eitaa logo
əʇəɹuıʇʎ
164 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
303 ویدیو
51 فایل
•[جناب بند زده پای مرا گیسوی زنجیری تو]• زندگی نمیکنی دخترم!زندگی کن! با موهای کوتاه یا بلند، با دامن گلدار یا شلوار لی، با رژ قرمز یا بدون رژ قرمز؛ زندگی کن حیات جان!🕊 اساتید تبادل و حمایتی نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
آدم ها بعد تو کمک کردن رفتنت خیلی زود باور شه پا گذاشتن تو زندگیم تا باز حجم تنهایی هام بزرگتر شه @Endlesseternity
əʇəɹuıʇʎ
آدم ها بعد تو کمک کردن رفتنت خیلی زود باور شه پا گذاشتن تو زندگیم تا باز حجم تنهایی هام بزرگتر شه
بعد تو عشق اومد و تونست بدون تو من رو کلافه کنه خیلی چیز ها ازم گرفت و نشد چیزی به زندگیم اضافه کنه @Endlesseternity
əʇəɹuıʇʎ
از این جا شروع کردیم
هر چه از دست دوست رسد نکوست

گیرم که ناسزاست ولی دسط خط اوست
@Endlesseternity✍🏼
حرف بزنیم🤨🙂🍕
əʇəɹuıʇʎ
آخ از این چند ثانیه
əʇəɹuıʇʎ
منم مثل تو تنهام... منم عشقم رفت 😅💔
هدایت شده از • پاࢪادوڪس •
شاهرگ 1.6Kبشه؟:) @Shaahrg
این حجم از سکوت توی ایتا بی سابقه است🚶🏻‍♀
شب آسمانی شدن است... شب از فرش به عرش رسیدن و طی کردن ره صد ساله در یک شب.... قلم به دست محزون می نویسم از فرط جنون نمی دانم چه کنم.... اشک چون فواره از چشمانم بیرون می‌زند و درد روی دلم چنان هول بیرون می آید که راه بندانی برای عبور نفسم برپا می‌شود؛ دلم به یک در میان می کوبد و باز هم در حصار گنه گیر کرده... قرآن به سرگرفتم و جوشن خواندم ولی دل بی تابم آرام که هیچ نارام تر شد ؛ دل بی تاب در شب مولا علی(ع) با یاد همه آرام می‌شد الا مولا علی(ع)... 《 بسیار کلنجار رفت با مرغابی ها و بعد با میخ در هرکدام می پرسیدند: چرا ؟؟؟ آرام درگوشی می گفت: دلتنگ فاطمه ام...》چطور دلم آرام می گرفت به یاد غیر فاطمه؟! یاد مادر با فرزند درآمیخته و من مجنون وار به دنبال محل احیای لیلی میگردم امشب؛ قسمتی از ملودی که در ذهنم تکرار می‌شود، انگشتانم ناخداگاه به همان سمت و سو می پیچد و طولی نمی کشد که صدا بلند می شود : راهی شده دلم از سینه در پی.... تو مثل هر سال امشب و میری مدینه.... زائر بی نشون زهرا.... کاشکی امشب.... گرد راهت .... روی سرما بشینه... به سختی از راه بندان بغض نیمه شکسته‌ام نفس میکشم، در اتاق راه می روم، حال کارت ساده شد. بعدی مختص حسین مادر است ؛اصلاً 《بی همگان به سر شود بی حسین محال است بشود》: به سمت گودال از خیمه دویدم من... شمر جلوتر بود.... دیر رسیدم من.... تمام شد ؛اشک هایم فواره زد بی توجه به نفس یک در میانم و یخ گناه از دور بندگیم رو به آب شدن رفت ؛لب به مناجات گشودم: خدایا ببخش.... عبد گنهکارت .... دلش بی قراره... بندت به غیر از تو کسی رو نداره.... @Endlesseternity📿