eitaa logo
əʇəɹuıʇʎ
164 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
303 ویدیو
51 فایل
•[جناب بند زده پای مرا گیسوی زنجیری تو]• زندگی نمیکنی دخترم!زندگی کن! با موهای کوتاه یا بلند، با دامن گلدار یا شلوار لی، با رژ قرمز یا بدون رژ قرمز؛ زندگی کن حیات جان!🕊 اساتید تبادل و حمایتی نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از əʇəɹuıʇʎ
☆ نصف شب شد دل من هول و ولایی افتاد لیلی ام نیستی و در دل من محشر کبراست به پا پ.ن.:شبتون کوتاه 🌃
〇〇:〇〇 ♡♡:♡♡ ∞:∞
هدایت شده از əʇəɹuıʇʎ
صبح شد... پیراهنم بوی خیالت میدهد... بسکه شب دلتنگ گشتم، محکم بغل کردم تو و رویای شیرینت... پ.ن.: صبحتون ابدی:)
گرچه دیر، اما گمانم دیگر آموخته‌ام کسی را دوست داشتن، یعنی از آرامش او مراقبت کردن. یعنی تلاشی تمام‌نشدنی برای بهتر و بیشتر شناختن او، و خود، و ارتقای کیفیت مای متشکل از این دو عنصر ناهمگون. یعنی مکالمه‌ی مستمر بدون تحکم، از یاد نبردن شوق ابتدای وصل، و تبدیل کردن هیجان اولیه به اشتیاقی دائمی. یعنی شناختن، و شناختن، و شناختن. یعنی پذیرش همزمانی مسئولیتها و مزایا. یعنی استقرار علاقه در محلی امن، بدون بدل کردنش به زنجیری دور پا، یا گردن، یا کلمه. یعنی محترم‌شمردن تفاوتهایی که ریشه محبت را خشک نمی‌کند. کسی را دوست‌داشتن یعنی از یاد نبردن نوازش کلامی، و از یاد نبردن نوازش جاری در رفتار حامیانه. یعنی کشف اهمیت یکسان بوسیدن عاشقانه لبان یک زن، با جمع‌کردن موهای بلندش پشت سرش وقت تهوع. یعنی آغوش را به امن‌ترین نقطه‌ی دنیا بدل کردن. یعنی حفظ تازگی حس، و عمیق کردن لذت. یعنی ترکیبی همگون از مراقبت، حمایت، و مستقل دانستن یار. و بله، چنان که آقای دوباتن می‌گوید "عشق یک روند طولانی است و زیاد ربطی به شوق اولین ملاقات ندارد، یک پروسه دائمی از یادگیری مهارتهاست." و چنان که حسین پناهی می‌گوید اغلب ما برای عشق آماده نیستیم. و چنان که جان تنهای من و مردم اطرافم می‌گوید ما شفابخشی محبت را از یاد برده‌ایم، و تاریکی را برگزیده‌ایم به جای زیستن در گرمای خواستنی خورشید. آموخته‌ام کسی را دوست‌داشتن، یعنی پناهش بودن، و به او پناه‌بردن. همین. 🌨||@Endlesseternity
əʇəɹuıʇʎ
#قفلی_شاد لشکر موهای تو کشور گشایی میکند... @Endlesseternity
آمدی در قلب من خانه تکانی میکنی آخرش ای جان من، من را روانی میکنی
سلام...نه عزیزم استفاده شخصی مشکلی نداره💙🌨
۸ روز
.. کسی بھ فکر گل ها نیست کسی بھ فکر ماهی ها نیست کسی نمۍخواهد باور کند کھ غنچه دارد مۍمیرد کھ قلب باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی مۍشود!
🖇♥️ یه آغوش از اونایی که میگه: "اندک جایی برای زیستن، اندک جایی برای مردن" ❄️|| @Endlesseternity
دختران معمولی همیشه در آغوشی آرام زندگی می کنند بی صدا می گریند, بی صدا می خندند, بی صدا می شکنند, بی صدا عاشق می شوند بزرگ می شوند شاعر می شوند متین و با وقار تر از همیشه همسر می شوند دختران معمولی مادر هم می شوند صبح ها بدون توجه به این ک دیشب از فکر قسط های سر ماه خوابشان نبرده بیدار می شوند و ترجیح می دهد به جای خوردن صبحانه برای دختر بچه شان لقمه درست کنند پنیر می گذارند گردو می ریزند و نان را تا می کنند خاطره می گذارند غم می ریزند و روز را پایان می دهند دلتنگ نمی شودند برای باران , برای کتاب های مخفیانه ی هجده سالگی سکوت می کنند , و خوب می دانند پیاز داغ را چگونه طلایی کنند بی تاب نمی شوند چون مادرشان گفته یک زن خوب همیشه صبور می ماند . آرام می نشینند روی مبل و طوری و مجله حل می کنند ک خیال لطیف صبح های بیست سالگی به سراغشان نیاید قرمه سبزی را مزه می کنند و برای قابلمه ها آواز می خوانند همانند سوختن یک شمع آب می شوند و در خود حل می شوند دختران معمولی همیشه معمولی می مانند. ❄️|| @Endlesseternity