل به قاتل؟!.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
«عشق یا میل به قاتل»؟!
عشق مثل کوبه ی در است؛ ناگهان می کوبد دلت را
دریا که باشی طوفان می کند؛ به هم می زند ساحلت را
فرق نمی کند که از کجا آمده ای یا که، که هستی
فراموش می کنی با عشق، خودت را، تمام مشکلت را
عشق بر گُرده می نشیند؛ سخت می پیچد به جانت
می زنی به هم هر که بودی؛ شکل! حتی شمایلت را
فکرت همه می شود عشق! چرا و چنین ندارد
مسئله این است! می خواهی که بگذاری کنار مسائلت را
فلسفه می گیرد در برش، اندیشه، فکر، عقل، یا
هر چه داری از خودت، سوال، جواب یا دلایلت را
می شود به من بگویی که چیست دلیل دوریت!؟
درک نمی کنم هرگز این همه دوری یا فواصلت را
ما به هم آشنایم، غریبه نیستیم، روز ازال گفت خدا
می روی زمین، برو! بگذار کنار اما، میل به قاتلت را
نمی دانم چگونه شد یا چرا؟ هر چه هست شمشیر بستی
می زنی از چپ و راست بر من، می زنی این سائلت را
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
بعد از ۱۴۰۰ سال
حالا که قرار است دیگر پیامبری نیاید؛
ما همه برای هم پیغمبریم!
-هر کدام دنبال امتی!!!
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
امتداد جو.
بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
«عشق یا میل به قاتل»؟! عشق مثل کوبه ی در است؛ ناگهان می کوبد دلت را دریا که باشی طوفان می کند؛ به هم
با توجه به درخواست تنی چند از دوستان، آهنگ بی کلام و شاهکار (استاس تون) را که موسیقی زیر متن غزل« عشق یا میل به قاتل» هست؛ جهت آرامش لحظه های ظهرگاهی تقدیم می کنم🌸👇👇👇🌺
177.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی فکر می کنم
باریدن باران هیچ ربطی به پرواز گنجشکها ندارد
شاید!
این درختها هستند
که وقتی تشنه می شوند؛
لانه های بر شاخه های خویش را فراموش می کنند.
☆☆☆
به فراموشیت قسم!
من تمام رویاهایم را با تو ساخته بودم
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
با تو مرا فاصله ای هست
مثل قبیله ای دور از پیغمبر خویش
بودنت را نمی دانم
نبودنت اما...!!!
☆☆☆
- کمی به کفر من بیندیش!
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
پی نوشت:
عکس: آسمان باغ موزه دفاع مقدس تهران.
۱۴۰۳/۹/۱
بعد از آن همه پیغمبر،
کافر! یا که مسلمان!؟
من جانبِ ایمان تو هستم!
یک مژه از آیه ی چشمهای تو می گوید:
فقط!
خدا.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
((...لیزا، حالا بگو ببینم دیروز چه طور بود؟))
((همون طور بود که دیدی))
((غیر ممکنه! ظالمانه است!))
#فئودر_داستایوفسکی
#شیاطین
@Emtedadjo
فردا!
بی تو هرگز نمی آید.
- هر روز !
سراغت را، از دیروز-ها می گیرم.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo