eitaa logo
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
128 دنبال‌کننده
291 عکس
199 ویدیو
0 فایل
࿔𝗜𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗡𝖺𝗆︎𝖾 𝗈𝖿︎ 𝗚𝗈𝖽~ بـہ خانـہ قصـہ هاے خاص خوش اومـבے ،نوشتن ؋ـقط نوشتن نیست اینجا آغاز یک ماجرا است 🤍🦢 Star:²⁹/¹/¹⁴⁰⁵ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ •رمان‌اشک‌های‌بی‌پایان‌فصل‌¹درحال‌پارت‌گذاری...
مشاهده در ایتا
دانلود
نفس که رفتم حموم منم تمام غذیه شمال رو براشون تعرف کردم از خواستگاری از غرق شدن نفس تاااا ... همچی یگانه با هر کلمه ای که میگفتم گریه اش بیشتر میشد کیوان سعی داشت آرومش کنه ولی آروم بشو نبود منم حال بدتر از اونا بود الان چطوری این خاطره رو نفس میخوا فراموش کنه چی به مامان و‌بابا و داداش میخواد بگه و هزارتا سوال دیگه یگانه : تو اونجا چیکار بودی هاا د بگو دیگه تو اونجا چه غلطی میکردی مگه نباید مراقبش می‌بودی الان به خاله فیروزه و عمو سامان چی بگم از همه مهم تر به نیما چی بگم (داد) حامی : بخدا من حواسم یه لحظه پرت شد یگانه : د نشد دیگه ببین بخدا یگانه نیستم اگه بزارم دیگه نفس رو ببینی کاری میکنم که از دور دیدنش بشه برات آرزوی محال (داد) کیوان: یگانه آروم باش حامی کاری نکرده که حواسش پرت شده یگانه : تو ساکت کیوان من حرفم با این آقای مثلا مراقب به من وقتی زنک زدی چی گفتی گفتی نمیزارم حتی یه تار مو ازش کم شه پس چس شد یهو دختر داشته غرق میشد برو بیرون برو بیرون (دا د) حامی : یگانه نفس زن منه (داد) یگانه : چه غلطا عقدش کری ؟؟ نه پس دیگه حرف الکی نزن (داد) + یگانه داشت همین جوری داد میزد که نفس از حموم تلو تلو اومد بیرون سرش گیج میرفت با دستش سرش رو گرفته بود بدنش می‌لرزید از کنارمون رد شد رفتم تو اتاق درک قفل کرد بدو بدو رفتم پشت در در میزدم بلکه در رو باز کنه حامی : نفس جانم‌میشه در رو باز کنی میخوام باهات حرف بزنم ... حامی : نفس بهتری حالت خوبه ؟ .. + یگانه ام هم بلند شد اومد پشت در یه کلید یدک دستش بود درو باز کرد خواستم برم تو که با دستش مانع ام شد یگانه : گفتم که دیگه اجازه نمیدم ببینمش +خواستم حرفی بزنم که رفت داخل اتاق درم بست و‌قفل کرد رفتم تو اتاق نفس بی جون به تخت تکیه داده بود نشسته بود با دستش سرش رو گرفته بود بغض تو چشماش معلوم بود یگانه : نفس آجی نبینم این حالت رو من معذرت میخوام (گریه ) + رفتم کنارش نشستم تا نشستم کنارش سرش رو گذاشت رو پاهام نفس : یگانه خیلی اون لحظه ترسناک بود (گریه ) یگانه : الهی فدات بشم من آجی اشکال نداره تموم شده رفت نفس : میشه موهام و ناز کنی برام شعر بخونی مثل قبلنا یگانه : باشه آجی + انقدر موهاش رو ناز کردم که خوابش برد خواستم بلند شم که با حلقه تو دستش مواجه شدم حلقه رو از تو دستش در آوردم و از اتاق رفتم بیرون کیوان داشت حامی رو آروم میکرد رفتم جلوش حلقه ارو انداختم جلوش یگانه : برو بیرون حامی : این حلقه نفس یگانه: دیگه نیست حامی : خودش باید بهم بگه که میخواد باهام باشه یا نه یگانه : اتفاقا خودش حلقه رو داد گفت بدمش بهت و بهت بگم از زندگیش بری گمشی با این حرفی که یگانه زد اگنار یه جیزی تو دلم‌شکست ولی نه من باور نمیکنم نفس این رو‌نکفته من‌مطمعنم‌ولی خب شاید هم گفته از خونه یگانه زدم بیرون و‌رفتم‌خونه خودم ادامه دارد.. نویسنده: کیمیا
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
پارت جدید تقدیم نگاهتون ✨😭 یه پارت معادل ۲۰ پارت دادم بهتون 🚶‍♀😍
وای دختر جدی دمت گرم ، واقعا پارتت طولانی و پر از هیجاننننننننننننن بود 😈😁🤌🏻 ممنونمممممممممم ، مچکرم 🫂🤍
HaamimMoroor Haamim.mp3
زمان: حجم: 3.9M
دو سال از «مرور» گذشت؛ دو سال از آهنگی که فقط شنیده نشد، بلکه با خاطره‌هامون زندگی کرد. بعضی آهنگ‌ها قدیمی نمی‌شن، فقط عمیق‌تر می‌شن… ۲ سالگی «مرور» مبارک. ✨