نفس که رفتم حموم منم تمام غذیه شمال رو براشون تعرف کردم از خواستگاری از غرق شدن نفس تاااا ... همچی
یگانه با هر کلمه ای که میگفتم گریه اش بیشتر میشد کیوان سعی داشت آرومش کنه ولی آروم بشو نبود منم حال بدتر از اونا بود الان چطوری این خاطره رو نفس میخوا فراموش کنه چی به مامان وبابا و داداش میخواد بگه و هزارتا سوال دیگه
یگانه : تو اونجا چیکار بودی هاا
د بگو دیگه تو اونجا چه غلطی میکردی مگه نباید مراقبش میبودی الان به خاله فیروزه و عمو سامان چی بگم از همه مهم تر به نیما چی بگم (داد)
حامی : بخدا من حواسم یه لحظه پرت شد
یگانه : د نشد دیگه ببین بخدا یگانه نیستم اگه بزارم دیگه نفس رو ببینی کاری میکنم که از دور دیدنش بشه برات آرزوی محال (داد)
کیوان: یگانه آروم باش حامی کاری نکرده که حواسش پرت شده
یگانه : تو ساکت کیوان من حرفم با این آقای مثلا مراقب به من وقتی زنک زدی چی گفتی گفتی نمیزارم حتی یه تار مو ازش کم شه پس چس شد یهو دختر داشته غرق میشد برو بیرون برو بیرون (دا د)
حامی : یگانه نفس زن منه (داد)
یگانه : چه غلطا عقدش کری ؟؟
نه پس دیگه حرف الکی نزن (داد)
+ یگانه داشت همین جوری داد میزد که نفس از حموم تلو تلو اومد بیرون سرش گیج میرفت با دستش سرش رو گرفته بود بدنش میلرزید از کنارمون رد شد رفتم تو اتاق درک قفل کرد
بدو بدو رفتم پشت در در میزدم بلکه در رو باز کنه
حامی : نفس جانممیشه در رو باز کنی میخوام باهات حرف بزنم
...
حامی : نفس بهتری حالت خوبه ؟
..
+ یگانه ام هم بلند شد اومد پشت در یه کلید یدک دستش بود درو باز کرد خواستم برم تو که با دستش مانع ام شد
یگانه : گفتم که دیگه اجازه نمیدم ببینمش
+خواستم حرفی بزنم که رفت داخل اتاق درم بست وقفل کرد
#یگانه
رفتم تو اتاق نفس بی جون به تخت تکیه داده بود نشسته بود با دستش سرش رو گرفته بود بغض تو چشماش معلوم بود
یگانه : نفس آجی نبینم این حالت رو من معذرت میخوام (گریه )
+ رفتم کنارش نشستم تا نشستم کنارش سرش رو گذاشت رو پاهام
نفس : یگانه خیلی اون لحظه ترسناک بود (گریه )
یگانه : الهی فدات بشم من آجی اشکال نداره تموم شده رفت
نفس : میشه موهام و ناز کنی برام شعر بخونی مثل قبلنا
یگانه : باشه آجی
+ انقدر موهاش رو ناز کردم که خوابش برد خواستم بلند شم که با حلقه تو دستش مواجه شدم حلقه رو از تو دستش در آوردم و از اتاق رفتم بیرون کیوان داشت حامی رو آروم میکرد رفتم جلوش حلقه ارو انداختم جلوش
یگانه : برو بیرون
حامی : این حلقه نفس
یگانه: دیگه نیست
حامی : خودش باید بهم بگه که میخواد باهام باشه یا نه
یگانه : اتفاقا خودش حلقه رو داد گفت بدمش بهت و بهت بگم از زندگیش بری گمشی
#حامی
با این حرفی که یگانه زد اگنار یه جیزی تو دلمشکست ولی نه من باور نمیکنم نفس این رونکفته منمطمعنمولی خب شاید هم گفته از خونه یگانه زدم بیرون ورفتمخونه خودم
ادامه دارد..
نویسنده: کیمیا
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
نفس که رفتم حموم منم تمام غذیه شمال رو براشون تعرف کردم از خواستگاری از غرق شدن نفس تاااا ... همچی
پارت جدید تقدیم نگاهتون ✨😭
یه پارت معادل ۲۰ پارت دادم بهتون 🚶♀😍
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
نفس که رفتم حموم منم تمام غذیه شمال رو براشون تعرف کردم از خواستگاری از غرق شدن نفس تاااا ... همچی
حامی هم مثل نیما دوست داره ، عکسی که دوسش داره رو بچلونه 😂🥲🤏🏻
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
پارت جدید تقدیم نگاهتون ✨😭 یه پارت معادل ۲۰ پارت دادم بهتون 🚶♀😍
وای دختر جدی دمت گرم ، واقعا پارتت طولانی و پر از هیجاننننننننننننن بود 😈😁🤌🏻
ممنونمممممممممم ، مچکرم 🫂🤍
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
نفس که رفتم حموم منم تمام غذیه شمال رو براشون تعرف کردم از خواستگاری از غرق شدن نفس تاااا ... همچی
یه سوال الان اینکه نفس غرق شده ، چه ربطی به حامی دارهههههه ؟
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
یه سوال الان اینکه نفس غرق شده ، چه ربطی به حامی دارهههههه ؟
چون حامیمراقبش نبوده
HaamimMoroor Haamim.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
دو سال از «مرور» گذشت؛
دو سال از آهنگی که فقط شنیده نشد،
بلکه با خاطرههامون زندگی کرد.
بعضی آهنگها قدیمی نمیشن،
فقط عمیقتر میشن…
۲ سالگی «مرور» مبارک. ✨
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
«باتو»چهارشنبه۲۸مرداد،ساعت۱۹، ازکانالیوتیوبحامیمبهگوشتونمیرسه✨
تآیم>>>
19سآعتتآبخشاینشآهاکار:)
خب..
ایناهمهچنلایخودمن🤏🏻✨
جوینشیدناموصا
https://eitaa.com/joinchat/1121453725C230f738964
https://eitaa.com/joinchat/4292413143Cedc6721d07
https://eitaa.com/joinchat/1221789393Ce482dd979a