هدایت شده از 𝐇𝐢𝐫𝐚𝐞𝐭𝐡 𝐇𝐨𝐦𝐞
Maybe jellyfish🌀
خوش آمدید، بنشینید.
اگر مودبانه سوال کنید عروسک حرف میزند او داستانی برای گفتن دارد اما حواستان باشد.
پیش از آنکه غرق قصهاش شوید، به یاد داشته باشید که شاید این داستان صرفا در ذهن شما اتفاق نمیافتد..!
فور نزنید ¦ 𝗘𝗿𝗶𝗰𝗮'𝘀 𝗩𝗮𝘂𝗹𝘁^᪲
"زندگیمو ازم بگیرید ولی آهنگامو نه ࣭ ⭑๋ ࣭ ⭑"
-من با آهنگ کتاب میخونم
-با آهنگ درس میخونم
-با آهنگ میرم حموم
-با آهنگ میرم بیرون
-با آهنگ تکلیف مینویسم
-با آهنگ میرم مسافرت
•من با آهنگ زندگی میکنم!
زمزمهی شب: پایان یک دوران برای آغاز یک رؤیا
"هنگامی که آخرین پرتوهای نورِ روز، پشتِ پردهی غبارِ ستارهای محو میشود و تاریخِ زمینی به تکرارِ خود میایستد...
این لحظه، پناهگاهی است که از جنسِ خیالِ محض خلق شده؛ جایی که قوانینِ روزمره، برای ادای احترام به آسمان مخملیِ مشکی، از نفس میافتند. اینجا، مرزِ بینِ خاطرات حکشده بر کاغذهای لطیف و نجواهای بادهای سردِ سیاراتِ دوردست، به کلی از بین میرود.
رمز گشاییِ سکوت:
اجازه دهید قلبِ این خزانه، با ریتم آرام خود، شما را به عمق خواب ببرد. باز کردن هر صحیفهی اکلیلی، سفر به هزارتویی از رویا است؛ رویاهایی که با نور ستارگان کهن پوشانده شدهاند.
برجهای مه گرفتهی قلعهی رؤیا، آمادهی نگهبانیاند.
آرامش مطلق، برای کسانی که برای پرواز آمادهاند.
شب بخیر.💕