هدایت شده از خاطرات سمی خواستگاری
یکی از خواستگارام نظامی بود
ازم پرسید لباس بلدین اتو بزنین؟!!!
منم هاج و واج مونده بودم
#مخاطب
+چرا؟ مگه نظامیا دست ندارن لباس اتو کنن؟😕
@khastegarybazi
Erinyes
یکی از خواستگارام نظامی بود ازم پرسید لباس بلدین اتو بزنین؟!!! منم هاج و واج مونده بودم #مخاطب +چرا
اینو دیدم خواستم بگم
لباساشون جنسش مزخرفه دهن آدم سرویس میشه تا صاف شده
تازه این خوبه عمامه هارو دیدین سه مترننننن سه متررر
باید پهنش کنی وسط حیاط بشوری 😂😂
یه نفر بهم گفت باید ناشکری نکرد و صبر داشت تا دید خدا چی میخواد ....
دلم میخواد بگم خدا نخواست
ولی شاید چیزی پشتش نه؟
الان اینطوریم که
نمیدونم چی داره میشه
چرا داره میشه
چرا الان آنقدر یدفع اونم با وضعیت ذهنی من
🙂