شب آسمانی شدن است...
شب از فرش به عرش رسیدن و طی کردن ره صد ساله در یک شب....
قلم به دست محزون می نویسم از فرط جنون نمی دانم چه کنم....
اشک چون فواره از چشمانم بیرون میزند و درد روی دلم چنان هول بیرون می آید که راه بندانی برای عبور نفسم برپا میشود؛ دلم به یک در میان می کوبد و باز هم در حصار گنه گیر کرده...
قرآن به سرگرفتم و جوشن خواندم ولی دل بی تابم آرام که هیچ نارام تر شد ؛ دل بی تاب در شب مولا علی(ع) با یاد همه آرام میشد الا مولا علی(ع)...
《 بسیار کلنجار رفت با مرغابی ها و بعد با میخ در هرکدام می پرسیدند: چرا ؟؟؟
آرام درگوشی می گفت: دلتنگ فاطمه ام...》چطور دلم آرام می گرفت به یاد غیر فاطمه؟!
یاد مادر با فرزند درآمیخته و من مجنون وار به دنبال محل احیای لیلی میگردم امشب؛
قسمتی از ملودی که در ذهنم تکرار میشود، انگشتانم ناخداگاه به همان سمت و سو می پیچد و طولی نمی کشد که صدا بلند می شود :
راهی شده دلم از سینه در پی....
تو مثل هر سال امشب و میری مدینه....
زائر بی نشون زهرا....
کاشکی امشب....
گرد راهت .... روی سرما بشینه...
به سختی از راه بندان بغض نیمه شکستهام نفس میکشم، در اتاق راه می روم، حال کارت ساده شد. بعدی مختص حسین مادر است ؛اصلاً 《بی همگان به سر شود بی حسین محال است بشود》: به سمت گودال از خیمه دویدم من... شمر جلوتر بود....
دیر رسیدم من....
تمام شد ؛اشک هایم فواره زد بی توجه به نفس یک در میانم و یخ گناه از دور بندگیم رو به آب شدن رفت ؛لب به مناجات گشودم:
خدایا ببخش.... عبد گنهکارت .... دلش بی قراره... بندت به غیر از تو کسی رو نداره....
#جنون
#قدر
#خودم_نویس
#از_دل
@Endlesseternity📿
هدایت شده از əʇəɹuıʇʎ
ما عاشق ها نخوابیم بهتر است...
پ.ن:شب که شد عاشق نباشی بهتر است
@Endlesseternity•●🌃
#خودم_نویس
صدای رعد و برق خیلی وحشتناکه تاحالا صدا به این بلندی نشنیده بودم
به نظرتون من با این صدا میتونم تمرکز کنم بشینم سر درسام😐
سقفش را آبی میکنیم تا در تابستان، خواب دریاااا ببینیم.
دیواار،هایش را قرمز می کنیم تا در زمستان، گرم بمانییم.
بامش رااا زرد میکنیم تا در پاییز، آفتاااب مهمونمون باشه.
در باغچه اش، گل همیشه بهار می ،کاریم.
در ایوونش، گل از یادم نبر می، کاریم.
خانه ی ما کوچک ااااست اما یک جاااای کوچـــــــــــک
برای خـــــنده، در آن می سازیم.
خانه ی ما کوچک ااااست اما یک جااای کوچـــــــک
برای عشــــــــــق، در، آن میسازیم.
گنجه ی کوچک برای، غصه هایمان.
طاقچه ی کوچک برای، خاطراتمان.
یـــــــــک جااای گرم و راااحت برای" محــــــبت" می سازیم.
خانه مان را با هم می سازیم(:💔