eitaa logo
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
116 دنبال‌کننده
239 عکس
174 ویدیو
0 فایل
࿔𝗜𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗡𝖺𝗆︎𝖾 𝗈𝖿︎ 𝗚𝗈𝖽~ بـہ خانـہ قصـہ هاے خاص خوش اومـבے ،نوشتن ؋ـقط نوشتن نیست اینجا آغاز یک ماجرا است 🤍🦢 Star:²⁹/¹/¹⁴⁰⁵ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ •رمان‌اشک‌های‌بی‌پایان‌فصل‌¹درحال‌پارت‌گذاری...
مشاهده در ایتا
دانلود
"دیوارهای خونه‌ت خیلی خلوت و بی‌روح شدن؟ 🤔 یه دیوارِ خالی، فقط یه فضای خالیه، اما با یه دیوارکوبِ خاص، اون دیوار تبدیل به مرکز توجهِ کلِ خونه می‌شه! 🌟 من اینجا هستم تا با کارهای هنری و خاصم، به دیوارهای خونه‌ت روح و زندگی ببخشم. اگر دنبال یه تغییرِ ملموس و باکلاس هستی، من دقیقاً می‌دونم چی لازم داری. برای انتخاب بهترین طرح متناسب با رنگِ خونه‌ت، بهم پیام بده تا با هم گپ بزنیم. ☕" برای سفارش به آیدی زیر پیام دهید "👇🎀 Mi:@HiIda0985
"می‌گن خونه باید بازتابی از شخصیتِ خودِ آدم باشه؛ جایی که وقتی به دیواراش نگاه می‌کنی، حسی از آرامش و زیبایی بهت منتقل کنه. ✨ من توی این دیوارکوب‌ها، طرح‌هایی رو زنده کردم که توی هیچ فروشگاهی پیدا نمی‌کنی. این‌ها فقط دیوارکوب نیستن؛ تکه‌ای از هنر دست هستن که می‌تونن روح تازه‌ای به دیوارهای خونه‌ت ببخشن. 🖌️ اگر دوست داری یه کنجِ دنج و متفاوت توی خونه‌ت داشته باشی، یا به دنبال یه یادگاریِ موندگاری، نگاهی به کارهای جدیدم بنداز. تعدادشون محدوده، چون هر کدوم با دست و عشق خلق شدن. 👈 برای دیدن مدل‌های بیشتر و مشاوره برای انتخاب بهترین طرح برای دیوارت، همین الان بهم پیام بده." *** Mi:@HiIda0985
"هنر، در جزئیات نهفته است... ✨ دیوارکوب‌های دست‌ساز من، آماده‌ی ایستایی در خانه‌ی شما. 🖼️ طرح‌های محدود و خاص. برای سفارش و قیمت، به آیدی زیر پیام دهید" 👇🎀 Mi:@HiIda0985
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
#اشک_های_بی_پایان #فصل_۱ #پارت_۲۲ ܝ‌ߺویܢܚܝ‌ߺܥ‌‌ܣ * نفس با قدم‌هایی که از خشم و بغض سنگین شده بود،
ܝ‌ߺویܢܚܝ‌ߺܥ‌‌ܣ: *** سفره که پهن شد، عطرِ جادوییِ زعفران و لیموعمانی‌هایِ تازه، تمام فضای خانه را در بر گرفت؛ گویی عطرِ این غذا، نقشه‌یِ میانجی‌گری را ایفا می‌کرد تا آخرین ردپایِ خشم را از میانِ قلب‌ها پاک کند. نفس کنار نیما نشست؛ هنوز پلک‌هایش از اثرِ اشک‌هایِ ریز و بغض‌هایِ فروخورده، کمی سنگین بود، اما حسِ رهاییِ ناشی از آشتی، سنگینیِ رویِ شانه‌هایش را کمتر کرده بود. مامان فیروزه، با همان لبخندِ آرام‌بخش و مهربانی که همیشه مثلِ پناهگاهِ خانه بود، دیسِ اصلی را با دقت روی سفره گذاشت. نفس با دیدنِ قیمه، نگاهش خیره ماند. قیمه‌هایِ مامان فیروزه، تنها یک غذا نبود؛ یک اثرِ هنری بود. گوشت‌ها به‌خوبی پخته شده و در سسِ غلیظ و براق، به رنگِ طلاییِ زعفران درآمده بودند و لپه‌ها، مثلِ دانه‌هایِ مروارید، در میانِ آن سسِ خوش‌عطر غوطه‌ور بودند. نیما که حالا دوباره همان برادرِ شوخ‌طبع و صمیمی شده بود، با شیطنت به نفس نگاه کرد و گفت: «می‌بینی نفس؟ مامان انگار می‌دونست امروز قرار شد یه طوفان توی این خونه به پا بشه؛ واسه همین از قبل داشت با این قیمه‌یِ بی‌نظیرش خودش رو برای صلح آماده می‌کرد! آدم اگه با این عطرِ غذا باشه، اصلاً می‌تونه قهر بمونه؟» نفس لبخندِ کمرنگی زد؛ لبخندی که از تهِ دلش می‌آمد. با قاشقش، بخشی از آن سسِ درخشان را از روی برنج‌ها برداشت و به دهان برد. با اولین لقمه، طعمِ لذیذِ دست‌پختِ «فیروزه» تمامِ حواسش را گرفت. طعمی که با عشق و آرامش پخته شده بود و حالا، انگار داشت هر ذره از خستگی و تلخیِ آن بحثِ پرتنشی را که با نیما داشت، از یاد می‌برد. در ذهنِ نفس، دیالوگی آرام می‌گذشت: *«شاید نیما هنوز یاد نگرفته چطور با مهربانیِ بدونِ دخالت صحبت کنه، اما همین لحظه‌ها... همین حضورِ گرمِ بابا، همین لبخندِ مامان و همین طعمِ آشنایِ قیمه، به من یادآوری می‌کنه که من تنها نیستم. شاید دنیا گاهی بی‌رحم باشه، اما این سفره، این خونه، و این دست‌پختِ مامان، همیشه همون نقطه‌ایه که می‌تونم بهش برگردم و دوباره نفس بکشم.»* سامان، که با دیدنِ آرامشِ دوباره‌یِ فرزندانش، لبخندی از رضایت بر لب داشت، گفت: «خدا رو شکر که دوباره مثل همیشه دورِ هم هستیم. بچه‌ها، قدرِ این لحظه‌هایِ صفا رو بدونید؛ چون هیچ‌چیزِ دیگه توی این دنیا، جایِ این آرامش رو نمی‌گیره.» نفس در حالی که با لذت به خوردنِ قیمه‌یِ خوشمزه‌یِ مامان ادامه می‌داد، احساس کرد که اگرچه هنوز همه‌چیزِ او کامل نیست، اما حداقل، در حال حاضر، در امن‌ترین جایِ جهان، یعنی در میانِ خانواده‌اش، قرار دارد. *** ادامه دارد... نویسنده:کیمیا
در تاریخ بنویسید : نسل هشتاد و نود ایران تنها نسلایی بودن که آن را بی ادب ، تنبل و نسل 'Z' نامیدند؛ اما جنگ را دید، کرونا را نفس کشید ، بحران و تورم را زندگی کرد ، مرگ خواهران و برادرانش را با چشم دید ؛ با تنی خسته و دلی شکسته باز هم برای ایران ایستاد و جنگید...️
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی یه دختر از ته دل عاشقه؛) ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارکترا ی سالم کراش دختران!😁 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
702.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی این حرکت ناز منصور>>>>😭🫠💘 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆