من تو را برای باقی مانده عمرم میخواستم.
برای صبحهای زود که نور آفتاب روی صورتت بخورد و آنقدر محو تماشایت شوم که بیدارت نکنم و خواب بمانی.
تو را برای قدم زدن در کوچه پس کوچههای تهران بزرگ و شلوغ میخواستم که پشت ویترین مغازههای رنگارنگش برای خودمان خاطراتی رنگی بسازیم و به همهمهی ادمها توجهی نکنیم.
تو را برای شعرهای بلند مولانا میخواستم که چشم در چشم هم، ابیاتش را بخوانیم.
تو را برای چای تازه دم بعدازظهر با عطر هل میخواستم که سر روی شانهات بگذارم و ندانم که در عطر تو غرق شوم یا در عطر چای؟
#چندخطتو
@Endlesseternity✈️
تو نمیدانی امّا …
از وقتی عاشقت شدم
هیچ چیز سر جایش نیست!
دنیا با تمام بزرگیاش این روزها برایم
شبیه به نقطه ی کوچکی شده است
که تو روی آن ایستادهای …
که هر چه میبینم
هر چه میشنوم
به هر طرف میروم "تویی"
امّا همین که به داشتنت فکر میکنم
و بودنت را میخواهم
تمام راهها آنقدر دور و دراز میشوند
که هر چه میروم
به تو نمیرسم …
@Endlesseternity✨
هدایت شده از [مِـتـانُـویا]
میرم تو پینتریستم پنج تا عکس اول که برام آورد میفرستم اینجا
[خدایا آبرومو حفظ کن]
əʇəɹuıʇʎ
میرم تو پینتریستم پنج تا عکس اول که برام آورد میفرستم اینجا [خدایا آبرومو حفظ کن]
جالب بود
یه سر به پینترست بزنم ببینم چه خبره😂
Look at this video... 👀https://pin.it/4MpqdB1
سخته درک این که مرسی برای اون هاست😂🚶🏻♀